دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اسلام و عرفیت سکولار

به اهتمام نظریه عرفی شدن دین یا فقه، یک اندیشه وارداتی و کپی برداری روشن از بستر اصلی این اندیشه در غرب مسیحی است که به هیچ وجه با اسلام و جامعه اسلامی سازگار نمی‌باشد. مفهوم نخست از عرفی شدن عبارتست از 1- عقلانی شدن باورها، 2- عقلایی شدن احکام رفتاری. نهایتا بواسطه این نظریه، از حقیقت و گوهر و حتی پوسته و صدف دین نیز چیزی باقی نمی ماند.
اسلام و عرفیت سکولار
اسلام و عرفیت سکولار

نویسنده: محمد مهدی معتمدی

به اهتمام نظریه عرفی شدن دین یا فقه، یک اندیشه وارداتی و کپی برداری روشن از بستر اصلی این اندیشه در غرب مسیحی است که به هیچ وجه با اسلام و جامعه اسلامی سازگار نمی‌باشد. مفهوم نخست از عرفی شدن عبارتست از 1- عقلانی شدن باورها، 2- عقلایی شدن احکام رفتاری. نهایتا بواسطه این نظریه، از حقیقت و گوهر و حتی پوسته و صدف دین نیز چیزی باقی نمی ماند.  

سکولاریسم یا عرفی شدن دین: مفهوم دوم از عرفی شدن «عبارتست از افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که در اعصار گذشته دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».(مجله کیان، شماره24، ص 19) عوامل و زمینه‌های بروز سکولاریسم در غرب را برشمرده و گفتیم که اینها یک رشته عوامل و بسترهای مناسبی بود که ایده «سکولاریسم» را پدید آورد و زادگاه این عوامل و تاثیرگذاری آنها مربوط به جهان غرب و آیین کلیسا است و هیچ یک از این عوامل در آیین اسلام و محیط دینی و علمی اسلامی وجود نداشته و اکنون نیز ندارد. طبعاً با فقدان چنین بستر، چنین فرزند نامشروعی نیز در شرق اسلامی چشم به جهان نخواهد گشود. ولی جای تاسف است که گروهی این نتیجه ناپسند را از بستر خود جدا کرده و می‌خواهند آن را بر بستر اسلام تحمیل کنند و با برداشت‌های غیر صحیح از یک رشته تعالیم دینی ایده «جدایی دین از سیاست» از روز نخست، یا به صورت تدریجی را، بر اسلام تحمیل می‌نمایند. هر نوع داوری صحیح درباره هر آیینی بالاخص اسلام، بستگی به این دارد که پیش از هر مرجعی، به خود آن، مراجعه کنیم و با بررسی جهات مختلف آن، به پاسخگویی بپردازیم. اکنون می‌خواهیم صحت و سقم «سکولاریسم» و یا عرفی شدن دین را با منابع اصیل اسلامی مانند قرآن و حدیث در میان بگذاریم، هرگاه پاسخ در این مرحله کاملاً منفی باشد دیگر تحمیل عقیده بر نظامی که خودش نافی آن عقیده است، کاملاً امری نامعقول می‌باشد.

«سکولاریسم» آن است که دین از متن جامعه، به گوشه خانه و مسجد برود و دست دین در تقنین و قانونگذاری و اجرای احکام الهی و داوری در کشمکش‌ها، کوتاه شود، و دین جز یک رابطه معنوی فرد با خدای جهان، مفهوم دیگری نداشته باشد. چنین تفسیری از دین که با سکولاریسم هماهنگ است، مورد پذیرش آیین اسلام نیست، زیرا، قوه مقننه در دو مرحله (تشریع احکام به وسیله وحی و تبیین جزئیات به وسیله فقها) و قوه مجریه که از آنِ آمران به معروف و ناهیان از منکر است و قوه قضائیه که کار آن فصل خصومت‌ها به وسیله آگاهان از قوانین قضائی اسلام می‌باشد، جزء متن اسلام بوده و از پیکره آن جدا نمی‌باشد و آیات و روایاتی که پیرامون این سه قوه وارد شده نافی سکولاریسم و عرفی شدن دین است. هرگاه فردی علاقه‌مند است که دین عرفی شود، و در امور اجتماعی، قضائی و سیاسی مداخله نکند، مطلبی است و امّا اینکه اسلام یک چنین آیینی است، مطلب دیگری است و این دو را نباید به هم آمیخت، افراد واقع بین، خواسته‌های خود را بر واقعیات تحمیل نمی‌کنند و از هر نوع پیش داوری پرهیز می‌نمایند. کتابهای فقهی علمای اسلام که در طول چهارده قرن نگارش یافته، مملو از دلایل و شواهدی از آیات و روایات، بر وجود چنین سه قوه است، که نمی‌توان آن را انکار کرد. اینک ما به نمونه‌هایی از آیات و روایات که هر یک ناظر به یکی از این قوای سه‌گانه است اشاره می‌کنیم. اسلام معتقد است که جعل قانون درباره فرد و اجتماع نیاز به ولایت دارد. و هیچ فردی بر فرد دیگر جز خدا ولایت ندارد. از آنجا که او خالق همگان است و مصالح همگان را بهتر از دیگران می‌داند قانونگذاری از آن او است و در این شعار اسلام«حکم از آن خداست، فرمان داده جز او را نپرستید».( یوسف/40)جمله «امَرَ» حاکی از آن است که جمله «ان الحکم» مربوط به تقنین و تشریع است و اینکه هیچ مقامی حق جعل قانون ندارد. متجاوز از هزار و چهارصد سال است که فقیهان اسلام کلیه احکام مربوط به زندگی انسان را در قلمروهای مختلف از کتاب و سنت استفاده کرده و کتاب‌های فقهی فزون از حد نگاشته‌اند که گردآوری آنها در یک نقطه کتابخانه عظیمی را تشکیل می‌دهد. اکنون سئوال می‌شود که در برابر این فرهنگ غنی از نظر تقنین چگونه می‌توان این قوه را از پیکر اسلام گرفت و همه آیات و روایات را به دست فراموشی سپرد و در کنار سفره غربیان و یا عقول جمعی نشست؟!امام باقر(ع) می‌فرماید: «خدا چیزی را که مردم به آن در زندگی نیاز دارند، فروگذار نکرد و آن را در کتاب خود فرو فرستاده و برای رسولش روشن ساخته است». (وسائل الشیعه:ج 18، ص311) در طول چهارده قرن، قوانین اسلامی، امت اسلامی را در قلمروهای مختلف هدایت کرده و آنها را از هر نوع دست یازیدن به تقنین بیگانه مستغنی ساخته است. قوانین خدا که خود تشریع کننده آنها است به وسیله وحی الهی در اختیار مردم قرار گرفته است و فقیهان مکلفند که با تبیین و تفسیر آنها، به گسترش آنها بپردازند تا همگان در جریان احکام کلی الهی قرار گیرند. ولی مع الوصف‌، اسلام از عقول دسته‌جمعی بهره گرفته و مسئله «مشاوره» را مطرح کرده که نمونه آن می‌تواند، مجلس شورای اسلامی برای برنامه‌ریزی باشد. از پیامبر(ص) در مورد دور اندیشی سئوال شد، فرمود: «مشورت با اندیشمندان و آن گاه عمل به رای آنها».(همان، ص224) آیات و روایات درباره اهمیت مشاوره فزون‌تر از آن است که در اینجا بیاوریم ولی قلمرو اینها، مسائل اجتماعی و سیاسی و به اصطلاح برنامه‌ریزی است و نه اصل تشریع زیرا تشریع الهی ما را از هر تشریعی بی نیاز کرده است و به تعبیر دیگر: در لباس قانون و کیفیت پیاده کردن آن نیاز به مشاوره است ولی در اصل حکم، پیرو وحی و ادله شرعی هستیم.

