دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قرارداد 1933

No image
قرارداد 1933 <

كلمات كليدي : تاريخ، قرارداد 1933، امتياز دارسي، قرارداد گس ـ گلشائيان، نفت، ايران، انگلستان، رضاخان

نویسنده : زينب ابراهيمي

در زمان مظفرالدین شاه(1280ش.) اولین قراردادِ مهم بهره‌برداری از معادن نفت ایران به مدت 60 سال به "ویلیام ناکسی دارسی" از اتباع انگلستان واگذار شد.

با روی کار آمدن رضاخان و تغییر شرایط سیاسی ایران، انگلیسی‌ها به تغییر قرارداد از 16 درصد به مبلغ معینی تمایل داشتند.[1] همچنین برای طولانی‌کردن مدت قرارداد[2] و برطرف کردن موانع بهره‌برداری بیشتر[3] به دنبال راهی برای انعقاد قراردادی با شرایط دلخواه بودند.

استخدام "مک لین تاک" به عنوان حسابرس خبره برای بررسی مشکلات نفتی از مهم‌ترینِ این اقدام‌ها بود. به همین دلیل، کمیسر نفت ایران(فریدالسلطنه) در نامه‌ای به وزارت دربار در 5 دسامبر 1932م. به بیان معایب و نواقص قرارداد 5 دسامبر1921م. "آرمیتاژ اسمیت" پرداخت و برای انعقاد قرارداد جدیدِ دولت ایران و شرکت نفت ایران‌‌ـ انگلیس، پیشنهادهایی مطرح کرد؛[4] اما مذاکرات "سرجان کدمن" رئیس هیئت مدیره شرکت نفت انگلیس و ایران به نتیجه نرسید؛ به‌ویژه در پی بحران 1929م. و تنزل شدید سهم عواید نفتی ایران، دولت ایران از پذیرش آن خودداری کرد و سرانجام "سید حسن تقی‌زاده" در 27 نوامبر1932م. الغای «امتیاز دارسی» را اعلام کرد.[5]

88 نفر از حضار در صد و هیجدهمین جلسه مجلس شورای ملی در 10 آذر 1311ش. به این اقدام دولت رأی اعتماد داد.[6]

انگلستان به دنبال این اقدام ، نامه‌ای اعتراض‌آمیز در حمایت شرکت به ایران نوشت و ایران را به طرح دعوا در دیوان بین‌المللی لاهه تهدید کرد و مسئله به جامعه ملل کشیده شد.[7]

شورای ملل، "ادوارد بنش" وزیر خارجه چکسلواکی را به میانجی‌گری برگزید و طرفین به مذاکره فرا‌خوانده شدند. نمایندگان ایران "حسین علاء"(رئیس بانک ملی) و "داور"(وزیر دادگستری) با "سرجان کدمن" رئیس کمپانی، مذاکراتی در ژنو، پاریس و سپس تهران انجام دادند. سرانجام در چهارم آوریل 1933 م.(خرداد 1312ش.) مذاکرات میان "تقی‌زاده"(وزیر دارایی)، "فریزر"، "رضاه ‌شاه" و "سرجان کدمن" به امضای امتیازنامه جدیدی در 26 ماده انجامید[8] که بدون دخالت رضا شاه به نفع شرکت انگلیس و انگلیسی‌ها امیدی به انعقاد آن نبود.[9]

این امتیازنامه به «قرارداد گس ‌ـ گلشائیان» شهرت یافت؛ زیرا وزیر دارایی دولت ساعد، "گلشائیان" و "گس" نماینده سابق شرکت، توافق‌نامه را امضا کردند. "تیمور‌تاش" و "سردار اسعد" در چارچوب پاک‌سازی مخالفان رضا شاه، به بهانه ارتباط با روس‌ها و در واقع به سببِ نفوذِ بسیار در دربار، دستگیر و در زندان کشته شدند.

رضا شاه دستور داد هیچ صحبتی از قرارداد، در مطبوعات و مجلس به میان نیاید؛ ولی بعد از شهریور 1320ش. اعتراضات مردم به قرارداد شروع شد.[10]

پس از ماجرای 15 بهمن و محیط رعب و وحشتی که به وجود آوردند، در اواخر دوره پانزدهم مجلس، امتیازنامه را برای تصویب به مجلس فرستادند تا نمایندگان مجلس فرمایشی از ترس اینکه در دوره بعد انتخاب نشوند، به آن رأی دهند.[11]

علل سیاسی ‌ـ ‌اقتصادی طرح قرارداد 1933

علل سیاسی: پس از شکست کامل آلمان در جنگ جهانی اول و خروج روسیه از صحنه رقابت سیاسی در ایران، انگلیسی‌ها یگانه نیروی استعمارگر در ایران با ناامیدی از نفوذ در "احمدشاه" برای تأمین منافع سیاسی‌ ـ‌ اقتصادی خود در ایران،[12] به فکر ایجاد حکومت متمرکز قوی در ایران افتادند و رضاخان را - که دیکتاتوری دست نشانده بود - به قدرت رساندند.

