دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نظام الدین عبید زاکانی

No image
نظام الدین عبید زاکانی

كلمات كليدي : عبيد زاكاني، طنزپرداز، خاندان زاكانيان، عبيد، كليات عبيد زاكاني، رساله دلگشا، اخلاق الاشراف

نویسنده : داریوش سعادتی لیلان و اعظم بابائی

تولد: 700 ق – قزوین

وفات 771/ 772 ق

عبید زاکانی نظام الدین/ نجم الدین (700 – 771/772 ق)، نویسنده و شاعر و طنزپرداز قرن هشتم و متخلص به «عبید» می باشد. وی از خاندان زاکانیان، تیره‌ای از اعراب بنی خفاجه است که در قزوین به دنیا آمد و در همان شهر نشو و نما یافت و در ابتدای امر در شمار وزیران در آمد.

در زمان شیخ ابواسحاق اینجو به شیراز رفت و وزیرش رکن الدین عمید الملک را مدح گفت. همچنین سلطان اویس جلایر و شاه شجاع را نیز ستایش کرد. مدتی هم در بغداد به همراه سلمان ساوجی به سر برد.

عبید علاوه بر اینکه در سرودن شعر در قالبهای مختلف استاد بود از قوی‌ترین طنزپردازان ایران به شمار می‌رود که با تازیانه انتقاد و طنز، اوضاع اخلاقی و سیاسی عصر خود را به زبان هزل و طنز و نکوهش بیان کرده است. عباس اقبال آشتیانی نخستین کسی است که به اهمیت آثار عبید از لحاظ جامعه شناسی پی برد و آن را در مقدمه‌اش بر «کلیات عبید زاکانی» متذکر شد.

اهمیت عبید زاکانی در عرصه ادب فارسی

دوره‌ای که عبید در آن زندگی می‌کرد – قرن هشتم- جامعه ایران از نظر سیاسی، مذهبی فرهنگی و اجتماعی در زوال و ابتذال به سر می‌برد. در نتیجۀ حمله و سپس استیلای مغولان بر مسند حاکمیت کشور، انواع فسق و فجور رواج یافته و فساد چه در میان اعوان و اشراف و چه در میان مردم رواج داشت. قسمتی از نابسامانی‌های زمانه در شعر شاعرِ معاصر عبید – خواجه حافظ شیرازی – انعکاس یافته است. عبید هم به سهم خود در قالب هزل و هجو و طنز این فساد و تباهی کشور را انعکاس داده و رندانه از آن انتقاد کرده است.

قسمت زیادی از طنزها و هجوهای عبید با هدفی انتقادی نوشته شده‌اند؛ اما قسمتی دیگر، هزل محض هستند و حاصل این طرز فکر عبید، که زندگی را نمی‌شود فقط به جدّ گذارند و لاجرم اندکی هم خنده و مزاح لازم است.

آثار او:

اخلاق الاشراف: در این اثر، همانطور که از اسمش پیداست به انتقاد از اخلاق بزرگان و اشراف کشور پرداخته شده است. او صفات اخلاقی پسندیده را به دلیل اینکه از رواج افتاده‌اند و کسی به آنها عمل نمی‌کند، «مذهب منسوخ» نامیده و در مقابل روشی که در پیش گرفته‌اند را «مذهب مختار» نامیده است. مثلاً در تعریف «صدق» در صدق معمولِ زمان می‌فرماید:

«اما صدق: بزرگان می‌فرمایند به این خلق اراذل حضایل است. چه مادّه خصومت و زیان زدگی صدق است.

هر کس که نهج صدق ورزد، پیش هیچ کس عزّتی نیابد. فرد باید که تا تواند پیش مخدومان و دوستان خوشامد گوید و دروغ و سخن به ریا گوید «صدق‌الامیر» را کار فرماید. هر چه بر مزاج مردم راست آید، آن در لفظ آرد...».

رساله دلگشا: مجموعه‌ای از حکایات که قسمتی به عربی و بیشتر به فارسی است. دارای نثری روان، فصیح و موجز در انتقاد از اخلاق و آداب ِ زمان. مثلاً: اعرابیی را روباهی بگزید، پیش مرهم‌نهی رفت، مرهم‌نِه پرسید: «چه آن گزید؟» گفت: «ماده سگی!» و شرم داشت بگوید روباهی. چون به مرهم نهادن پرداخت، مرد گفت: چیزی هم از مرهم روباه گزیدگی بر آن بیفزای!»

