دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سمیعیه

No image
سمیعیه

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : غلات، بشيريه، سميع بن محمد، تناسخيه، اباحيه

ظهور فرق غالی از آسیبهائی است که بر مکتب تشیع وارد شد. این اعتقادات گزاف علاوه بر اینکه موجب سوءاستفاده و سوء برداشت مخالفین می­شد، موجب ریزش شیعیان ضعیف الفکر نیز می­شد و آنان را از تشیع خارج می­ساخت. یکی از این فرق مشهور به سمیعیه می­باشد که به بررسی آن می­پردازیم.

واقفیه و بشیریه

با شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع) جریانی به نام واقفه در دامن تشیع پدید آمد که منکر شهادت ایشان شده و قائل به مهدویت آن حضرت شدند و در نتیجه به انکار امامت امام­رضا(ع) روی آوردند. این جریان که خود با اغراض مختلفی چون مال پرستی و عواملی چون جهل و ضلالت به وجود آمده بود، مورد سوء استفاده و سودجویی منحرفین دیگر واقع شد. به عنوان نمونه فردی به نام محمد بن بشیر که افکار باطل و خرافه­ای داشت، از زمینه­ای که واقفه به وجود آوردند، برای اهداف خودش بهره برد.[1] وی از اهالی کوفه می­باشد و به قبیله بنی اسد منتسب است.[2] به شعبده و انجام کارهای عجیب معروف بوده­است[3] و با اعمال و افکار و اندیشه­های خود، جریانی غلوآمیز را که معروف به بشیریه است را پدید آورد. و توانست با حیله و زمینه فراهم شده از سوی واقفه، برای خود حامیان و پیروانی را گردآورد و خود را امام و جانشین امام غائب یعنی حضرت امام موسی بن جعفر(ع) تعیین کند. درغگویی­های او بر امام موسی بن جعفر به حدی بود که امام(ع) او را نفرین نمود و علی بن ابی حمزه بعد از نقل نفرین امام موسی بن جعفر(ع) در مورد محمد بن بشیر می­گوید: ندیدم کسی بدتر از وضع محمد بن بشیر کشته شود[4] و نفرین آن حضرت بوقوع پیوست.[5] اما محمد بن بشیر، برای استمرار گمراهی خود و دیگران فرزندش سمیع را به جانشینی برگزید و فرقه سمیعیه در واقع به حامیان بشیریه به رهبری سمیع هستند.

سمیع بن محمد

محمد بن بشیر فرزندش سمیع را جانشین خود نمود و او را برای پیروانش امام و واجب الطاعه اعلام کرد. همچنین سلسله جانشینان فرزندش سمیع را به وصایت سمیع امام دانست و این سلسله را تا ظهور امام غائب موسی بن جعفر(ع) لازم می­شمارد. او تمام حقوق واجب مالی و غیره را برای این امامان ( سمیع و جانشینان او)تعیین نمود.[6]

عقاید سمیعیه

این افراد در واقع همان بشیریه بودند و به دلیل تغییر رهبرخود اسم فرقه را نیز تغییر دادند. به همین دلیل اعتقادات ایشان همان عقاید بشیریه است که در کتب مختلف بیان شده­است. به عنوان نمونه به برخی از عقاید باطل ایشان اشاره می­کنیم:[7]

1. تناسخ در امامت یکی از اعتقادات سمیعیه بود به این معنی که امام یکنفر است ولی در هر پیکری به نامی خاص خوانده و شناخته می­شود.

2. مذهب مزدک در اشتراکی بودن اموال در اعتقاد این فرقه وجود داشت.

3. اگر فردی از سمیعیه اموالی در راه خدا وصیت می­کرد، متعلق به سمیع و جانشینان او می­دانستند.

4. فحشاء و ازدواج با محارم و همجنس بازی را جایز می­دانست.

5. تاویل و برداشت شخصی از آیات قرآن برای تأیید افکار باطل و ضد دینی بطوریکه ایشان آیه «أو یزوجهم ذکرانا و اناثا»[8] رای دلیل بر ازدواج بر محارم و همجس بازی می­دانست.

6. واجبات الهی را در نمازهای پنجگانه و روزه ماه مبارک رمضان منحصر کرده بود و منکر وجوب حج و زکات و .....بودند.

7. با توهین نسبت به امام رضا(ع) و دیگر فرزندان امام موسی بن جعفر(ع) به انکار امامت ایشان می­پرداختند و به کفر ایشان گواهی داده و جان و اموال ایشان را محترم نمی­دانستند.