علل اقتصادی: پس از جنگ جهانی اول، اهمیت نفت در دنیا رو به فزونی بود و انگلیسی‌ها در اندیشه تجدید نظر در قرارداد دارسی برای افزودن بر مدت قرارداد و برطرف کردن مشکلات آن بودند؛[13] از جمله آنکه در پیمانِ دارسی، مواد و موانعی وجود داشت که مانع تخلفات شرکت می‌شد. همچنین پس از پایان امتیاز دارسی، کلیه اموال و دارایی‌های شرکت به ایران تعلق می‌گرفت؛ اما در قرارداد 1933م. این مسئله به نفع انگلستان حل شده بود.[14]

مدت قرارداد

در ماده 26 امتیاز‌نامه، مدت قرارداد از تاریخ اجرا تا انتهای آن، 31 دسامبر 1993م. به مدت 60 سال ذکر شده است که نباید قبل از زمان مذکور خاتمه یابد؛ مگر آنکه کمپانی (طبق ماده 25) آن را ترک کند و یا بر اثر تخلفات شرکت از تعهداتش باطل شود.[15]

تخلفات شرکت در این موارد، منحصر بود:

1- هرگاه مبلغی که بر حسب رأی دادگاه تعیین شد، شرکت باید به دولت پرداخت کند و در صورت اینکه از یک ماه بگذرد باید سود آن هم پرداخت شود.

2-هرگاه تصمیم به انحلال اختیاری یا اجباری شرکت گرفته شده باشد.[16]

پیامدهای متن قرارداد 1933

نواقص موجود در تدوین متن قرارداد تحمیلی 1933م. که به زعم آگاهان سیاسی ‌ـ ‌اقتصادی، زمینه‌های سوء استفاده کمپانی را فراهم آورد، به اختصار بدین‌قرار است:

1-براساس آن، کلیه اموال و دارایی‌های غیر منقول شرکت به ایران تعلق می‌گرفت؛ در حالی‌ که در قرارداد 1933 شرکت می‌توانست زمین‌ها و تأسیسات غیرمنقول خود را به شرکت‌های تابعه بفروشد و پس از خروج آنها از وابستگی به شرکت دوباره آنها را به ایران بفروشد.[17]

2- گستره امتیاز در ظاهر، کاهش می‌یافت؛ اما با دادن فرصت 5 ساله به شرکت، آنان بهترین منابع نفتی را گزینش کردند.

3- شرکت، بهای اراضی دولتی و یا شخصی را با بهای عادله پرداخت می‌کرد، حال آنکه بهای اراضی نفت‌خیز با اراضی عادی قابل مقایسه نیست.

4- شرکت، حق بهره‌برداری از معادن ایران را بدون پرداخت هیچ وجهی به دست آورد.[18]

5- کمپانی، اختیار احداث بندر، راه‌آهن و وسایل ترابری از هر نوع را داشت.

6- چنانچه دولت ایران برای دفاع از سرزمین، ناگزیر به بهره‌برداری از وسایل نقلیه شرکت می‌شد، می‌بایست خسارات احتمالی را جبران کند.

7- معافیت گمرکی وارداتِ کالاهای کشاورزی و صنعتی، ضررهای فراوانی را به صنعت و کشاورزی ایران وارد کرد.[19]

8- معافیت گمرکی ورود کالاهای ضروری برای عملیات شرکت، معافیت از صادرات را نیز در بر گرفت.

9- شرکت، ملزم نبود که هیچ بخشی از ارز اکتسابی حاصله از فروش نفت و صادرات خود را به پول ایرانی تبدیل کند.

10-شرکت با اصلاح مواد نفتی فروش رفته در ایران و یا صادر شده از این کشور، هیچ‌گونه مسئولیتی در برابرِ مواد نفتی تلف شده و یا مصرفی شرکت نداشت.

11- شهروندان ایرانی برای بهره‌برداری از معادن، جنگل‌ها و بیشه‌ها بدون پرداخت حق معادن و... قادر به بهره‌گیری نبودند؛ اما شرکت در املاک دولتی حوزه امتیازی، هیچ حقی پرداخت نمی‌کرد.

12- فروش مواد نفتی در ایران بر مبنای قیمت خلیج مکزیک و خلیج رومانی بود، حال آنکه مواد نفتی مصرفی دریا‌داری و نیروی هوایی انگلیس، مجانی و یا در حدودِ قیمت تمام شده بود.

13- شرکت حق داشت با اطلاع دو ساله قبلی، قرارداد را لغو کند؛ اما این حق از ایران سلب شده بود.

