دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خدای وهابیان

No image
خدای وهابیان

نویسنده : محمد محسن مردانی

كلمات كليدي : وهابيت، توحيد ،صورت، معرفت

همه خوب می‌دانیم که اولین مسأله و مهمترین آن، در هر دین و مذهب و مرامی مسأله شناخت خدا و معرفت اوست و این که او شریکی ندارد و بی همتا است در اسلام از آن به توحید تعبیر می‌گردد و آن مرز اساسی بین ایمان و کفر قرار گرفته است. همانطور که می‌دانیم لقمان حکیم به فرزندش می‌فرماید.

یا بنی لا تشرک بالله ان الشرک لظلم عظیم.[1]

و یا اینکه به ابراهیم خلیل دستور داده می‌شود که:

ان لا تشرک بی شیئأ.[2]

در مجموع می‌توان گفت هر مسلمانی با توحید و یکتاپرستی و نفی هر گونه صفات سلبیه از خداوند به عنوان مسلمان حقیقی شناخته می‌شود.

بنابر این صفات خداوند به دو قسم کلی تقسیم می شود. صفات جمالیه یا ثبوتیه که تعدادی از صفات را مثل حی بودن قادر بودن و ... برای خدا اثبات کرده و در قسم دیگر یعنی صفات جلالیه یا سلبیه یک تعداد از صفات را که برای خدا ثابت نیست. از او نفی می‌کند. در مورد صفات ثبوتیه می‌گوئیم عالم و قادر و حی و مرید و مدرک و سمیع و بصیر است و در مورد صفات سلبیه می‌گوئیم:

نه مرکب و جسم نه مرئی نه محل بی شریک است و معانی تو غنی دان خالق.

از صفاتی که از خداوند متعال نفی می‌شود ترکیب است زیرا ترکیب به هر معنایی که گفته شود. مستلزم نیاز مرکب است و ما معتقدیم که خداوند باید بی نیاز باشد و خداوند نیازمند بدرد نمی‌خورد «در نتیجه روشن می‌شود که خداوند مثل و ضد ندارد و قابل رؤیت نیست. زیرا تمامی این‌ها مستلزم نیاز و احتیاج خداست و نیاز و احتیاج در حضرت حق محال است.»[3]بر این مطالب آیات و روایات بسیار زیادی هم تأکید می‌کند.مثلا:شخصی نزد رسول خدا آمد و پرسید: اساس علم چیست؟ حضرت فرمودند: شناخت خدا، آنچنان که شایسته اوست، پرسید حق معرفت شناخت خدا چیست؟ فرمودند: اینکه بدانی او نه مثلی دارد نه شبیهی و او را معبود واحد و خالق و قادر و اول و آخر و ظاهر و باطن بدانی که مثل و مانندی ندارد.

یا در حدیث دیگر از وجود نازنین امام صادق علیه السلام آمده است:

«خداوند توصیف به زمان و مکان و حرکت و سکون نمی‌شود بلکه او خالق زمان و مکان و حرکت و سکون و انتقال است»[4].

اما همین خدای عزوجل با این همه عظمت و جلال در دیدگاه وهابیان آن قدر از مقام پائینی برخوردار است که آن را تا حد یک انسان معمولی پائین می‌آورند. مثلاً در فتاوای یکی از بزرگترین علمای وهابین آمده است:

سؤال: از پیامبر نقل شده که فرمودند صورت کسی را زشت نخوانید زیرا خداوند سبحان انسان را به صورت خودش خلق کرده است. جواب: بله این حدیث از پیامبر اسلام ثابت می‌باشد و معنی آن این است هر کسی را که می‌زنید مواظب صورتش باشد زیرا خداوند آدم را به شکل خودش آفریده است.[5] در رابطه با اصل حدیث و تحریف وهابیان به مستدرک سفینه البحار مراجعه نمایید.[6]یا وهابیان می‌نویسند، یا می‌گویند: خدا پا دارد و کرسی که در آیه آمده است.«وسع کرسیه السموات و الارض» از ابو موسی نقل شده است که کرسی جای دو پای خداست.[7]یا می‌گویند: خداوند نیز در روز قیامت تمام بدنش از بین می‌رود مگر صورتش.[8]یا برای آخرین نمونه مجموعه احادیثی است که محمد بن عبدالوهاب در کتاب توحید خودش می‌آورد و در آخر روایت، نکاتی را ذکر می‌کند که برخی از آنها بدین قرارند.

