دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

غروب آفتاب

No image
غروب آفتاب

غروب آفتاب

شهادت شهید ثانى بنابر آنچه محدث بزرگ اسلامى شیخ حرّ عاملى در کتاب خود «امل الآمِل» آورده بدین صورت بوده است که : روزى دو نفر براى قضاوت و حل موضوعى که باهم اختلاف داشتند نزد شهید مى روند و شهید ثانى - علیه الرحمه - هم نظر خود یعنى حکم شرعى و فقهى آن را بیان مى نماید. روشن است که به قول معروف هیچ وقت دو نفر که به نزد قاضى رفته اند هردو راضى برنمى گردند. بالاخره یکى حاکم و دیگرى محکوم مى گردد. در اینجا فردى که قضاوت و حکم شهید علیه وى تمام شده بود با ناراحتى زیاد به سراغ قاضى شهر «صیدا» مى رود که فردى بسیار متعصب و سیاه دل و از قاضیان دربارى به نام «معروف» بود. او در آنجا از شهید ثانى و نحوه قضاوت وى شکایت مى کند. قاضى معروف هم مأمورى را براى دستگیرى شهید به «جبع» مى فرستد اما او موفق به دستگیرى شهید نمى شود. از این سبب نامه اى به سلطان روم (عثمانى) مى نویسد و در آن نامه یادآور مى شود که در اینجا مردى شیعى مذهب پیدا شده و از مرام و مکتب تشیع تبلیغ مى کند و مردم را گمراه مى کند! سلطان سلیم هم مأمورى را براى جلب و دستگیرى شهید به زادگاه او «جبع» مى فرستد و از وى مى خواهد تا شهید ثانى را زنده نزد وى ببرد. شهید ثانى پس از اطلاع از این موضوع صلاح مى بیند مدتى از «جبع» دور شود و مخفیانه زندگى کند. بنابراین به طور ناشناس به سوى مکه حرکت مى کند اما مأموران در بین راه به وى دست مى یابند و او را دستگیر مى کنند و از وى مى خواهند تا همراه آنها به اسلامبول (مرکز حکومت عثمانى) برود.شهید ثانى از مأموران درخواست مى کند اجازه بدهند وى سفر ناتمام خود را به پایان برده، براى آخرین بار کعبه دلها و قبله آمال، خانه خدا را زیارت کند و حجة الوداع خویش را به جاى آورد آنگاه همراه آنان به هرکجا مى گویند برود. مأموران درخواست وى را پذیرفته، شهید، خانه خدا را زیارت مى کند و بعد به سوى اسلامبول حرکت مى کنند.

وقتى به دهکده اى به نام «بایزید» در نزدیکى قسطنطنیه (اسلامبول) مى رسند. در بین راه پیش از آنکه وارد شهر شوند مردى به آنان برخورد مى کند و گویا با مأمور دستگیرى شهید سابقه آشنایى داشته است. او با مأمور درباره شهید گفتگو مى کند که کیست و چه کاره است و او را به کجا مى برد. آن مأمور هم ماجرا را براى وى بیان مى کند. آن فرد شیطان صفت و دیوسیرت در گوش مأمور زمزمه مى کند که اگر شهید ثانى را زنده به درگاه سلطان ببرد به موجب کوتاهى و سهل انگارى که نسبت به دستور سلطان داشته است (اجازه دادن به شهید براى زیارت خانه خدا) مؤاخذه مى گردد. افزون بر این او در آنجا (اسلامبول) دوستان و یارانى دارد که ممکن است در بین راه یا هنگام ورود به شهر وى را شناخته، او را از چنگ وى آزاد کنند، و تازه جان خود مأمور نیز در معرض خطر قرار مى گیرد. بنابراین بهتر است او را همانجا کشته، سر وى را نزد سلطان ببرد. آن مأمور سنگدل و سیاه دل نیز تسلیم سخنان شیطانى آن فرد مى شود و همانجا در کنار دریا آن فقیه بزرگ و عالم ربانى و مرد خدا را به شهادت مى رساند و دست ناپاک خود را به خون یکى از بهترین و پاک ترین فرزندان اسلام و قرآن آلوده مى سازد.

سپس سر مبارک شهید را از تن جدا کرده، در ظرفى نهاده، روانه درگاه سلطان سلیم مى گردد و پیکر پاک و مطهر شهید را همانجا روى خاک در ساحل دریا رها مى نماید.