    روزنامه رسالت، شماره 7104، 20/7/89، صفحه 6 (نقد و نظر)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رزق حلال

رزق حلال

امام صادق (ع) قرمودند: «ترک یک لقمه‌ حرام‌ نزد خدا، محبوب تر است از هزار رکعت نماز مستحبی.» (بحار الأنوار (ط ـ بیروت)، ج‌90، ص373)
نفاق

نفاق

امیرالمؤمنین علی (ع):«از نفاق دوری کن، به درستی که فرد دو رو نزد خداوند متعال دارای جایگاه و منزلت نیست.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌2، ص304)
عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

حضرت علی(ع) فرمودند: «هرکس اعضا و جوارح خویش را از حرام بازدارد، اخلاقش نیکو می گردد.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌5، ص432).
دوری از موضع تهمت

دوری از موضع تهمت

امام صادق (ع) فرمودند: هرگاه مؤمن به برادر [دینی] خود تهمت بزند، ایمان در قلب او از میان می‌رود، هم چنان که نمک در آب، ذوب می‌شود. (مشکاةالأنوار فی غررالأخبار، طبرسی، علی بن حسن، ص319)
قناعت

قناعت

حضرت علی (ع) فرمودند: «به جستجوی بی‌نیازی برخاستم، آن را جز در قناعت نیافتم؛ همواره قناعت کنید، تا بی‌نیاز باشید.» (جامع الأخبار (للشعیری)، محمد بن محمد،ص123)

پر بازدیدترین ها

No image

قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلّى اللّه علیه و آله):«اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤمنینَ لا تَبْرُدُ اَبَداً.»

پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: «براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی‌شود.» (جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556)
No image

امام حسین (ع): «الناسُ عبیدُ الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرَّت معایشُهم فاذا مُحَّصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون»

«مردم بندۀ دنیایند و دین بر زبانشان می‌چرخد و تا وقتی زندگی‌هاشان بر محور دین بگردد، در پی آنند، امّا وقتی به وسیلۀ «بلا» آزموده شوند، دینداران اندک می‌شوند.»
عن ابی عبد الله (علیه‌السّلام) قال: قال امیرالمؤمنین(ع):«إن الله جمیلٌ یُحِبُّ الجمال، و یُحِبُّ اَنْ یَری اَثَر النِعمة علی عَبْدِه»

عن ابی عبد الله (علیه‌السّلام) قال: قال امیرالمؤمنین(ع):«إن الله جمیلٌ یُحِبُّ الجمال، و یُحِبُّ اَنْ یَری اَثَر النِعمة علی عَبْدِه»

امام صادق (علیه‌السّلام) از جدّ گرامیش علی (علیها‌السّلام) روایت کرده است که فرمود: «خداوند جمیل است و جمال و زیبایی را دوست دارد و همچنین دوست دارد که اثر نعمت‌های خود را در مردم مشاهده نماید» (کافی، ج6، ص 438)
قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

امام علی (علیه‌السلام) فرمود: «فرصت مانند ابر از افق زندگی می‌گذرد، مواقعی که فرصت‌های خیری پیش می‌آید غنیمت بشمارید و از آن‌ها استفاده کنید»
امام حسین (ع): «اِن لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعادَ کونوا احراراً فی دنیا کم»

امام حسین (ع): «اِن لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعادَ کونوا احراراً فی دنیا کم»

«ای پیروان آل ابوسفیان، اگر دین ندارید و از معاد نمی‌ترسید، پس در دنیایتان آزاده باشید» (بحارالانوار، ج 45، ص 49)
Powered by TayaCMS