دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

انواع تقسیم

No image
انواع تقسیم

كلمات كليدي : كلي، جزئي، كل، جزئيات، تقسيم طبيعي، تقسيم منطقي، تنويع، تصنيف، تفريد

نویسنده : مهدي افضلي

تقسیم یک پدیده یکی از اموری است که در تمام ساحات زندگی فردی و اجتماعی انسان از ارج بالایی برخوردار است.[1] برای تقسیم، به دو گونه شیوه ممکن است عمل شود، گاه یک مفهوم کلی را به جزئیات و گاه یک کل را به اجزای آن تقسیم می‌کنند. در زیر این دو نوع تقسیم بیان خواهند شد:

1. تقسیم کل به اجزاء

در تقسیم کل به اجزا بسته به اینکه کل و جزء و ترکیب از چه سنخ باشد، گونه‌های مختلف پدید می‌آید. اگر چیزی به لحاظ تحلیل عقلی مرکب باشد تقسیم آن نیز به اجزائش بر اساس تحلیل عقلی است. از باب نمونه انسان به لحاظ تحلیل عقلی از حیوان و ناطق ترکیب شده است. در تقسیم آن نیز از منظر تحلیل عقلی، تقسیم صورت می‌پذیرد.

اگر ترکیب یک پدیده به لحاظ طبیعت و خارج باشد در این صورت تقسیم آن به اجزا بر اساس تحلیل طبیعی است. ترکیب آب از اکسیژن و هیدروژن یک ترکیب طبیعی است و در تقسیم آن نیز بر همین اساس سیر می‌شود.

گاه ترکیب یک پدیده یک ترکیب صناعی و خارجی است در این صورت تقسیم آن نیز یک تقسیم خارجی است. وقتی موتورسیکلت به فرمان، موتور، کلاج، کاربراتور، زین و مانند آن تقسیم می‌شود از نوع تقسیم کل به اجزا بر حسب تحلیل و تقسیم خارجی است.

2. تقسیم کلی به جزئیات

در تقسیم کلی به جزئیات که آنرا تقسیم منطقی نیز می‌نامند سعی بر این است که یک امر کلی به مصادیق و جزئیات آن تقسیم شود. تفاوت این نوع تقسیم از تقسیم طبیعی با تقسیم کل به اجزا این است که در این قسم می‌توان اقسام را بر مقسم و مقسم را بر اقسام حمل کرد، از باب نمونه وقتی جانداران به انسان و اسب و ... تقسیم می‌شود، می‌توان گفت "انسان جاندار است" و "بعضی از جانداران انسان است" و مانند آن. در حالیکه در تقسیم کل به اجزا جز در تقسیم بر اساس تحلیل عقلی در سایر موارد چنین حملی نادرست است، هیچگاه نمی‌توان گفت "موتور زین است"، یا، "زین موتور است" و مانند آن.

در این نوع تقسیم افزون بر اینکه خود مقسم باید وحدت داشته باشد، اقسام نیز باید از یکدیگر تباین داشته باشند در غیر این صورت سخن از تقسیم بی‌معناست. بر اساس وحدتی که در مقسم شرط شده است به دلیل آنکه این جهت جامع، در مقسم گاه مقوم ذات مقسم است و گاه بیرون از ذات می‌باشد، اگر این جهت جامع مقوم ذات مقسم باشد تقسیماتی که حاصل می‌شود نام‌های مختلف به خود می‌گیرند:

الف) اگر جهت جامع و یگانه در مقسم جنس و جهت افتراق در اقسام فصول باشد، در این صورت تقسیم را "تنویع" و اقسام را "انواع" می‌نامند. مثل اینکه جاندار به انسان و اسب و گوسفند و مانند آن تقسیم شوند.

ب) اگر جهت جامع و یگانه در مقسم جنس و جهت افتراق در اقسام عوارض باشد، در این صورت تقسیم را "تصنیف" و اقسام را "اصناف" می‌نامند.

ج) اگر جهت جامع و یگانه در مقسم جنس یا نوع یا صنف باشد و جهت افتراق در اقسام عوارض شخصی باشد و به مصادیق مقسم عارض می‌شود در این صورت تقسیم را "تفرید" و اقسام را "افراد" می‌نامند.

