دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هیأت مدیره

No image
هیأت مدیره

كلمات كليدي : هيأت مديره، مديران شركت، ساختار هيئت مديره، شرائط عضويت در هيأت مديره

نویسنده : رضا پيراني

برای اداره شرکت دو رکن لازم است. رکن اول اداره شرکت که توسط هیئت مدیره انجام می‌شود و قانونگذار در ( لایحه قانونی 1347) به اداره جمعی شرکت توسط هیئت مدیره، جنبه قانونی بخشیده است. باید توجه داشت، هیأت مدیره نمایندگان سهامداران محسوب نمی‌شوند، بلکه یکی از ارکان اداره شرکت می‌باشند.[1] از وظایف هیئت مدیره انتخاب شخص حقیقی به سمت مدیرعاملی شرکت می‌باشد. مدیرعامل نیز رکن دوم اداره شرکت را تشکیل می‌دهد.

ساختار هیئت مدیره

هیئت مدیره از تعداد مدیرانی تشکیل شده است که مسئولیت اداره امور داخلی شرکت را برعهده دارند. هیئت مدیره باید صورت شورایی داشته باشد، در شرکتهای سهامی عام و خاص مدیریت انفرادی وجود ندارد.

1- تعداد اعضای هیئت مدیره.( ماده 107 لایحه قانونی) مقرر کرده است که در شرکتهای سهامی عام تعداد اعضای هیئت مدیره، نباید از پنج نفر کمتر باشد و چون اعضای هیئت مدیره حتما باید سهامدار شرکت باشند پس تعداد شرکاء نباید از پنج نفر کمتر باشد این ماده با ماده 3 لایحه قانونی تناقض پیدا می کند. در رفع تناقض بین این ماده و ماده 3 لایحه قانونی که حداقل تعداد اعضای شرکت را سه نفر اعلام کرده است، باید بگوییم که ماده 107 وارد بر ماده 3 لایحه است پس تعداد اعضای شرکتهای سهامی عام نباید از پنج نفر کمتر شود[2]. در مورد شرکتهای سهامی خاص چون حداقل شرکای شرکت سه نفر می‌باشد و شرکت باید به صورت شورایی اداره شود پس حداقل مدیران هیئت مدیره نیز سه نفر می‌باشد. چنانچه تعداد اعضای هیئت مدیره از مقدار مصوب در اساسنامه و یا قانون کمتر شود، تصمیمات آنها از اعتبار ساقط است و باید اعضای علی البدل جای اعضای خارج شده از هیئت مدیره را بگیرند و اگر کفایت نکرد مدیران بلافاصله مجمع عمومی عادی شرکت را جهت تکمیل اعضای هیئت مدیره دعوت نمایند.

2- برای مدیریت در شرکت علاوه بر شخص حقیقی، شخص حقوقی نیز می‌تواند مدیر شرکت شود و کسی را به نمایندگی از خود جهت انجام وظایف مدیریت معرفی کند این نماینده و شخص حقوقی با هم مسئولیت تضامنی دارند. مدیران شرکت نمی‌توانند از بابت عزل خود از مدیریت شرکت، تقاضای ضرر و زیان بنمایند، مگر اینکه عزل آنان در نتیجه سوء استفاده از حق صورت گرفته باشد [3].

شرائط عضویت در هیأت مدیره

سه شرط برای عضویت در هیأت مدیره ضروری است.

أ‌.اهلیت. صرف دارا بودن اهلیت برای عضوی در هیأت مدیره کفایت می‌کند، به همین خاطر صغیر ممیز با اجازه ولی خود می‌تواند مدیر شرکت شود(ماده 85 قانون امور حسبی)

ب‌.سهامدار شرکت باشند.این سهام نباید از تعداد سهامی که به موجب اساسنامه جهت دادن رای در مجامع عمومی(منظور از مجامع عمومی، مجامع عادی و فوق العاده است)[4] لازم است کمتر باشد(ماده 114 لایحه قانونی). این سهام برای تضمین خسارتی است که ممکن است از تقصیر مدیران ناشی شود، این سهام با نام و غیر قابل انتقال است.

ج‌. محرومین و ممنوعین از مدیریت در شرکت. قانونگذار در (ماده 111 لایحه قانونی) به منظور حفظ سلامت شرکت سهامی، افرادی را از مدیریت در این شرکتها محروم کرده است. این افراد عبارتند از: مهجورین، ورشکسته با حکم دادگاه، مرتکبین به سرقت، خیانت در امانت، کلاهبرداری، جرایمی که در حکم خیانت در امانت و کلاهبرداری، اختلاس، تدلیس، تصرف غیر قانونی اموال عمومی که به محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم گردیده اند. همچنین برخی افراد به موجب قوانین مختلفه از مدیریت در شرکتها منع شده‌اند. مانند اصل 41 قانون اساسی که رئیس‌جمهور، وزراء و کارمندان دولت را از مدیریت در شرکتهای خصوصی منع کرده است.

وظایف هیئت مدیره.

