دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

راه‌های اسلامی شدن علوم انسانی

اولین پرسشی که در بحث اسلامی شدن علوم انسانی مطرح است؛ این است که آیا اساساً اسلامی شدن علوم انسانی معنا دارد و امکان پذیر است؟
راه‌های اسلامی شدن علوم انسانی
راه‌های اسلامی شدن علوم انسانی

اولین پرسشی که در بحث اسلامی شدن علوم انسانی مطرح است؛ این است که آیا اساساً اسلامی شدن علوم انسانی معنا دارد و امکان پذیر است؟

1. اگر مراد ما از علم، تک گزاره‌ها باشد، یعنی در معنای علم جزءنگر باشیم، (چنانچه تعریف منطقی علم؛ گزاره صادق موجه است که همان علم تصدیقی است) در این صورت اگر یک گزاره واقعاً علم باشد نه علم نما؛ به یک معنی نسبت دادن آن به یک امر بیرونی مانند دین خاص، جغرافیا، کشور و ملیت بی معنا خواهد بود.

برای مثال یک گزاره از جامعه شناسی به عنوان یک واحد علم، عبارت است از: «انسان از جامعه تاثیر می‌پذیرد» آن هم اقسام تاثیرها؛ این که فردی به زبان همان محیط و جامعه خود تکلم می‌کند ، خودش یک تاثیر است یا این که فرد طبق آداب و رسوم آن جامعه عمل و رفتار می‌کند، این هم نوعی تاثیرپذیری است. پس گزاره فوق حقیقتاً علم است، چون همه ویژگی‌های علم به مثابه تک گزاره را دارد. در این صورت معنا ندارد گفته شود این علم، اسلامی یا مسیحی یا یهودی یا بودایی است و همین طور معنا ندارد گفته شود غربی یا شرقی است. مانند گزاره‌های ریاضی که معنا ندارد گفته شود: «دو به اضافه دو مساوی چهار» یا «جذر عدد بیست و پنج؛ پنج است» یا «مجموع زوایای مثلث 180درجه است» اسلامی است یا مسیحی است یا بودایی است. این گزاره‌ها ورای این نسبت‌های بیرونی حقیقت هستند و نسبت دادن آنها به یک دین یا یک ملیت منطقی نیست. علم، علم است. نوراست. بخشی از دین هم به این معنا علم است. چون گزاره هایی است صادق درباره خدا، انسان و جهان هستی. مانند: اللهُ احدٌ؛ الله الصمد؛ کلّ مَن علیها فان؛ النّجافی الصدق.

اما واقعیت این است که استعمال علم به معنای تک گزاره، بیشتر در معرفت شناسی (اپیستولوژی) و منطق کلاسیک رایج است. اما در اصطلاح علوم انسانی و عرف رایج جامعه، علم به معنای تک گزاره، استعمال نمی شود.

2. اما اگر مراد از علم مجموعه گزاره‌های متناسب و گرد آمده پیرامون یک موضوع باشد، مانند علم جامعه شناسی که عبارتست از مجموعه گزاره‌ها درباره موضوع جامعه یا روانشناسی که عبارت است از مجموعه گزاره‌ها درباره روان انسان و همینطور سایر علوم. در این صورت اسلامی شدن علوم انسانی امری است معنادار و امکان پذیر به دلایل زیر:

علوم انسانی به مثابه یک کل بر یک سلسله مبانی استوار هستند. این مبانی همانند زیربنای یک ساختمانند که روبنا و طبقات بر آن استوار هستند. یا مبانی هر علم به مثابه ریشه‌های یک درخت تناور و تنومندند که همه میوه‌ها و شاخه‌ها و تنه درخت بر آن ریشه‌ها مبتنی هستند. این مبانی می‌توانند فلسفی باشند و می‌توانند خود، ریشه در دین داشته باشند. یعنی خود مبانی، اکثراً تجربی و قابل اثبات تجربی نیستند.

برای مثال روان شناسی معاصر غربی اکثراً بر این مبنا استوار است که انسان صرفاً یک حیوان تکامل یافته و پیشرفته و پیچیده است. روانشناسی غربی انسان را به عنوان موجودی که دارای روح مجرد خدایی است باور ندارد، بلکه بیشتر یک قرائت و تفسیر ماتریالیستی از روح و روان انسان دارد.

روان شناسی غربی عمدتاً مبتنی بر چنین مبانی باطل و سست است. (به بیان معروف: خشت اول چون نهد معمار کج/ تا ثریا می‌رود دیوار کج) در این صورت روان شناسی بنا شده بر این زیربنای باطل با روان شناسی مبتنی بر این زیر بنا که روح انسان یک امر غیر مادی و مجرد است، روح انسان یک روح خدایی است، انسان خلیفئ الله بر روی زمین است، به این معنا که انسان می‌تواند به بسیاری از صفات الهی آراسته شود؛ مانند علیم بودن؛ خالق بودن؛ اَحسن الخالقین بودن و غفار و غفور بودن و...؛ اگر روانشناسی بر این بنیان بناگذاشته شود، هرگز با روانشناسی مبتنی بر ماده انگاری روح، یکسان نخواهد بود. این یک امر شبه بدیهی است و هر فرد منصفی با اندکی تامل صحت آن را تصدیق می‌کند.

