دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بنی حسنویه

No image
بنی حسنویه

كلمات كليدي : بني حسنويه، غرب ايران، آل بويه، خلافت عباسي، سلجوقيان، شيعه

نویسنده : منيره شريعت جو

بنی حسنویه (برزیکانی)

حکومت "برزیکانی"، حسنویه (به فتح سین و سکون نون) یا آل حسنویه (به فتح حاء، سکون سین و فتحه نون و واو)، یکی از سلسله های نیمه غربی ایران است (495 – 330 هجری قمری). مؤسس این سلسله، "میر حسین" رئیس عشیره برزیکانی است که حکومت خود را در سال 330 از شهر "زور" آغاز نمود. لیکن "حسنوی" (369- 348 ق)، فرزند وی، به عنوان بنیانگذار حکومتی منسجم و سازمان یافته شناخته شده است. وی پایتخت خود را شهر سارماج قرار داد.[1]

نکته حائز اهمیت این است که کلمه "کردستان" تا پیش از سلجوقیان لفظی ناشناخته بوده و در منابع، از سرزمین کردها با عناوینی چون زوزان، خیلاط، ارمنی، آذربایجان، جبال، فارس و غیره نام برده می شد.[2] لذا قلمرو این خاندان را در ابتدا از منطقه جبال دانسته[3] که در زمان "حسنویه" با تصرفاتی که صورت گرفت دینور، نهاوند، شاپورخواست، یزدگرد و اسدآباد همدان را نیز شامل گشت. با فوت دایی هایش بر اقطاعات آن ها تملک یافته و حوزه حکومتی این خاندان تا حدود خوزستان ادامه یافت.[4]

به لحاظ سیاسی، این حکومت از سلسله هایی است که همگام با "آل بویه" به رویارویی با خلافت عباسی پرداخت.

در زمان "امیر حسین"، لشکر "مستکفی بالله" از وی شکست خورد و در زمان "مطیع الله" راه مسالمت در پیش گرفته شد.[5] در زمان حسنویه به علت اختلاف با کارگزار آل بویه بر سر تصرف منطقه جبال، بین برزیکانیان و آل بویه درگیری رخ داد. اما به دلیل مرگ وزیر "رکن الدوله" در همدان که به قصد جنگ آمده بود، صلحی بین این دو حکومت برقرار گشت.

پس از مرگ رکن الدوله، فرزند وی "عضد الدوله" قصد تسخیر جبال و درگیری با سایر شاخه های بویهی را داشت. "حسنویه" در این درگیری ها جانب بی طرفی را در پیش گرفت. با فوت حسنویه برخی از فرزندانش به "عضدالدوله" و عده ای به برادرش "فخرالدوله" پیوستند.

با آمدن "عضدالدوله" از بغداد به همدان به علت سرکشی فرزندان حسنویه علیه او، تنها "ابوالنجم بدر" به دلیل فرمانبردای از سوی عضدالدوله به ریاست کردان منصوب گشته و بقیه کشته شدند. [6] او که حکومت خویش را مدیون عضدالدوله بویهی بود تا زمان مرگ به وی وفادار ماند. اما پس از آن، از سال 372 تا 400 در کمال استقلال به حاکمیت خویش ادامه داد.[7]

پس از مرگ عضدالدوله، بین "بدر" و "فخرالدوله" پیوند دوستی برقرار گشت. به گونه ای که بدر در تسخیر عراق وی را همراهی نموده و زمینه برای پیوند خانوادگی بین آنان فراهم گردید.[8] همچنین ابوالنجم بدر بن حسنویه از سوی خلیفه عباسی در سال 338 لقب «ناصر الدین و الدوله» را دریافت نمود. لازم به ذکر است که پیروزی بدر در جنگ با شرف الدوله دیلمی در سال 337، آغاز قدرت یابی و افزایش متصرفات وی به شمار می رود.[9] پس از وی حکومت برزیکانی رو به اضمحلال رفته و "شمس الدوله دیلمی"، عشیره برزیکانی را تحت حمایت خود قرار داد. طی جنگ ها و آشوب هایی که رخ داد، "هلال بن بدر" ملقب به "قطب المعالی"[10] که در زمان پدرش با وی بر سر مسائل خانوادگی به نبرد پرداخته بود، برای مدتی حکومت کرد.[11]

پس از آن، غرب این سرزمین به تصرف خاندان عنازیان و شرق آن به تصرف آل بویه درآمد، بعد از انقراض آل بویه منطقه شرق و جنوب از آن "کاکویان" گردید و سرانجام در نیمه سده پنجم قمری کل این منطقه، جزئی از قلمرو "طغرل سلجوقی" گردید.[12]

"دیسم بن ابی الغنائم" آخرین امیر اکراد برزیکانی است که با تصرف قلمرو او[13] حکومت این خاندان در سال 495 به طور کل پایان یافت.[14]

