دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قاعده الزام

No image
قاعده الزام

كلمات كليدي : قاعده الزام، روايت، فقيه، اجماع

نویسنده : حسن بهاری قراملکی

الزام در لغت به معنای لازم گردانیدن چیزی است بر کسی و در اصطلاح، یکی از قواعد مشهور فقهی است که احکام خاصی در ابواب مختلف فقه بر آن متفرّع می‌شود.

مدرک قاعدة:

عمده دلیل در قاعدۀ الزام، روایات می‌باشند، البته شاید کسی بخواهد به إجماع هم استناد کند. امّا با توجه به اینکه «اجماع» در این بحث،إجماع مدرکی، یا لاأقلّ محتمل المدرک است لذا نمی‌توان به آن استناد کرد، و به همین خاطر است که فقهاء نیز به آن استناد نکرده‌اند.

امّا روایات، سه دسته روایت در این باب مورد تمسّک فقهاء واقع شده است:

1) روایاتی که در آنها واژۀ «إلزام» به کار رفته است مانند روایت علی بن أبی حمزۀ بطائنی از امام کاظم (ع) که می‌فرماید:

«ألزموهم بما ألزموا أنفسهم»

«آنها را ملزم کنید به آنچه که خودشان را بر آن ملزم می‌کنند»

که عنوان قاعدة هم از همین روایت أخذ شده است.

2) روایاتی که در آنها بطور مطلق آمده است که مثلاً:

3) «من دان بدین قوم لزمه حکمه» یا مثل «لکلّ قوم نکاح»

یعنی این دسته از روایات اختصاص به دین و مذهب خاصی ندارند که بصورت مطلق بیان شده و تمام ادیان و مذاهب را شامل می‌شوند.

4)روایاتی در باب ارث، که می‌فرماید:

«خذوا منهم کما یأخذون منکم»

«از ایشان بگیرید کما اینکه آنها از شما می‌گیرند»

هرکدام از این سه دسته روایات، به نحوی دلالت بر قاعدۀ إلزام می‌نماید، امّا در اینکه کدام یک، تماماً مستند و دلیل بر قاعدۀ الزام است. بین فقهاء اختلافی است، به دلیل اینکه بعضی از آنها از نظر سندی دچار ضعف بوده و قابل استناد نمی‌باشند. لذا بعضی از فقهاء آن را کنار گذاشته و به آن تمسّک ننموده‌اند. در عین حال که عده‌ای دیگر بر همین روایات استناد کرده‌اند گرچه ضعیف السند می‌باشند به خاطر مبنای رجالی که در علم رجال به تفضیل بحث شده است.

در هر حال، روایات ذکر شده علاوه بر سند، از نظر دلالت هم مورد اختلاف فقهاء می‌باشند و برای اینکه این اختلاف نظر فقهاء تصویر شود، باید به صورتهای مختلفی که در اختلاف بین مذاهب وجود دارد اشارة شود که عبارت‌اند از:

1) اختلاف بین شیعه و سنّی

2) اختلاف بین مسلمین و غیرمسلمین

3) اختلاف بین گروه‌ها و فرقه‌های مختلف یک مذهب مثل اختلاف بین شافعیة و حنفیة

4) اختلاف بین گروه‌های مختلف یک دین غیر اسلامی مثل اختلاف بین یهود و مسیحت

با توجه به مستند قاعدۀ إلزام می‌گوییم که در سعة و ضییق مدلول روایات مذکور بین فقهاء اختلاف است، بطوری که عده‌ای آن را فقط به صورت اول از صورت‌های ذکر شده اختصاص داده و می‌گویند که قدر متیقّن از روایات همین مقدار است، دسته دیگر معتقدند که بعضی از صورت‌ها را شامل می‌شود و اختصاص به صورت اوّل ندارند، و عده‌ای هم آن را عام دانسته و شامل همۀ صور می‌دانند.

امّا در هر حال ثبوت این قاعدة در بین فقهاء اتفاقی است.

مفاد قاعدة

مفاد قاعدة این است که:

اگر یک نفر ملتزم به دین و اعتقاد خاصی باشد، افراد دیگر از مذاهب دیگر می‌توانند او را مُلزم کنند بر اینکه به احکام مذهب و اعتقاد خودش ملتزم شود.

مفاد مذکور در حدّی که بیان شد مورد اتفاق فقهاء است در این مورد هم، از بعضی جهات اختلاف نظر وجود دارد. مانند اینکه آیا مفاد قاعدة إلزام، حکم واقعی است یا حکم ظاهری به معنای إباحه؟ و ثمرات زیادی بر این بحث مترتب می‌شود که در کتب فقهی بحث شده است. مثلاً اگر یک مرد سنّی، زن خودش را در یک مجلس سه طلاقه کرد، مطابق این قاعدة، مرد شیعی می‌تواند با آن زن ازدواج نماید با اینکه به اعتقاد شیعی سه طلاقه در یک مجلس باطل است امّا با توجه به اینکه سنّی معتقد به صحت آن است می‌تواند او را بر جدایی از زن طبق مذهب خودش إلزام نماید.

