دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرستاده پیامبراکرم(ص) به یمامه

No image
فرستاده پیامبراکرم(ص) به یمامه

كلمات كليدي : تاريخ، پيامبر اكرم(ص)، يمامه، سليط بن عمرو، هوذة بن علي، ثمامة بن اثال

نویسنده : يدالله حاجي زاده

یمامه، ناحیه‌ای است میان نجد و بحرین[1] که سال هفتم هجری دو نفر در آن جا حکومت می‌کردند. یکی از این دو نفر و شاید مهم‌ترین آنها "هوذة بن علی حنفی" و دیگری "ثمامة بن اثال حنفی" بوده است.

در این که منطقه یمامه چگونه به دست این دو نفر اداره می‌شده اطلاع چندانی در منابع یافت نمی‌شود. بیشتر منابع به ریاست این دو نفر بر یمامه اشاره کرده‌اند.[2]

هر چند نام هوذة بن علی در این میان بیشتر به چشم می‌خورد. "زرکلی" می‌نویسد: «هوذة بن علی بن ثمانیة بن عمر حنفی از بنی‌حنیفه و از قبیله "بکر بن وائل" و در «نجد» حاکمیت داشته است.»[3] منابع به همکاری هوذة بن علی با پادشاه ایران در جهت تامین امنیت کاروان‌های ایرانی که از یمن به ایران می‌رفتند، اشاره دارند.[4]

به نظر می‌رسد این همکاری بیشتر جنبه اقتصادی داشته است؛ چرا که هوذة بن علی از نظر مذهبی پیرو آئین نصرانی بوده است،[5] در حالی که در ایران دین رسمی، دین زرتشتی بوده است. در واقع انگیزه‌های اقتصادی (در قبال تامین امنیت کاروانها ) هوذه را ترغیب به همکاری می‌کرده است.

فرستاده پیامبر(ص) به نزد "هوذة بن علی حنفی" و "ثمامة بن اثال حنفی"، "سلیط بن عمرو" بوده است.[6] سلیط بن عمرو برادر "سهیل بن عمرو" و از مهاجران اولیه بوده است. عده‌ای او را جزء حاضران در بدر می‌دانند.[7]

نامه پیامبر اکرم(ص)

در این که آیا پیامبراکرم(ص) به "هوذة بن علی" و "ثمامة بن اثال" جداگانه نامه‌هایی نوشته یا این که تنها یک نامه بوده و خطاب به هر دو بوده است، نمی‌توان نتیجه‌گیری درستی داشت. در بیشتر منابع تنها نام هوذة بن علی ذکر شده است و او مورد خطاب پیامبراکرم(ص) است. متن نامه پیامبر(ص) در برخی از منابع به صورت بسیار مختصر و در برخی دیگر کمی طولانی‌تر ذکر شده است.

"یعقوبی" قائل است: «نامه‌ای که پیامبر(ص) برای هوذة بن علی و امرای دیگری چون "شجاع بن وهب" و "ذی‌الکلاع حمیری" و دیگران نوشت مانند آن چیزی بود که به کسری و قیصر نوشت.»[8]

"زرکلی" می‌نویسد: «پیامبر(ص) به او نوشت، اسلام بیاور تا سالم بمانی و آنچه تحت قدرت تو است، باقی بماند.»[9] "صالحی شامی" که قضایا را به صورت نسبتا مفصل‌تر نوشته می‌نویسد: «پیامبر(ص) سلیط بن عمر را به سوی هوذة بن علی فرستاد. وقتی سلیط نزد هوذة رفت، او سفیر پیامبر(ص) را گرامی داشت، سپس نامه پیامبر(ص) را خواند در این نامه آمده بود: بسم الله الرحمن الرحیم از محمد رسول‌خدا(ص) به هوذة بن علی سلام بر کسی که از هدایت پیروی کند؛ بدان که دین من به زودی به نقاط دور دست نیز خواهد رسید. پس اسلام بیاور تا سلامت بمانی و آنچه تحت قدرت توست باقی بماند».[10] هوذة بن علی وقتی نامه پیامبر را خواند، جواب صریحی نداد. او به فرستاده پیامبر(ص) هدیه داد و در نامه‌ای به پیامبر اکرم(ص) نوشت: «دعوت شما ( آنچه شما به سوی آن فرا می‌خوانی ) چقدر زیباست، من شاعر قومم و خطیب آنها هستم، عربها از من حساب می‌برند. «فاجعل لی بعض الامر اتبعک». مرا در امر خویش شریک گردان تا از تو تبعیت کنم».[11] بسیاری از مورخان قائلند این جمله اخیر در واقع شرطی بود که هوذة برای اسلام آوردن خویش قرار داده بود. "بلاذری" می‌نویسد: «هوذة بن علی حنفی به رسول خدا نامه‌ای نوشته و از او خواسته بود که پس از خود وی را جانشین خویش سازد. در آن صورت مسلمان شده و نزد او خواهد آمد و وی را یاری خواهد داد.»[12] پیامبراکرم(ص) با این شرط هوذة مخالفت کرد و طبق نقلی فرمود: «لو سالنی سیابة من الارض ما فعلت. باد و باد ما فی یدیه.» اگر یک خوشه خرمای سرزمینی را بخواهد این کار را (بدون اذن الهی) انجام نخواهم داد، خودش و هر چه در دست او هست، نابود شد.»[13] و در نقلی دیگر و در جواب شرط هوذة فرمود، خداوندا مرا از شروی دور بدار. او پس از مدت اندکی در گذشت.[14]