اگر مراد از علوم انسانی تک گزاره‌ها نباشد؛ بلکه مراد منظومه و مجموعه ای از گزاره‌ها با محوریت موضوع واحد باشد؛ (که واژه «علوم انسانی» نزد اهل علم و عرف رایج جامعه به همین معنا استعمال می‌شود) اسلامی شدن علوم نه تنها کاملاً معنادار است و امری است شدنی و امکان پذیر بلکه امری است ضروری و واجب.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رزق حلال

رزق حلال

امام صادق (ع) قرمودند: «ترک یک لقمه‌ حرام‌ نزد خدا، محبوب تر است از هزار رکعت نماز مستحبی.» (بحار الأنوار (ط ـ بیروت)، ج‌90، ص373)
نفاق

نفاق

امیرالمؤمنین علی (ع):«از نفاق دوری کن، به درستی که فرد دو رو نزد خداوند متعال دارای جایگاه و منزلت نیست.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌2، ص304)
عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

حضرت علی(ع) فرمودند: «هرکس اعضا و جوارح خویش را از حرام بازدارد، اخلاقش نیکو می گردد.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌5، ص432).
دوری از موضع تهمت

دوری از موضع تهمت

امام صادق (ع) فرمودند: هرگاه مؤمن به برادر [دینی] خود تهمت بزند، ایمان در قلب او از میان می‌رود، هم چنان که نمک در آب، ذوب می‌شود. (مشکاةالأنوار فی غررالأخبار، طبرسی، علی بن حسن، ص319)
قناعت

قناعت

حضرت علی (ع) فرمودند: «به جستجوی بی‌نیازی برخاستم، آن را جز در قناعت نیافتم؛ همواره قناعت کنید، تا بی‌نیاز باشید.» (جامع الأخبار (للشعیری)، محمد بن محمد،ص123)

پر بازدیدترین ها

از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت شده است:

از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت شده است:

«زمین از سه چیز به درگاه خدا ناله و فریاد می‌کند: از خون حرامی که بر آن ریخته شود؛ غسلی که از زنا بر روی آن انجام شود و خوابیدن پیش از طلوع آفتاب» (حلیة المتقین، ص 126)
No image

امام حسین (ع): «الناسُ عبیدُ الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرَّت معایشُهم فاذا مُحَّصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون»

«مردم بندۀ دنیایند و دین بر زبانشان می‌چرخد و تا وقتی زندگی‌هاشان بر محور دین بگردد، در پی آنند، امّا وقتی به وسیلۀ «بلا» آزموده شوند، دینداران اندک می‌شوند.»
قال رسول الله (ص): «الصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَة، وَ صَبْرٌ عَلَی الطّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ المَعْصِیَة...»

قال رسول الله (ص): «الصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَة، وَ صَبْرٌ عَلَی الطّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ المَعْصِیَة...»

رسول گرامی (ص) فرمود: صبر سه گونه است، پس کسی که در مصیبت صبر کند تا به زیبائی، عزایش‌ را بگذراند، خدا برایش سیصد درجه مقرر دارد که مابین درجه‌ای تا دیگری چون فاصلة زمین تا آسمان باشد. و کسی که بر اطاعت خدا صبر کند خدایش ششصد درجه دهد که فاصلة درجه‌ای تا دیگری مثل فاصلة درون زمین تا عرش باشد و کسیکه در مقابل معصیت صبر و مقاومت ورزد، خدایش نهصد درجه دهد که فاصلة درجه‌ای تا دیگری مثل فاصلة قعر زمین تا پایان عرش باشد. (اصول کافی باب الصبر حدیث 15 ( مترجم ج 3 ص 145))
قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

امام علی (علیه‌السلام) فرمود: «فرصت مانند ابر از افق زندگی می‌گذرد، مواقعی که فرصت‌های خیری پیش می‌آید غنیمت بشمارید و از آن‌ها استفاده کنید»
شگفت انگیزترین مردم در ایمان در آخرالزمان در کلام پیامبر (ص)

شگفت انگیزترین مردم در ایمان در آخرالزمان در کلام پیامبر (ص)

رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «ای علی بدان که شگفت ترین مردم در ایمان و شریفترین آنها در یقین، گروهی از مردم آخرالزمان هستند که با آنکه پیامبر را ندیده اند و معجزات او را به چشم ندیده اند، پس به واسطه نوشته ها (به وی) ایمان آورده اند»
Powered by TayaCMS