دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امام خمینی (ره) و عقل اول

No image
امام خمینی (ره) و عقل اول

امام خميني (ره) و عقل اول

محمد كریمی حسین آبادی

امام خمینی (ره) در تقریرات فلسفه خود که بیشتر رنگ و بوی صدرایی دارد ضمن مطرح نمودن بحث صادر اول به بررسی موجودات پرداخته و پس از بررسی عرض و جواهر پنجگانه عقل را شایستة صادر اول بودن معرفی می‌کند. به این ترتیب امام عرض را به جهت تاخر رتبه نسبت به جوهر و تقدم شیء بر خود شایسته صادر اول بودن نمی‌داند. از طرف دیگر جواهری همچون هیولی، صورت، نفس و جسم نیز به دلیل محذورات عقلی نمی توانند صادر اول باشند؛ ایشان همچنین برای اثبات صادر اول بودن عقل به دلایل نقلی نیز اشاره می‌کند. بر این اساس حضرت امام می‌فرماید:
پس صادر اول باید یک موجود صرف الفعلیه و بسیط الهویه باشد و انتخاب نام آن هم به اختیار شماست آن را نور یا روحانیت محمدیه (ص) یا عقل اول یا قلم و یا هر چه دلت می‌خواهد، نامگذاری کن. اما دلیل نقلی بر اینکه صادر اول عقل است مانند قول پیامبر(ص) که: اول ما خلق الله العقل.
حضرت امام در کتاب شریف «شرح حدیث جنود عقل و جهل» پس از اشاره به خلقت عقل توسط خداوند، بر اساس تفاوت عالم خلق و امر، فیض منبسط را همان عالم امر می‌داند و در نتیجه بین عقل و فیض منبسط تفکیک قائل می‌شود. در ادامه، عقل را اولین مخلوق و تعین اول فیض منبسط الهی می‌نامد و بر این اساس به خصوصیت دیگر عقل اشاره می‌کند و می‌افزاید: به حسب این تحقیق، وصف دیگری که حق تعالی عقل را به آن توصیف فرموده ظاهر می‌شود. وآن اینکه: این حقیقت را از نور خود خلق فرموده (یعنی از فیض منبسط و نور اشراقی خود) زیرا متعین ظهور مطلق ومتقوم به آن است.
ایشان در همان کتاب، آفرینش عقل توسط نور منبسط و اضافة اشراقیه را یکی از ویژگیهای عقل می‌داند و معتقد است با آنکه همة ماسوی الله ظهور فیض منبسط و تجلی فیض اشراقی است ، اختصاص عقل اول یا دیگر عقول به وجود منبسط برای افاده این مطلب باشد که عالم عقلی جلوة تام و اولین تجلی این فیض است و سایر موجودات به واسطة عقل خلق شده اند.
نکتة مهم دیگر در اندیشه حضرت امام نگاهی است که ایشان به رابطة عقل و مشیت دارد. توضیح آنکه مشیت در اندیشة امام خمینی (ره) بر اساس روایتی از معصوم(ع) واسطة خلقت ماسوی الله است، این در حالی است که بر اساس روایتهای دیگر همین نقش را عقل نیز ایفا می‌کند. حضرت امام (ره) با توجه به همین نکته در توجیه اشکال مذکور معتقد است عقل به تعبیری همان مقام مشیت است، زیرا ظهور آن و مقام اجمال عوالم است.
این شاید همان نکته‌ای باشد که مورد نظر صدرالمتالهین نیز بوده است و بر اساس آن عقل را مقام اجمال وجود منبسط و وجود منبسط را تفصیل عقل اول می‌داند. بر این اساس اختلاف بین مجمل و مفصل به حسب نحوة ادراک است نه به جهت تفاوت در مدرَک؛ به این نحو که اگر عالم را بما هو حقیقه واحده لحاظ نماییم آن را موجودی بسیط و واحد می‌دانیم که به جعل بسیط از حق تعالی صادر شده است. اما اگر عالم را به نحو تفصیل لحاظ نماییم آن را دارای سلسله مراتب وجودی خواهیم دانست که اشرف اجزایش عقل اول است و پایین ترین مرتبه آن هیولای اولی است.
مرحوم آشتیانی نیز در مقدمة گرانقدر خود بر مصباح الهدایة امام، به بیانی دیگر همین نکته را مد نظر قرار داده و عین ثابت حضرت ختمی مرتبت را برتر از عقل اول می‌داند و بر این باور است که حقیقت محمدیه(ص) مظهر جمیع اسماء الهی است و نه تنها رتبة عقل اول را پایین تر از او می‌داند بلکه می‌افزاید:
مهمتر از همه آنکه عقل و روح اعظم به وجود حقانی متصف نیست و آن حقیقت کلیه محمدیه، سلام الله علیه، در قوس صعود، بعد از فناء فی الله و البقاء به، در کلیه اسماء سیر نموده، و به خواص کلیه اسمای الهیه متحقق گردیده، و با جمع بین مظهریت اسمای ظاهریه و باطنیه به مقام جمعیت بین الاسماء و مقام اطلاق از قیود مذکوره رسیده است و از باب اتحاد بین الظاهر و المظهر معنای حقیقی اسم اعظم اوست.
البته حضرت امام ( ره ) از نگاهی دیگر عقل اول و حقیقت محمدیه را حقیقتاً یکی می‌داند و معتقد است اختلاف آنها مفهومی است. اگر بخواهیم به طور کلی نظر امام(ره) را در مورد عقل اول بدانیم می‌توان گفت ایشان عقل اول و مشیت را از نظر مصداق یک حقیقت می‌داند اما از جهت مفهومی و اعتباری آنها را متغایر معرفی می‌کند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رزق حلال

