دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اسطوره شناسی Mythologie

No image
اسطوره شناسی Mythologie

كلمات كليدي : اسطوره، اسطوره شناسي، ميتولوژي، تاريخ اديان، ادبيات فارسي

نویسنده : اعظم بابایی

برای تعریف اسطوره‌شناسی باید ابتدا معنای اسطوره را دانست. اسطوره«myth» داستانی است که در اعصار قدیم برای بشر باستانی معنایی حقیقی داشته است ولی امروزه در معنای لفظی و اولیه‌ی خود حقیقت محسوب نمی‌شود. به عبارت دیگر اسطوره زمانی«history» یعنی تاریخ بوده است (معمولا تاریخ مقدس) اما امروزه به صورت «Story» یعنی داستان فهمیده می‌شود.[1]

«اسطوره‌شناسی» یا "Mythologie" دانشی است که به بررسی روابط میان اسطوره‌ها و جایگاه آنها در دنیای معاصر می‌پردازد. علاوه‌براین به مجموعه‌ی اساطیر یک ملت، نیز اسطوره‌شناسی می‌گویند. بنابراین اسطوره‌شناسی هم بر مطالعه‌ی اسطوره، هم بر مجموعه اساطیر متعلق به یک سنت مذهبی خاص دلالت دارد.[2]

اسطوره‌شناسان امروزه در پی آنند که بتوانند پوسته‌ی افسانه‌ها را که گاه سخت ستبر است، فروشکافند و به مغز معنا در آن راه جویند. هدف تلاشگران در اسطوره‌شناسی نو آن است که نمادها و نشانه‌های رازگونه که زبان اسطوره را می‌سازد، بکاوند و پاره‌ها و اندیشه‌های نهفته در آنها را بیرون کشیده، بررسی کنند. بدین‌سان، این علم در کنار دو دانش دیرینه‌‌ی باستان‌شناسی و
زبان‌شناسی تاریخی، دانشی است که به یاری آن می‌توان پاره‌هایی از فرهنگ ناشناخته و گمشده‌ی آدمی را در روزگاران گذشته بازیافت. دانش اسطوره‌شناسی، بدین‌سان در دیرینه‌شناسیِ فرهنگی سودمند و کارا می‌تواند باشد و حتی بیش از آن در دانش‌های دیگر، می‌تواند کاربرد داشته باشد، زیرا باورها و اندیشه‌های کهن در اسطوره هنوز به گونه‌ای زنده‌اند و در بافت اندیشه و ساختار روانی ما، کارآیی و کارسازی دارند. ما با بررسی و کاوش در اسطوره‌ها، گذشته از روشن ساختن بخش‌های تاریک تاریخ، می‌توانیم به بخش‌های تاریک از نهاد و روان خود دست یابیم.[3]

بنابراین دانش اسطوره‌شناسی، ماهیتا با علوم دیگری مثل زبان‌شناسی، تاریخ ادیان، جامعه‌شناسی، باستان‌شناسی و... ارتباط پیدا می‌کند و دانشمندان همین علوم به رشد و تکامل این علم (اسطوره‌شناسی) کمک می‌کنند. چرا که از یک طرف اینان برای بررسی‌های خود به شناخت اسطوره‌های ملت نیازمندند و از سوی دیگر، برای شناخت و تحلیل اسطوره باید از نگاه‌های مختلف به آن نگریست؛ پس لازم است که یک بررسی نظام‌مند و تحلیل ساختاری جامعه‌شناختی، زبان‌شناختی، انسان‌شناختی و تاریخی و دینی از آن به عمل آید.

تاریخچه‌ی اسطوره‌شناسی

نخستین کسانی که به اسطوره‌شناسی توجه کردند، فیلسوفان سده‌های سوم و دوم بیش از میلاد مسیح بودند. رشد فلسفه در یونان باستان باعث رشد تفسیرهای تمثیلی از اسطوره گشت؛ از جمله، مفاهیم ژرف‌تر و پنهان در متون اساطیری باز شناخته شد. در این دوره پژوهندگان بیشتر پیرو مکتب «اوهمر»(320 تا 260 ق.م) بودند. این نویسنده‌ی یونانی باور داشت که ایزدان همان بزرگ مردانی متعال و معزز بودند که نعمت‌های بسیار برای ابنای بشر آوردند. اوهمر پایگاهی زمینی برای زئوس و ایزدان قائل بود. می‌توان گفت او برای اساطیر خاستگاهی تاریخی می‌جست. در قرون وسطی دیدگاه نوینی در اسطوره‌شناسی پدید نیامد. حتی در دوره‌ی نوزایی(رنسانس) نیز تفسیر اسطوره‌ای، تمثیل‌گونه و هنوز در پرتو مکتب اوهمر بود.[4]

بررسی و شناخت دقیق اسطوره در غرب از سده‌ی هجدهم میلادی آغاز گردید. بیشتر مطالعات در آن دوره، درباره‌ی اساطیر کلاسیک یونان و روم بود. به همین سبب پژوهندگان سده‌ی 18، روش‌های تفسیری ویژه‌ای داشتند. در آغاز سده‌ی 19 یعنی از 1800میلادی، رمانتیک‌ها شیفته‌ی زبان و فرهنگ هند و اروپایی شدند و در زمینه‌ی تاریخ، فلسفه و اساطیر به مطالعه و تطبیق پرداختند. «فریدریش کروزر» در سده‌ی نوزده اسطوره‌شناسی را به‌عنوان یک علم مستقل مطرح نمود و هم او بود که مکتب نمادی یا رمزی را بنیان نهاد و از اسطوره تعابیر نمادین کرد.[5]