تعریفات: این کتاب به سبک لغت نامه‌ای تدوین یافته و مشتمل بر ده فصل است، از جمله در بابِ دنیا و مافیها، در قاضی و متعلقات آن و...؛ در این رساله نیز همچنان طعن و انتقاد بر اوضاع و احوال اجتماعی به لطف و زیبایی دیده می‌شود. نویسنده کلماتی را انتخاب کرده و تعریفی طنز آمیز از آن ارائه داده است. مثلاً؛ اسعدی: آنکه هرگز راست نگوید؛ النامحرم: اهل و عیال؛ الریش: دستاویز متفکران.

از دیگر آثار عبید: صدپند، ریش‌نامه، قصیده معروف موش و گربه.

مجموعاً عبید زاکانی، طنز پردازی موفق است که در ادبیات پارسی و در زمینه فرهنگ و اجتماع، آثارش در خور توجه است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رزق حلال

رزق حلال

امام صادق (ع) قرمودند: «ترک یک لقمه‌ حرام‌ نزد خدا، محبوب تر است از هزار رکعت نماز مستحبی.» (بحار الأنوار (ط ـ بیروت)، ج‌90، ص373)
نفاق

نفاق

امیرالمؤمنین علی (ع):«از نفاق دوری کن، به درستی که فرد دو رو نزد خداوند متعال دارای جایگاه و منزلت نیست.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌2، ص304)
عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

حضرت علی(ع) فرمودند: «هرکس اعضا و جوارح خویش را از حرام بازدارد، اخلاقش نیکو می گردد.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌5، ص432).
دوری از موضع تهمت

دوری از موضع تهمت

امام صادق (ع) فرمودند: هرگاه مؤمن به برادر [دینی] خود تهمت بزند، ایمان در قلب او از میان می‌رود، هم چنان که نمک در آب، ذوب می‌شود. (مشکاةالأنوار فی غررالأخبار، طبرسی، علی بن حسن، ص319)
قناعت

قناعت

حضرت علی (ع) فرمودند: «به جستجوی بی‌نیازی برخاستم، آن را جز در قناعت نیافتم؛ همواره قناعت کنید، تا بی‌نیاز باشید.» (جامع الأخبار (للشعیری)، محمد بن محمد،ص123)

پر بازدیدترین ها

عن علی (علیه السلام) قال:«یا کمیل ما من حرکه الا و انت محتاج فیها الی معرفه»

عن علی (علیه السلام) قال:«یا کمیل ما من حرکه الا و انت محتاج فیها الی معرفه»

علی «علیه السلام» به "کمیل ابن زیاد" فرمودند: «هیچ حرکتی و فعالیتی نیست مگر آنکه تو در انجام آن به علم و معرفت نیاز داری» (تحف العقول ص: 171)
No image

امام حسین (ع): «الناسُ عبیدُ الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرَّت معایشُهم فاذا مُحَّصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون»

«مردم بندۀ دنیایند و دین بر زبانشان می‌چرخد و تا وقتی زندگی‌هاشان بر محور دین بگردد، در پی آنند، امّا وقتی به وسیلۀ «بلا» آزموده شوند، دینداران اندک می‌شوند.»
قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

امام علی (علیه‌السلام) فرمود: «فرصت مانند ابر از افق زندگی می‌گذرد، مواقعی که فرصت‌های خیری پیش می‌آید غنیمت بشمارید و از آن‌ها استفاده کنید»
قال رسول الله (ص): «الصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَة، وَ صَبْرٌ عَلَی الطّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ المَعْصِیَة...»

قال رسول الله (ص): «الصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَة، وَ صَبْرٌ عَلَی الطّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ المَعْصِیَة...»

رسول گرامی (ص) فرمود: صبر سه گونه است، پس کسی که در مصیبت صبر کند تا به زیبائی، عزایش‌ را بگذراند، خدا برایش سیصد درجه مقرر دارد که مابین درجه‌ای تا دیگری چون فاصلة زمین تا آسمان باشد. و کسی که بر اطاعت خدا صبر کند خدایش ششصد درجه دهد که فاصلة درجه‌ای تا دیگری مثل فاصلة درون زمین تا عرش باشد و کسیکه در مقابل معصیت صبر و مقاومت ورزد، خدایش نهصد درجه دهد که فاصلة درجه‌ای تا دیگری مثل فاصلة قعر زمین تا پایان عرش باشد. (اصول کافی باب الصبر حدیث 15 ( مترجم ج 3 ص 145))
«وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَاد» (بقره/207)

«وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَاد» (بقره/207)

«افرادی هستند (امیر مؤمنان علی (علیه‌السّلام)) که جان خویش را با خداوند معامله می‌کند به خاطر به دست آوردن رضایت او، و خداست که نسبت به بندگانش مهربان است».
Powered by TayaCMS