1. وظایف عمومی: مدیریت اجرایی شرکت را بر عهده دارند مانند: انتخاب رئیس و نائب رئیس هیئت مدیره و یا عزل آنان. انتخاب و تعیین حدود اختیارات مدیرعامل و عزل او. دعوت از مجامع عمومی و ...

2. حراست از سرمایه: یکی از وظایف اصلی هیئت مدیره است و هیئت مدیره مکلف به حفظ حداقل سرمایه شرکت می‌باشد.

3. تقسیم سود: هیئت مدیره مکلف است که به حسابها( سود، و زیان و ترازنامه شرکت ) بپردازد و مجمع عمومی سالانه را برای تصویب عملیات سال مالی دعوت نماید.[5]

اختیارات هیئت مدیره:

تعیین حق الزحمه مدیرعامل (ماده 124 لایحه قانونی)، ترتیب اندوخته قانونی(ماده 140 لایحه قانونی)، اصلاح اساسنامه پس از افزایش و یا کاهش سرمایه(ماده 163 لایحه قانونی) و ...

مقاله

جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - حقوق تجارت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رزق حلال

رزق حلال

امام صادق (ع) قرمودند: «ترک یک لقمه‌ حرام‌ نزد خدا، محبوب تر است از هزار رکعت نماز مستحبی.» (بحار الأنوار (ط ـ بیروت)، ج‌90، ص373)
نفاق

نفاق

امیرالمؤمنین علی (ع):«از نفاق دوری کن، به درستی که فرد دو رو نزد خداوند متعال دارای جایگاه و منزلت نیست.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌2، ص304)
عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

حضرت علی(ع) فرمودند: «هرکس اعضا و جوارح خویش را از حرام بازدارد، اخلاقش نیکو می گردد.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌5، ص432).
دوری از موضع تهمت

دوری از موضع تهمت

امام صادق (ع) فرمودند: هرگاه مؤمن به برادر [دینی] خود تهمت بزند، ایمان در قلب او از میان می‌رود، هم چنان که نمک در آب، ذوب می‌شود. (مشکاةالأنوار فی غررالأخبار، طبرسی، علی بن حسن، ص319)
قناعت

قناعت

حضرت علی (ع) فرمودند: «به جستجوی بی‌نیازی برخاستم، آن را جز در قناعت نیافتم؛ همواره قناعت کنید، تا بی‌نیاز باشید.» (جامع الأخبار (للشعیری)، محمد بن محمد،ص123)

پر بازدیدترین ها

عن علی (علیه السلام) قال:«یا کمیل ما من حرکه الا و انت محتاج فیها الی معرفه»

عن علی (علیه السلام) قال:«یا کمیل ما من حرکه الا و انت محتاج فیها الی معرفه»

علی «علیه السلام» به "کمیل ابن زیاد" فرمودند: «هیچ حرکتی و فعالیتی نیست مگر آنکه تو در انجام آن به علم و معرفت نیاز داری» (تحف العقول ص: 171)
No image

امام حسین (ع): «الناسُ عبیدُ الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرَّت معایشُهم فاذا مُحَّصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون»

«مردم بندۀ دنیایند و دین بر زبانشان می‌چرخد و تا وقتی زندگی‌هاشان بر محور دین بگردد، در پی آنند، امّا وقتی به وسیلۀ «بلا» آزموده شوند، دینداران اندک می‌شوند.»
قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

امام علی (علیه‌السلام) فرمود: «فرصت مانند ابر از افق زندگی می‌گذرد، مواقعی که فرصت‌های خیری پیش می‌آید غنیمت بشمارید و از آن‌ها استفاده کنید»
قال رسول الله (ص): «الصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَة، وَ صَبْرٌ عَلَی الطّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ المَعْصِیَة...»

قال رسول الله (ص): «الصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَة، وَ صَبْرٌ عَلَی الطّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ المَعْصِیَة...»

رسول گرامی (ص) فرمود: صبر سه گونه است، پس کسی که در مصیبت صبر کند تا به زیبائی، عزایش‌ را بگذراند، خدا برایش سیصد درجه مقرر دارد که مابین درجه‌ای تا دیگری چون فاصلة زمین تا آسمان باشد. و کسی که بر اطاعت خدا صبر کند خدایش ششصد درجه دهد که فاصلة درجه‌ای تا دیگری مثل فاصلة درون زمین تا عرش باشد و کسیکه در مقابل معصیت صبر و مقاومت ورزد، خدایش نهصد درجه دهد که فاصلة درجه‌ای تا دیگری مثل فاصلة قعر زمین تا پایان عرش باشد. (اصول کافی باب الصبر حدیث 15 ( مترجم ج 3 ص 145))
«وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَاد» (بقره/207)

«وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَاد» (بقره/207)

«افرادی هستند (امیر مؤمنان علی (علیه‌السّلام)) که جان خویش را با خداوند معامله می‌کند به خاطر به دست آوردن رضایت او، و خداست که نسبت به بندگانش مهربان است».
Powered by TayaCMS