«زیگموند فروید» (1856-1939 م) و شاگردش «کارل گوستاو یونگ»(1874-1961م) از دیدگاه روان‌شناسی به اساطیر نگریستند. مردم‌شناسان، اساطیر را برای شناخت بهتر تمدن‌ها و جوامع و آداب و رسوم آنها بررسی می‌کنند. نویسندگان تاریخ ادیان، اساطیر را برای شناخت عقاید و نظام‌های فکری جوامع پیشین تجزیه و تحلیل می‌کنند.[6]

دانش اساطیر با دین و مذهب نیز پیوند می‌خورد، ولی پیداست که این امری ثانوی و تا حدودی خارجی نسبت به گوهر اسطوره‌شناسی است. در واقع آنچه جوهر و یا ذات اسطوره محسوب می‌شود این است که اسطوره آفریده‌ی تخیل است و در التقای سه جریان قرار دارد: تبیین پدیده‌های طبیعت، قصه‌های سرگرم‌کننده و افسانه‌های پهلوانی و در نتیجه زاده‌ی طبع شاعران و مورخان است.[7]

به‌طورکلی این دانش - با نگاه نوِ آن - دانشی نوپا و جدید است که در غرب توجه بسیاری از محققان را جلب کرده است و در ایران این دانش بسیار نوپا است و بعضا در این زمینه تألیفاتی وجود دارد. اغلب مترجمان به ترجمه‌ی نتایج مطالعات غربیان در این زمینه می‌پردازند؛ از جمله «جلال ستاری» که آثاری از نویسندگان غربی را تحت عنوان جهان اسطوره‌شناسی، دانش اساطیر و... ترجمه کرده است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رزق حلال

رزق حلال

امام صادق (ع) قرمودند: «ترک یک لقمه‌ حرام‌ نزد خدا، محبوب تر است از هزار رکعت نماز مستحبی.» (بحار الأنوار (ط ـ بیروت)، ج‌90، ص373)
نفاق

نفاق

امیرالمؤمنین علی (ع):«از نفاق دوری کن، به درستی که فرد دو رو نزد خداوند متعال دارای جایگاه و منزلت نیست.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌2، ص304)
عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

حضرت علی(ع) فرمودند: «هرکس اعضا و جوارح خویش را از حرام بازدارد، اخلاقش نیکو می گردد.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌5، ص432).
دوری از موضع تهمت

دوری از موضع تهمت

امام صادق (ع) فرمودند: هرگاه مؤمن به برادر [دینی] خود تهمت بزند، ایمان در قلب او از میان می‌رود، هم چنان که نمک در آب، ذوب می‌شود. (مشکاةالأنوار فی غررالأخبار، طبرسی، علی بن حسن، ص319)
قناعت

قناعت

حضرت علی (ع) فرمودند: «به جستجوی بی‌نیازی برخاستم، آن را جز در قناعت نیافتم؛ همواره قناعت کنید، تا بی‌نیاز باشید.» (جامع الأخبار (للشعیری)، محمد بن محمد،ص123)

پر بازدیدترین ها

No image

قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلّى اللّه علیه و آله):«اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤمنینَ لا تَبْرُدُ اَبَداً.»

پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: «براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی‌شود.» (جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556)
No image

امام حسین (ع): «الناسُ عبیدُ الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرَّت معایشُهم فاذا مُحَّصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون»

«مردم بندۀ دنیایند و دین بر زبانشان می‌چرخد و تا وقتی زندگی‌هاشان بر محور دین بگردد، در پی آنند، امّا وقتی به وسیلۀ «بلا» آزموده شوند، دینداران اندک می‌شوند.»
عن ابی عبد الله (علیه‌السّلام) قال: قال امیرالمؤمنین(ع):«إن الله جمیلٌ یُحِبُّ الجمال، و یُحِبُّ اَنْ یَری اَثَر النِعمة علی عَبْدِه»

عن ابی عبد الله (علیه‌السّلام) قال: قال امیرالمؤمنین(ع):«إن الله جمیلٌ یُحِبُّ الجمال، و یُحِبُّ اَنْ یَری اَثَر النِعمة علی عَبْدِه»

امام صادق (علیه‌السّلام) از جدّ گرامیش علی (علیها‌السّلام) روایت کرده است که فرمود: «خداوند جمیل است و جمال و زیبایی را دوست دارد و همچنین دوست دارد که اثر نعمت‌های خود را در مردم مشاهده نماید» (کافی، ج6، ص 438)
قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

امام علی (علیه‌السلام) فرمود: «فرصت مانند ابر از افق زندگی می‌گذرد، مواقعی که فرصت‌های خیری پیش می‌آید غنیمت بشمارید و از آن‌ها استفاده کنید»
امام حسین (ع): «اِن لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعادَ کونوا احراراً فی دنیا کم»

امام حسین (ع): «اِن لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعادَ کونوا احراراً فی دنیا کم»

«ای پیروان آل ابوسفیان، اگر دین ندارید و از معاد نمی‌ترسید، پس در دنیایتان آزاده باشید» (بحارالانوار، ج 45، ص 49)
Powered by TayaCMS