رزق حلال

امام صادق (ع) قرمودند: «ترک یک لقمه‌ حرام‌ نزد خدا، محبوب تر است از هزار رکعت نماز مستحبی.» (بحار الأنوار (ط ـ بیروت)، ج‌90، ص373)
نفاق

نفاق

امیرالمؤمنین علی (ع):«از نفاق دوری کن، به درستی که فرد دو رو نزد خداوند متعال دارای جایگاه و منزلت نیست.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌2، ص304)
عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

حضرت علی(ع) فرمودند: «هرکس اعضا و جوارح خویش را از حرام بازدارد، اخلاقش نیکو می گردد.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌5، ص432).
دوری از موضع تهمت

دوری از موضع تهمت

امام صادق (ع) فرمودند: هرگاه مؤمن به برادر [دینی] خود تهمت بزند، ایمان در قلب او از میان می‌رود، هم چنان که نمک در آب، ذوب می‌شود. (مشکاةالأنوار فی غررالأخبار، طبرسی، علی بن حسن، ص319)
قناعت

قناعت

حضرت علی (ع) فرمودند: «به جستجوی بی‌نیازی برخاستم، آن را جز در قناعت نیافتم؛ همواره قناعت کنید، تا بی‌نیاز باشید.» (جامع الأخبار (للشعیری)، محمد بن محمد،ص123)

پر بازدیدترین ها

No image

قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلّى اللّه علیه و آله):«اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤمنینَ لا تَبْرُدُ اَبَداً.»

پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: «براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی‌شود.» (جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556)
No image

امام حسین (ع): «الناسُ عبیدُ الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرَّت معایشُهم فاذا مُحَّصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون»

«مردم بندۀ دنیایند و دین بر زبانشان می‌چرخد و تا وقتی زندگی‌هاشان بر محور دین بگردد، در پی آنند، امّا وقتی به وسیلۀ «بلا» آزموده شوند، دینداران اندک می‌شوند.»
عن ابی عبد الله (علیه‌السّلام) قال: قال امیرالمؤمنین(ع):«إن الله جمیلٌ یُحِبُّ الجمال، و یُحِبُّ اَنْ یَری اَثَر النِعمة علی عَبْدِه»

عن ابی عبد الله (علیه‌السّلام) قال: قال امیرالمؤمنین(ع):«إن الله جمیلٌ یُحِبُّ الجمال، و یُحِبُّ اَنْ یَری اَثَر النِعمة علی عَبْدِه»

امام صادق (علیه‌السّلام) از جدّ گرامیش علی (علیها‌السّلام) روایت کرده است که فرمود: «خداوند جمیل است و جمال و زیبایی را دوست دارد و همچنین دوست دارد که اثر نعمت‌های خود را در مردم مشاهده نماید» (کافی، ج6، ص 438)
قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

امام علی (علیه‌السلام) فرمود: «فرصت مانند ابر از افق زندگی می‌گذرد، مواقعی که فرصت‌های خیری پیش می‌آید غنیمت بشمارید و از آن‌ها استفاده کنید»
امام حسین (ع): «اِن لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعادَ کونوا احراراً فی دنیا کم»

امام حسین (ع): «اِن لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعادَ کونوا احراراً فی دنیا کم»

«ای پیروان آل ابوسفیان، اگر دین ندارید و از معاد نمی‌ترسید، پس در دنیایتان آزاده باشید» (بحارالانوار، ج 45، ص 49)
Powered by TayaCMS