حال اختلاف در این است که آیا طلاق سنّی، واقعاً صحیح است (به صورت واقعی ثانوی) یا اینکه واقعاً صحیح نیست امّا بر شیعه مباح است که با زن سنّی ازدواج کند؟

موارد تطبیق قاعدة:

فروعات زیادی برای قاعدۀ إلزام در کتب فقهی ذکر شده است که دو مورد را به عنوان نمونه در اینجا ذکر می‌کنیم:

1) مطابق مذهب اهل سنّت، شاهد گرفتن به هنگام عقد ازدواج ضروری و لازم است به نحوی که اگر کسی شاهد نگیرد، عقدش باطل خواهد بود، حال اگر یک مرد سنّی عقد را بدون شاهد اجراء کرد، مرد شیعی می‌تواند با زنی که مرد سنّی او را عقد کرده بود ازدواج کند.

چرا که عقد مرد سنّی با آن زن بنابر مذهب خودش باطل بوده، و به مقتضای قاعدۀ إلزام مرد شیعی می‌تواند با آن زن ازدواج کند.

2) بنابر مذهب اهل سنّت، زوجۀ میّت، از جمیع مال می‌تواند ارث ببرد (چه منقول و چه غیرمنقول) امّا بنابر مذهب شیعه چنین نیست، حال اگر یک مردی از دنیا برود از اهل تسنن و یک زوجۀ شیعه نیز داشته باشد، این زوجه با اینکه بنابر مذهب خودش که تشیع باشد، نمی‌تواند از جمیع مال میت ارث ببرد امّا به حکم قاعدۀ إلزام می‌تواند از جمیع مال او إرث ببرد.

مقاله

نویسنده حسن بهاری قراملکی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رزق حلال

رزق حلال

امام صادق (ع) قرمودند: «ترک یک لقمه‌ حرام‌ نزد خدا، محبوب تر است از هزار رکعت نماز مستحبی.» (بحار الأنوار (ط ـ بیروت)، ج‌90، ص373)
نفاق

نفاق

امیرالمؤمنین علی (ع):«از نفاق دوری کن، به درستی که فرد دو رو نزد خداوند متعال دارای جایگاه و منزلت نیست.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌2، ص304)
عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

حضرت علی(ع) فرمودند: «هرکس اعضا و جوارح خویش را از حرام بازدارد، اخلاقش نیکو می گردد.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌5، ص432).
دوری از موضع تهمت

دوری از موضع تهمت

امام صادق (ع) فرمودند: هرگاه مؤمن به برادر [دینی] خود تهمت بزند، ایمان در قلب او از میان می‌رود، هم چنان که نمک در آب، ذوب می‌شود. (مشکاةالأنوار فی غررالأخبار، طبرسی، علی بن حسن، ص319)
قناعت

قناعت

حضرت علی (ع) فرمودند: «به جستجوی بی‌نیازی برخاستم، آن را جز در قناعت نیافتم؛ همواره قناعت کنید، تا بی‌نیاز باشید.» (جامع الأخبار (للشعیری)، محمد بن محمد،ص123)

پر بازدیدترین ها

No image

قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلّى اللّه علیه و آله):«اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤمنینَ لا تَبْرُدُ اَبَداً.»

پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: «براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی‌شود.» (جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556)
No image

امام حسین (ع): «الناسُ عبیدُ الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرَّت معایشُهم فاذا مُحَّصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون»

«مردم بندۀ دنیایند و دین بر زبانشان می‌چرخد و تا وقتی زندگی‌هاشان بر محور دین بگردد، در پی آنند، امّا وقتی به وسیلۀ «بلا» آزموده شوند، دینداران اندک می‌شوند.»
عن ابی عبد الله (علیه‌السّلام) قال: قال امیرالمؤمنین(ع):«إن الله جمیلٌ یُحِبُّ الجمال، و یُحِبُّ اَنْ یَری اَثَر النِعمة علی عَبْدِه»

عن ابی عبد الله (علیه‌السّلام) قال: قال امیرالمؤمنین(ع):«إن الله جمیلٌ یُحِبُّ الجمال، و یُحِبُّ اَنْ یَری اَثَر النِعمة علی عَبْدِه»

امام صادق (علیه‌السّلام) از جدّ گرامیش علی (علیها‌السّلام) روایت کرده است که فرمود: «خداوند جمیل است و جمال و زیبایی را دوست دارد و همچنین دوست دارد که اثر نعمت‌های خود را در مردم مشاهده نماید» (کافی، ج6، ص 438)
قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

امام علی (علیه‌السلام) فرمود: «فرصت مانند ابر از افق زندگی می‌گذرد، مواقعی که فرصت‌های خیری پیش می‌آید غنیمت بشمارید و از آن‌ها استفاده کنید»
امام حسین (ع): «اِن لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعادَ کونوا احراراً فی دنیا کم»

امام حسین (ع): «اِن لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعادَ کونوا احراراً فی دنیا کم»

«ای پیروان آل ابوسفیان، اگر دین ندارید و از معاد نمی‌ترسید، پس در دنیایتان آزاده باشید» (بحارالانوار، ج 45، ص 49)
Powered by TayaCMS