اگر جهت جامع خارج از اقسام باشد در این صورت نام خاصی ندارد. از باب نمونه وقتی سفید را به برف، پنبه، کاغذ و امثال آن تقسیم می‌کنیم از نوع تقسیم کلی به جزئیات است، ولی جهت جامع مقوم ذات مقسم نیست.

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رزق حلال

رزق حلال

امام صادق (ع) قرمودند: «ترک یک لقمه‌ حرام‌ نزد خدا، محبوب تر است از هزار رکعت نماز مستحبی.» (بحار الأنوار (ط ـ بیروت)، ج‌90، ص373)
نفاق

نفاق

امیرالمؤمنین علی (ع):«از نفاق دوری کن، به درستی که فرد دو رو نزد خداوند متعال دارای جایگاه و منزلت نیست.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌2، ص304)
عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

حضرت علی(ع) فرمودند: «هرکس اعضا و جوارح خویش را از حرام بازدارد، اخلاقش نیکو می گردد.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌5، ص432).
دوری از موضع تهمت

دوری از موضع تهمت

امام صادق (ع) فرمودند: هرگاه مؤمن به برادر [دینی] خود تهمت بزند، ایمان در قلب او از میان می‌رود، هم چنان که نمک در آب، ذوب می‌شود. (مشکاةالأنوار فی غررالأخبار، طبرسی، علی بن حسن، ص319)
قناعت

قناعت

حضرت علی (ع) فرمودند: «به جستجوی بی‌نیازی برخاستم، آن را جز در قناعت نیافتم؛ همواره قناعت کنید، تا بی‌نیاز باشید.» (جامع الأخبار (للشعیری)، محمد بن محمد،ص123)

پر بازدیدترین ها

No image

قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلّى اللّه علیه و آله):«اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤمنینَ لا تَبْرُدُ اَبَداً.»

پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: «براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی‌شود.» (جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556)
No image

امام حسین (ع): «الناسُ عبیدُ الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرَّت معایشُهم فاذا مُحَّصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون»

«مردم بندۀ دنیایند و دین بر زبانشان می‌چرخد و تا وقتی زندگی‌هاشان بر محور دین بگردد، در پی آنند، امّا وقتی به وسیلۀ «بلا» آزموده شوند، دینداران اندک می‌شوند.»
عن ابی عبد الله (علیه‌السّلام) قال: قال امیرالمؤمنین(ع):«إن الله جمیلٌ یُحِبُّ الجمال، و یُحِبُّ اَنْ یَری اَثَر النِعمة علی عَبْدِه»

عن ابی عبد الله (علیه‌السّلام) قال: قال امیرالمؤمنین(ع):«إن الله جمیلٌ یُحِبُّ الجمال، و یُحِبُّ اَنْ یَری اَثَر النِعمة علی عَبْدِه»

امام صادق (علیه‌السّلام) از جدّ گرامیش علی (علیها‌السّلام) روایت کرده است که فرمود: «خداوند جمیل است و جمال و زیبایی را دوست دارد و همچنین دوست دارد که اثر نعمت‌های خود را در مردم مشاهده نماید» (کافی، ج6، ص 438)
قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

امام علی (علیه‌السلام) فرمود: «فرصت مانند ابر از افق زندگی می‌گذرد، مواقعی که فرصت‌های خیری پیش می‌آید غنیمت بشمارید و از آن‌ها استفاده کنید»
قال رسول الله (ص): «اِثْنانِ لا یَنْظُرُ اللهُ اِلَیْهِمْ یَوْمَ القِیامَةِ: قاطِعُ الرَّحِمِ وَجارُ السُّوءِ»

قال رسول الله (ص): «اِثْنانِ لا یَنْظُرُ اللهُ اِلَیْهِمْ یَوْمَ القِیامَةِ: قاطِعُ الرَّحِمِ وَجارُ السُّوءِ»

پیامبر خدا (ص) فرمودند: «دو کس را خداوند روز قیامت به نظر رحمت نمی‌نگرد: آنکه از خویشان ببُرد و آنکه با همسایه بدی کند.» (الفردوس:1/414/1674)
Powered by TayaCMS