دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ایمان

مؤمنان تنها کسانی هستند که هر گاه نام خدا برده شود، دلهایشان ترسان می گردد؛ و هنگامی که آیات بر آنها خوانده می شود، ایمانشان فزونتر می گردد؛ وتنها بر پروردگاراشان توکل دارند. (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
ایمان
ایمان

ایمان [1]

انسان سالک باید، معتقد باشد خدا، قیامت، وحی و راهی هست و باید این راه را پیمود و اگر این راه، درست پیموده شود، به بهشت و گرنه به دوزخ، منتهی خواهد شد.

ایمان که شرط آغازین تحصیل زاد و توشه است، مراتبی دارد. البته ایمان زبانی مانند سخنی که انسان در حال خواب بگوید، ارزش و نقشی ندارد و چنین ایمانی تحصیل زاد و توشه محسوب نمی‌شود. از این رو ذات اقدس خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: ﴿ قالت الاعراب امنّا قل لم تؤمنوا ولکن قولوا اسلمنا ولمّا یدخل الإیمان فی قلوبکم ﴾[2]؛ اعراب گفتند ما ایمان آورده‌ایم؛ یعنی «شهادتین» را بر زبان جاری کرده‌ایم؛ به آنها بگو شما ایمان نیاورده‌اید ولی بگویید ما اسلام

آورده‌ایم؛ زیرا هنوز ایمان در جان شما رسوخ نکرده است. پس ایمان زبانی، هیچ سودی ندارد و در اخلاق و سیر و سلوک نیز بی تأثیر، و از بحث خارج است.

بنابراین، ابتدایی ترین درجه ایمان، ایمان قلبی تقلیدی است که انسان بر اساس تقلید از بزرگان مکتب خاص یا کسان دیگری که به آنها اطمینان دارد ایمان می‌آورد و مطمئن می‌شود که جهان، مبدئی به نام خدا، پایانی به نام معاد، رهبرانی به نام انبیای الهی و کتابی مثلاً به نام قرآن دارد.

قرآن کریم، ایمان غیر مشوب را شرط لازم موفقیّت در سیر معنوی می‌داند: ﴿ الذین امنوا ولم یلبسوا إیمانهم بظلم أولئک لهم الأمن وهم مهتدون ﴾[3]؛ آنها که ایمان آورده اند ولی ایمانشان را با ستم، نیامیخته اند، از امنیت برخوردارند. ستم بر دو گونه است: یکی ستم در اموری مانند ارث، مال و ناموس و دیگری ستم نسبت به حریم اعتقادات، که قرآن کریم تعدّی به اعتقادات را شرک عظیم می‌نامد: ﴿ لا تشرک بالله إنّ الشّرک لظلم عظیم ﴾[4] و شرک این است که چیزی که اختصاص به خدا دارد، یعنی کمال و جمال به غیر خدا و چیزی که مخصوص غیر خداست، یعنی نقص و عیب، به خدا اسناد داده شود؛ مثلاً، اگر کسی در امور خود و یا در نیل به کمالات به غیر خدا تکیه کند، در حقیقت، مشرک است و ایمانش را به ظلم، آلوده کرده است و در نتیجه از امن الهی برخوردار نیست.

البته خدای سبحان برای ایمان، مراتبی ذکر کرده است و اولین شرط سلامت ایمان، همان عمل صالح است. از این رو در قرآن کریم نوعاً به همراه ایمان، عمل صالح نیز ذکر می‌شود: ﴿ الّذین امنوا وعملوا الصّالحات طوبی لهم وحسن ماب ﴾[5].

بالاتر از ایمان، مرحله‌ای است که انسان به مقام «کأنَّ» و از این مرحله بالاتر،این است که به مقام «اَنّ» بار یابد و به «شهود» برسد؛ مانند ایمان پیغمبر اکرم و اولاد او (صلوات الله علیهم) و شاگردان مخصوص آنان. خدای سبحان درباره اینان می‌فرماید: وقتی نام خدا برده می‌شود دلهای آنان به شوق می‌تپد و آنگاه می‌آرمد: ﴿ إنّما المؤمنون الّذین إذا ذکر الله وجلت قلوبهم وإذا تلیت علیهم ایاته زادتهم إیماناً وعلی ربّهم یتوکّلون ﴾[6] که این انس، بعد از آن هراس است، و در حقیقت آن هراس، زمینه برای این اُنس است.

ترس نفسی، از این حقیقت سرچشمه می‌گیرد که انسان می‌داند کار به دست ربّ العالمین است و انسان از خود مطمئن نیست و می‌ترسد به سبب خلافی که کرده است خدا او را در دنیا یا آخرت و یا در هر دو نشئه، گرفتار کند؛ یا می‌ترسد اگر خلاف کند، به جهنم گرفتار شود یا از بهشت محروم شود. انسانی که از خود مطمئن نیست، در صورتی می‌تواند بدون خوف باشد که بگوید: مبدئی در عالم نیست و یا هست و کاری به جهان ندارد و یا هست و کار دارد ولی کار او به روش مستقیم نیست؛ در حالی که هر سه مطلب، باطل است.