"صالحی شامی" می‌نویسد: پیامبراکرم(ص) از فتح مکه بر می‌گشت که جبرئیل خبر آورد، او از دنیا رفت.[15] در یکی از نقلها آمده است: «پس از این که سلیط بن عمرو نامه رسول خدا(ص) را برای هوذة بن علی برد او وفد[16] خویش را نزد رسول خدا(ص) فرستاد. در این وفد افرادی چون "مجاعة بن مراره"، "رجال بن عنفوه"، "مسیلمه کذاب" و دیگران بودند که عده‌ای از آنها مسلمان شدند.»[17] به هر حال اتفاقی که در این جا وجود دارد، این است که هوذة بن علی اسلام نیاورد. "ابن سید الناس" به نقل از "واقدی" می‌نویسد: «ارکون دمشق یکی از بزرگان نصاری نزد هوذة بن علی بود. ارکون از هوذة در مورد پیامبراکرم(ص) سوال کرد. هوذة گفت: نامه او به نزد من آمد و مرا به اسلام دعوت کرده بود. ترسیدم فرمانروایی‌ام از دست برود. "ارکون" گفت: همین‌گونه است ...؛ اما به هر حال برای تو بهتر این بود که از او پیروی می‌کردی؛ چرا که او پیامبر عربی است که عیسی بن مریم(ع) به آمدن او بشارت داده است و در انجیل نزد ما مکتوب است که محمد رسول خداست.»[18]

اما در خصوص "ثمامة بن اثال" و سرانجام او اکثر مورخان قائلند، وی در سفری که به سمت مدینه می‌آمد، توسط مسلمانان اسیر شد. او را نزد پیامبر آوردند. رسول خدا(ص) به او بسیار محبت کرد و از او خواست که اسلام آورد. (ثمامه هنوز جواب صریحی به پیامبر نداده بود که) سرانجام پیامبر(ص) دستور آزادی او را صادر کرد و در همین زمان ثمامه اسلام آورد.[19]

مقاله

نویسنده یدالله حاجی‌زاده

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رزق حلال

رزق حلال

امام صادق (ع) قرمودند: «ترک یک لقمه‌ حرام‌ نزد خدا، محبوب تر است از هزار رکعت نماز مستحبی.» (بحار الأنوار (ط ـ بیروت)، ج‌90، ص373)
نفاق

نفاق

امیرالمؤمنین علی (ع):«از نفاق دوری کن، به درستی که فرد دو رو نزد خداوند متعال دارای جایگاه و منزلت نیست.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌2، ص304)
عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

حضرت علی(ع) فرمودند: «هرکس اعضا و جوارح خویش را از حرام بازدارد، اخلاقش نیکو می گردد.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌5، ص432).
دوری از موضع تهمت

دوری از موضع تهمت

امام صادق (ع) فرمودند: هرگاه مؤمن به برادر [دینی] خود تهمت بزند، ایمان در قلب او از میان می‌رود، هم چنان که نمک در آب، ذوب می‌شود. (مشکاةالأنوار فی غررالأخبار، طبرسی، علی بن حسن، ص319)
قناعت

قناعت

حضرت علی (ع) فرمودند: «به جستجوی بی‌نیازی برخاستم، آن را جز در قناعت نیافتم؛ همواره قناعت کنید، تا بی‌نیاز باشید.» (جامع الأخبار (للشعیری)، محمد بن محمد،ص123)

پر بازدیدترین ها

No image

امام حسین (ع): «الناسُ عبیدُ الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرَّت معایشُهم فاذا مُحَّصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون»

«مردم بندۀ دنیایند و دین بر زبانشان می‌چرخد و تا وقتی زندگی‌هاشان بر محور دین بگردد، در پی آنند، امّا وقتی به وسیلۀ «بلا» آزموده شوند، دینداران اندک می‌شوند.»
No image

قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلّى اللّه علیه و آله):«اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤمنینَ لا تَبْرُدُ اَبَداً.»

پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: «براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی‌شود.» (جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556)
عن ابی عبد الله (علیه‌السّلام) قال: قال امیرالمؤمنین(ع):«إن الله جمیلٌ یُحِبُّ الجمال، و یُحِبُّ اَنْ یَری اَثَر النِعمة علی عَبْدِه»

عن ابی عبد الله (علیه‌السّلام) قال: قال امیرالمؤمنین(ع):«إن الله جمیلٌ یُحِبُّ الجمال، و یُحِبُّ اَنْ یَری اَثَر النِعمة علی عَبْدِه»

امام صادق (علیه‌السّلام) از جدّ گرامیش علی (علیها‌السّلام) روایت کرده است که فرمود: «خداوند جمیل است و جمال و زیبایی را دوست دارد و همچنین دوست دارد که اثر نعمت‌های خود را در مردم مشاهده نماید» (کافی، ج6، ص 438)
از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت شده است:

از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت شده است:

«زمین از سه چیز به درگاه خدا ناله و فریاد می‌کند: از خون حرامی که بر آن ریخته شود؛ غسلی که از زنا بر روی آن انجام شود و خوابیدن پیش از طلوع آفتاب» (حلیة المتقین، ص 126)
No image

زینب کبری (س): «فَکِد کَیْدک وَاسْعَ سَعْیک و ناصِبْ جُهْدَک فوالله لا تمحُو ذکرنا و لا تُمیتُ وَحْیَنا»

زینب کبری (س): «هر چه می‌توانی نقشه بکش و تلاش کن و بکوش، به خدا سوگند یاد ما محو شدنی نیست و وحیِ ما را هم نمی‌توانی از میان برداری».(مقتل الحسین مکرّم،‌ ص 464)
Powered by TayaCMS