تصریح به داشتن دست برای خدا و اینکه خداوند بالای عرش است.[9]و اگر دقت کنیم می‌بینیم که وهابیان برای خدا جسم قائل شده و وی را در حد انسان پائین می‌آورند و در واقع خدای آنان با خدای قرآن و اهل بیت تفاوت دارد .

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رزق حلال

رزق حلال

امام صادق (ع) قرمودند: «ترک یک لقمه‌ حرام‌ نزد خدا، محبوب تر است از هزار رکعت نماز مستحبی.» (بحار الأنوار (ط ـ بیروت)، ج‌90، ص373)
نفاق

نفاق

امیرالمؤمنین علی (ع):«از نفاق دوری کن، به درستی که فرد دو رو نزد خداوند متعال دارای جایگاه و منزلت نیست.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌2، ص304)
عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

حضرت علی(ع) فرمودند: «هرکس اعضا و جوارح خویش را از حرام بازدارد، اخلاقش نیکو می گردد.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌5، ص432).
دوری از موضع تهمت

دوری از موضع تهمت

امام صادق (ع) فرمودند: هرگاه مؤمن به برادر [دینی] خود تهمت بزند، ایمان در قلب او از میان می‌رود، هم چنان که نمک در آب، ذوب می‌شود. (مشکاةالأنوار فی غررالأخبار، طبرسی، علی بن حسن، ص319)
قناعت

قناعت

حضرت علی (ع) فرمودند: «به جستجوی بی‌نیازی برخاستم، آن را جز در قناعت نیافتم؛ همواره قناعت کنید، تا بی‌نیاز باشید.» (جامع الأخبار (للشعیری)، محمد بن محمد،ص123)

پر بازدیدترین ها

از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت شده است:

از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت شده است:

«زمین از سه چیز به درگاه خدا ناله و فریاد می‌کند: از خون حرامی که بر آن ریخته شود؛ غسلی که از زنا بر روی آن انجام شود و خوابیدن پیش از طلوع آفتاب» (حلیة المتقین، ص 126)
No image

امام حسین (ع): «الناسُ عبیدُ الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرَّت معایشُهم فاذا مُحَّصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون»

«مردم بندۀ دنیایند و دین بر زبانشان می‌چرخد و تا وقتی زندگی‌هاشان بر محور دین بگردد، در پی آنند، امّا وقتی به وسیلۀ «بلا» آزموده شوند، دینداران اندک می‌شوند.»
قال رسول الله (ص): «الصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَة، وَ صَبْرٌ عَلَی الطّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ المَعْصِیَة...»

قال رسول الله (ص): «الصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَة، وَ صَبْرٌ عَلَی الطّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ المَعْصِیَة...»

رسول گرامی (ص) فرمود: صبر سه گونه است، پس کسی که در مصیبت صبر کند تا به زیبائی، عزایش‌ را بگذراند، خدا برایش سیصد درجه مقرر دارد که مابین درجه‌ای تا دیگری چون فاصلة زمین تا آسمان باشد. و کسی که بر اطاعت خدا صبر کند خدایش ششصد درجه دهد که فاصلة درجه‌ای تا دیگری مثل فاصلة درون زمین تا عرش باشد و کسیکه در مقابل معصیت صبر و مقاومت ورزد، خدایش نهصد درجه دهد که فاصلة درجه‌ای تا دیگری مثل فاصلة قعر زمین تا پایان عرش باشد. (اصول کافی باب الصبر حدیث 15 ( مترجم ج 3 ص 145))
قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

امام علی (علیه‌السلام) فرمود: «فرصت مانند ابر از افق زندگی می‌گذرد، مواقعی که فرصت‌های خیری پیش می‌آید غنیمت بشمارید و از آن‌ها استفاده کنید»
شگفت انگیزترین مردم در ایمان در آخرالزمان در کلام پیامبر (ص)

شگفت انگیزترین مردم در ایمان در آخرالزمان در کلام پیامبر (ص)

رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «ای علی بدان که شگفت ترین مردم در ایمان و شریفترین آنها در یقین، گروهی از مردم آخرالزمان هستند که با آنکه پیامبر را ندیده اند و معجزات او را به چشم ندیده اند، پس به واسطه نوشته ها (به وی) ایمان آورده اند»
Powered by TayaCMS