در نتیجه وقتی که یاد و نام حق مطرح می‌شود مؤمن می‌ترسد ولی بعد کم کم می‌بیند خدا به او توفیق داد تا او در مسیر، مستقیم حرکت کند و از این جهت خدا را شاکر است تا مشمول نعمت حق واقع شده به بیراهه نرفته است و آنگاه بر اساس این شکرگزاری قلبش آرام می‌گیرد: ﴿ الله نزّل أحسن الحدیث کتاباً متشابهاً مثانی تقشعرّ منه جلود الّذین یخشون ربّهم ثم تلین جلودهم وقلوبهم إلی ذکر الله ﴾[7] البته اینها مراحل ابتدایی و متوسط خوف است و مرحله بالاتر این است که انسان می‌ترسد از یاد حق محروم بماند: «وهبنی صبرت علی حرّ نارک فکیف أصبر عن النظر إلی کرامتک»[8].

    منبع :
  • برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن – تألیف : آیت الله جوادی آملی ج11/ صص 227-228-229
    پی نوشت:
  • [1] . محقّق طوسی ایمان را اوّلین مرحله سیر و سلوک می‌داند و این جای نقد دارد؛ زیرا ایمان عبارت از آن است که انسان در مهد امن قرار گیرد، ولی تا انسان احساس خطر نکند و نداند که مأمنی هست از خطرگاه به جای امن پناه نمی‌برد. پس نقطه آغاز سلوک الی الله، «معرفت» است، نه ایمان؛ امّا می توان گفت: چون معرفت به عنوان یک اصل پذیرفته شده است، از این جهت محقّق طوسی از ایمان شروع کرده است.
  • [2] . سوره حجرات، آیه 14.
  • [3] . سوره انعام، آیه 82.
  • [4] . سوره لقمان، آیه 13.
  • [5] . سوره رعد، آیه 29.
  • [6] . سوره انفال، آیه 2.
  • [7] . سوره زمر، آیه 23.
  • [8] . مفاتیح الجنان، دعای کمیل.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رزق حلال

رزق حلال

امام صادق (ع) قرمودند: «ترک یک لقمه‌ حرام‌ نزد خدا، محبوب تر است از هزار رکعت نماز مستحبی.» (بحار الأنوار (ط ـ بیروت)، ج‌90، ص373)
نفاق

نفاق

امیرالمؤمنین علی (ع):«از نفاق دوری کن، به درستی که فرد دو رو نزد خداوند متعال دارای جایگاه و منزلت نیست.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌2، ص304)
عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

حضرت علی(ع) فرمودند: «هرکس اعضا و جوارح خویش را از حرام بازدارد، اخلاقش نیکو می گردد.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌5، ص432).
دوری از موضع تهمت

دوری از موضع تهمت

امام صادق (ع) فرمودند: هرگاه مؤمن به برادر [دینی] خود تهمت بزند، ایمان در قلب او از میان می‌رود، هم چنان که نمک در آب، ذوب می‌شود. (مشکاةالأنوار فی غررالأخبار، طبرسی، علی بن حسن، ص319)
قناعت

قناعت

حضرت علی (ع) فرمودند: «به جستجوی بی‌نیازی برخاستم، آن را جز در قناعت نیافتم؛ همواره قناعت کنید، تا بی‌نیاز باشید.» (جامع الأخبار (للشعیری)، محمد بن محمد،ص123)

پر بازدیدترین ها

از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت شده است:

از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت شده است:

«زمین از سه چیز به درگاه خدا ناله و فریاد می‌کند: از خون حرامی که بر آن ریخته شود؛ غسلی که از زنا بر روی آن انجام شود و خوابیدن پیش از طلوع آفتاب» (حلیة المتقین، ص 126)
No image

امام حسین (ع): «الناسُ عبیدُ الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرَّت معایشُهم فاذا مُحَّصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون»

«مردم بندۀ دنیایند و دین بر زبانشان می‌چرخد و تا وقتی زندگی‌هاشان بر محور دین بگردد، در پی آنند، امّا وقتی به وسیلۀ «بلا» آزموده شوند، دینداران اندک می‌شوند.»
قال رسول الله (ص): «الصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَة، وَ صَبْرٌ عَلَی الطّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ المَعْصِیَة...»

قال رسول الله (ص): «الصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَة، وَ صَبْرٌ عَلَی الطّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ المَعْصِیَة...»

رسول گرامی (ص) فرمود: صبر سه گونه است، پس کسی که در مصیبت صبر کند تا به زیبائی، عزایش‌ را بگذراند، خدا برایش سیصد درجه مقرر دارد که مابین درجه‌ای تا دیگری چون فاصلة زمین تا آسمان باشد. و کسی که بر اطاعت خدا صبر کند خدایش ششصد درجه دهد که فاصلة درجه‌ای تا دیگری مثل فاصلة درون زمین تا عرش باشد و کسیکه در مقابل معصیت صبر و مقاومت ورزد، خدایش نهصد درجه دهد که فاصلة درجه‌ای تا دیگری مثل فاصلة قعر زمین تا پایان عرش باشد. (اصول کافی باب الصبر حدیث 15 ( مترجم ج 3 ص 145))
قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

امام علی (علیه‌السلام) فرمود: «فرصت مانند ابر از افق زندگی می‌گذرد، مواقعی که فرصت‌های خیری پیش می‌آید غنیمت بشمارید و از آن‌ها استفاده کنید»
شگفت انگیزترین مردم در ایمان در آخرالزمان در کلام پیامبر (ص)

شگفت انگیزترین مردم در ایمان در آخرالزمان در کلام پیامبر (ص)

رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «ای علی بدان که شگفت ترین مردم در ایمان و شریفترین آنها در یقین، گروهی از مردم آخرالزمان هستند که با آنکه پیامبر را ندیده اند و معجزات او را به چشم ندیده اند، پس به واسطه نوشته ها (به وی) ایمان آورده اند»
Powered by TayaCMS