برزیکانیان از خاندان های شیعه ایران به شمار می روند.[15] به لحاظ اقتصادی و فرهنگی نیز از آنان آثاری برجای مانده است. "حسنویه" به عنوان فردی باتدبیر و عادل، عشیره خود را از راهزنی بازداشت. قلعه سارماج که از زمان ساسانیان برجای مانده بود را تعمیر نموده و مقر خویش قرار داد. مسجد جامع دینور و پل الیشتر نیز از یادگارهای زمان وی می باشد.[16]

همچنین هر سال برای حرمین شریفین صدقاتی ارسال می نمود.[17] در زمان بدر بن حسنویه که دوران اقتدار این سلسله به شمار می رود شعر، ادب و زبان کردی و فارسی و سایر علوم رواج یافت و کتابخانه هایی در شهرهای کردنشین ایجاد گشت.

"حکیم میسیری" از معاصران عصر وی دانشنامه ای را در علم پزشکی به نظم درآورده و به "بدر ناصر الدوله" اهداء نمود.[18]

مقاله

نویسنده منيره شريعت جو

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رزق حلال

رزق حلال

امام صادق (ع) قرمودند: «ترک یک لقمه‌ حرام‌ نزد خدا، محبوب تر است از هزار رکعت نماز مستحبی.» (بحار الأنوار (ط ـ بیروت)، ج‌90، ص373)
نفاق

نفاق

امیرالمؤمنین علی (ع):«از نفاق دوری کن، به درستی که فرد دو رو نزد خداوند متعال دارای جایگاه و منزلت نیست.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌2، ص304)
عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

حضرت علی(ع) فرمودند: «هرکس اعضا و جوارح خویش را از حرام بازدارد، اخلاقش نیکو می گردد.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌5، ص432).
دوری از موضع تهمت

دوری از موضع تهمت

امام صادق (ع) فرمودند: هرگاه مؤمن به برادر [دینی] خود تهمت بزند، ایمان در قلب او از میان می‌رود، هم چنان که نمک در آب، ذوب می‌شود. (مشکاةالأنوار فی غررالأخبار، طبرسی، علی بن حسن، ص319)
قناعت

قناعت

حضرت علی (ع) فرمودند: «به جستجوی بی‌نیازی برخاستم، آن را جز در قناعت نیافتم؛ همواره قناعت کنید، تا بی‌نیاز باشید.» (جامع الأخبار (للشعیری)، محمد بن محمد،ص123)

پر بازدیدترین ها

عن علی (علیه السلام) قال:«یا کمیل ما من حرکه الا و انت محتاج فیها الی معرفه»

عن علی (علیه السلام) قال:«یا کمیل ما من حرکه الا و انت محتاج فیها الی معرفه»

علی «علیه السلام» به "کمیل ابن زیاد" فرمودند: «هیچ حرکتی و فعالیتی نیست مگر آنکه تو در انجام آن به علم و معرفت نیاز داری» (تحف العقول ص: 171)
No image

امام حسین (ع): «الناسُ عبیدُ الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرَّت معایشُهم فاذا مُحَّصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون»

«مردم بندۀ دنیایند و دین بر زبانشان می‌چرخد و تا وقتی زندگی‌هاشان بر محور دین بگردد، در پی آنند، امّا وقتی به وسیلۀ «بلا» آزموده شوند، دینداران اندک می‌شوند.»
قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

امام علی (علیه‌السلام) فرمود: «فرصت مانند ابر از افق زندگی می‌گذرد، مواقعی که فرصت‌های خیری پیش می‌آید غنیمت بشمارید و از آن‌ها استفاده کنید»
قال رسول الله (ص): «الصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَة، وَ صَبْرٌ عَلَی الطّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ المَعْصِیَة...»

قال رسول الله (ص): «الصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَة، وَ صَبْرٌ عَلَی الطّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ المَعْصِیَة...»

رسول گرامی (ص) فرمود: صبر سه گونه است، پس کسی که در مصیبت صبر کند تا به زیبائی، عزایش‌ را بگذراند، خدا برایش سیصد درجه مقرر دارد که مابین درجه‌ای تا دیگری چون فاصلة زمین تا آسمان باشد. و کسی که بر اطاعت خدا صبر کند خدایش ششصد درجه دهد که فاصلة درجه‌ای تا دیگری مثل فاصلة درون زمین تا عرش باشد و کسیکه در مقابل معصیت صبر و مقاومت ورزد، خدایش نهصد درجه دهد که فاصلة درجه‌ای تا دیگری مثل فاصلة قعر زمین تا پایان عرش باشد. (اصول کافی باب الصبر حدیث 15 ( مترجم ج 3 ص 145))
«وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَاد» (بقره/207)

«وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَاد» (بقره/207)

«افرادی هستند (امیر مؤمنان علی (علیه‌السّلام)) که جان خویش را با خداوند معامله می‌کند به خاطر به دست آوردن رضایت او، و خداست که نسبت به بندگانش مهربان است».
Powered by TayaCMS