عاقبت سمیعیه

سمیعیه همانند دیگر فرق غلات نتوانستند جایگاه اجتماعی خاصی برای خود در جامعه اسلامی به وجود آورند؛ زیرا اعتقادات گزاف این فرق خود مانعی بزرگ بر سر توسعه و گسترده شدن این فرق است و از طرفی مبارزه جدی اهل­بیت(ع) و تشیع و دیگر مسلمانان با این فرق به صورت جدی وجود داشته بطوریکه اهل­بیت(ع) علنا در برابر فرق غالی مختلفی چون خطابیه و بزیعیه و بیانیه و بشیریه و منصوریه و...اعلام موضع نمودند و دستور مقابله با رهبران فاسد و گمراه اینگونه فرق را صادر می­کردند. از این رو همیشه فرق غالی رو به انقراض بودند و تنها جذابیت آنها اباحه­گری بوده که مورد علاقه مفسدان و بی­دینان واقع می­شد. به هر حال سمیعیه نیز از این سرنوست بی­نصیب نبوده و تنها ثمره آن ایجاد انحراف برای برخی از عناصر فاسدی بود که توجهی به عقل و امام به حق خویش نداشتند.

مقاله

جایگاه در درختواره فرق و مذاهب شیعی - واقفیه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رزق حلال

رزق حلال

امام صادق (ع) قرمودند: «ترک یک لقمه‌ حرام‌ نزد خدا، محبوب تر است از هزار رکعت نماز مستحبی.» (بحار الأنوار (ط ـ بیروت)، ج‌90، ص373)
نفاق

نفاق

امیرالمؤمنین علی (ع):«از نفاق دوری کن، به درستی که فرد دو رو نزد خداوند متعال دارای جایگاه و منزلت نیست.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌2، ص304)
عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

حضرت علی(ع) فرمودند: «هرکس اعضا و جوارح خویش را از حرام بازدارد، اخلاقش نیکو می گردد.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌5، ص432).
دوری از موضع تهمت

دوری از موضع تهمت

امام صادق (ع) فرمودند: هرگاه مؤمن به برادر [دینی] خود تهمت بزند، ایمان در قلب او از میان می‌رود، هم چنان که نمک در آب، ذوب می‌شود. (مشکاةالأنوار فی غررالأخبار، طبرسی، علی بن حسن، ص319)
قناعت

قناعت

حضرت علی (ع) فرمودند: «به جستجوی بی‌نیازی برخاستم، آن را جز در قناعت نیافتم؛ همواره قناعت کنید، تا بی‌نیاز باشید.» (جامع الأخبار (للشعیری)، محمد بن محمد،ص123)

پر بازدیدترین ها

No image

قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلّى اللّه علیه و آله):«اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤمنینَ لا تَبْرُدُ اَبَداً.»

پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: «براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی‌شود.» (جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556)
عن ابی عبد الله (علیه‌السّلام) قال: قال امیرالمؤمنین(ع):«إن الله جمیلٌ یُحِبُّ الجمال، و یُحِبُّ اَنْ یَری اَثَر النِعمة علی عَبْدِه»

عن ابی عبد الله (علیه‌السّلام) قال: قال امیرالمؤمنین(ع):«إن الله جمیلٌ یُحِبُّ الجمال، و یُحِبُّ اَنْ یَری اَثَر النِعمة علی عَبْدِه»

امام صادق (علیه‌السّلام) از جدّ گرامیش علی (علیها‌السّلام) روایت کرده است که فرمود: «خداوند جمیل است و جمال و زیبایی را دوست دارد و همچنین دوست دارد که اثر نعمت‌های خود را در مردم مشاهده نماید» (کافی، ج6، ص 438)
No image

امام حسین (ع): «الناسُ عبیدُ الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرَّت معایشُهم فاذا مُحَّصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون»

«مردم بندۀ دنیایند و دین بر زبانشان می‌چرخد و تا وقتی زندگی‌هاشان بر محور دین بگردد، در پی آنند، امّا وقتی به وسیلۀ «بلا» آزموده شوند، دینداران اندک می‌شوند.»
قال رسول الله (ص): «اِثْنانِ لا یَنْظُرُ اللهُ اِلَیْهِمْ یَوْمَ القِیامَةِ: قاطِعُ الرَّحِمِ وَجارُ السُّوءِ»

قال رسول الله (ص): «اِثْنانِ لا یَنْظُرُ اللهُ اِلَیْهِمْ یَوْمَ القِیامَةِ: قاطِعُ الرَّحِمِ وَجارُ السُّوءِ»

پیامبر خدا (ص) فرمودند: «دو کس را خداوند روز قیامت به نظر رحمت نمی‌نگرد: آنکه از خویشان ببُرد و آنکه با همسایه بدی کند.» (الفردوس:1/414/1674)
«وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَاد» (بقره/207)

«وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَاد» (بقره/207)

«افرادی هستند (امیر مؤمنان علی (علیه‌السّلام)) که جان خویش را با خداوند معامله می‌کند به خاطر به دست آوردن رضایت او، و خداست که نسبت به بندگانش مهربان است».
Powered by TayaCMS