گفته شده در آن شب گروهى از ترکمنها که در آن نواحى بودند، مى بینند انوارى از آسمان پایین مى آید و بالا مى رود! پس از جستجو به پیکر بى سر و غرقه به خون شهید ثانى بر مى خورند و بدون اینکه آن را بشناسند و هویت او را تشخیص دهند، آن بدن پاک را همانجا به خاک سپرده، گنبد کوچکى نیز بر مزار او مى سازند. آن مأمور و قاتل جنایتکار نیز وقتى به دربار عثمانى مى رسد به جاى پاداش به سبب تخلف از دستور سلطان سلیم که به وى سفارش کرده بود شهید را زنده نزد وى بیاورد، بى درنگ به سزاى جنایت بزرگ خود رسیده، اعدام مى گردد.([1])


 ,



[1] - امل الامل، ج1، ص90 و 91.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رزق حلال

رزق حلال

امام صادق (ع) قرمودند: «ترک یک لقمه‌ حرام‌ نزد خدا، محبوب تر است از هزار رکعت نماز مستحبی.» (بحار الأنوار (ط ـ بیروت)، ج‌90، ص373)
نفاق

نفاق

امیرالمؤمنین علی (ع):«از نفاق دوری کن، به درستی که فرد دو رو نزد خداوند متعال دارای جایگاه و منزلت نیست.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌2، ص304)
عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

حضرت علی(ع) فرمودند: «هرکس اعضا و جوارح خویش را از حرام بازدارد، اخلاقش نیکو می گردد.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌5، ص432).
دوری از موضع تهمت

دوری از موضع تهمت

امام صادق (ع) فرمودند: هرگاه مؤمن به برادر [دینی] خود تهمت بزند، ایمان در قلب او از میان می‌رود، هم چنان که نمک در آب، ذوب می‌شود. (مشکاةالأنوار فی غررالأخبار، طبرسی، علی بن حسن، ص319)
قناعت

قناعت

حضرت علی (ع) فرمودند: «به جستجوی بی‌نیازی برخاستم، آن را جز در قناعت نیافتم؛ همواره قناعت کنید، تا بی‌نیاز باشید.» (جامع الأخبار (للشعیری)، محمد بن محمد،ص123)

پر بازدیدترین ها

No image

قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلّى اللّه علیه و آله):«اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤمنینَ لا تَبْرُدُ اَبَداً.»

پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: «براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی‌شود.» (جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556)
No image

امام حسین (ع): «الناسُ عبیدُ الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرَّت معایشُهم فاذا مُحَّصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون»

«مردم بندۀ دنیایند و دین بر زبانشان می‌چرخد و تا وقتی زندگی‌هاشان بر محور دین بگردد، در پی آنند، امّا وقتی به وسیلۀ «بلا» آزموده شوند، دینداران اندک می‌شوند.»
عن ابی عبد الله (علیه‌السّلام) قال: قال امیرالمؤمنین(ع):«إن الله جمیلٌ یُحِبُّ الجمال، و یُحِبُّ اَنْ یَری اَثَر النِعمة علی عَبْدِه»

عن ابی عبد الله (علیه‌السّلام) قال: قال امیرالمؤمنین(ع):«إن الله جمیلٌ یُحِبُّ الجمال، و یُحِبُّ اَنْ یَری اَثَر النِعمة علی عَبْدِه»

امام صادق (علیه‌السّلام) از جدّ گرامیش علی (علیها‌السّلام) روایت کرده است که فرمود: «خداوند جمیل است و جمال و زیبایی را دوست دارد و همچنین دوست دارد که اثر نعمت‌های خود را در مردم مشاهده نماید» (کافی، ج6، ص 438)
قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

امام علی (علیه‌السلام) فرمود: «فرصت مانند ابر از افق زندگی می‌گذرد، مواقعی که فرصت‌های خیری پیش می‌آید غنیمت بشمارید و از آن‌ها استفاده کنید»
قال رسول الله (ص): «اِثْنانِ لا یَنْظُرُ اللهُ اِلَیْهِمْ یَوْمَ القِیامَةِ: قاطِعُ الرَّحِمِ وَجارُ السُّوءِ»

قال رسول الله (ص): «اِثْنانِ لا یَنْظُرُ اللهُ اِلَیْهِمْ یَوْمَ القِیامَةِ: قاطِعُ الرَّحِمِ وَجارُ السُّوءِ»

پیامبر خدا (ص) فرمودند: «دو کس را خداوند روز قیامت به نظر رحمت نمی‌نگرد: آنکه از خویشان ببُرد و آنکه با همسایه بدی کند.» (الفردوس:1/414/1674)
Powered by TayaCMS