14-حکمیت قرارداد نیز به سود انگلیس دگرگون شد؛ زیرا اجرای قضاوت توسط داوری که تحت نفوذ انگلیس بود و یا رئیس و نایب‌رئیس دیوان داوری، دائمی و بین‌المللی، انتخاب می‌شد و مکان حکمیت نیز از تهران به محلی تغییر یافت که به نظر حکم ثالث، وابسته بود.

15-در صورت اثبات تخلف برای شرکت و محکومیت آن به پرداخت غرامت، دولت ایران، تنها حق فسخ قرارداد را داشت و هیچ ضمانت اجرایی دقیقی به نفع ایران در قرارداد نبود.[20]

16-با پرداخت مالیات بر مبنای اصل تناژ، سود شرکت افزایش می‌یافت؛ مثلاً مالیات پرداختی سال 1933 معادل 4 درصد درآمد شرکت و در سال 1947 فقط 118 درصد درآمد آن بود.

تخلفات اجرایی شرکت نفت

آنان افزون بر گنجاندن شرایط ناعادلانه در تدوین متن قرارداد به نفع شرکت انگلیسی، تخلفات بسیاری مرتکب شدند که به اختصار بدین شرح است:

1- حوزه امتیاز شرکت، فقط شامل قسمت‌های خشکی ایران بود، حال آنکه شرکت، آب‌های ساحلی ایران را نیز جزئی از حوزه امتیازی صد هزار مایلی خود می‌دانست.

2-پرداخت مالیات، طبق مواد قرارداد بر بنیان طلای آزاد تضمین شده بود؛ اما در عمل بر اساس بهای رسمی محاسبه شد که 50 درصد از بهای حقیقی کمتر بود.

3- تفسیرهای ناروای قرارداد باعث شد، شرکت سابق از رسیدگی ایران به حساب‌های شرکت و شرکت‌های تابعه جلوگیری کند.

4- کنترل میزان نفت صادر شده، حق ایران بود؛ اما شرکت با اعمال نفوذ، مانع آن می‌شد.

5- شرکت با بهره‌گیری از سرّی‌بودن اطلاعات، اطلاعاتی ناقص به ایران ارائه می‌‌کرد و یا اطلاعات را ارائه نمی‌کرد.[21]

6- شرکت، قسمتی از سهم ایران را که 20% سود بود، به میل خود پرداخت و باقی‌مانده آن را هنگامی پرداخت می‌کرد که لیره بسیار تنزل می‌یافت‌.

7- شرکت، نه تنها هیچ اقدامی برای افزایش حقوق کارمندان ایرانی نمی‌کرد؛ بلکه به تدریج، تعداد کارشناسان بیگانه افزایش می‌یافت. همچنین از تأمین بهداشت و سکونت و ... ـ که به عهده شرکت بود ـ تعلل می‌ورزید.[22]

مقاله

نویسنده زينب ابراهيمي
جایگاه در درختواره تاریخ ایران بعد از اسلام

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رزق حلال

رزق حلال

امام صادق (ع) قرمودند: «ترک یک لقمه‌ حرام‌ نزد خدا، محبوب تر است از هزار رکعت نماز مستحبی.» (بحار الأنوار (ط ـ بیروت)، ج‌90، ص373)
نفاق

نفاق

امیرالمؤمنین علی (ع):«از نفاق دوری کن، به درستی که فرد دو رو نزد خداوند متعال دارای جایگاه و منزلت نیست.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌2، ص304)
عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

حضرت علی(ع) فرمودند: «هرکس اعضا و جوارح خویش را از حرام بازدارد، اخلاقش نیکو می گردد.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌5، ص432).
دوری از موضع تهمت

دوری از موضع تهمت

امام صادق (ع) فرمودند: هرگاه مؤمن به برادر [دینی] خود تهمت بزند، ایمان در قلب او از میان می‌رود، هم چنان که نمک در آب، ذوب می‌شود. (مشکاةالأنوار فی غررالأخبار، طبرسی، علی بن حسن، ص319)
قناعت

قناعت

حضرت علی (ع) فرمودند: «به جستجوی بی‌نیازی برخاستم، آن را جز در قناعت نیافتم؛ همواره قناعت کنید، تا بی‌نیاز باشید.» (جامع الأخبار (للشعیری)، محمد بن محمد،ص123)

پر بازدیدترین ها

No image

قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلّى اللّه علیه و آله):«اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤمنینَ لا تَبْرُدُ اَبَداً.»

پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: «براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی‌شود.» (جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556)
No image

امام حسین (ع): «الناسُ عبیدُ الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرَّت معایشُهم فاذا مُحَّصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون»

«مردم بندۀ دنیایند و دین بر زبانشان می‌چرخد و تا وقتی زندگی‌هاشان بر محور دین بگردد، در پی آنند، امّا وقتی به وسیلۀ «بلا» آزموده شوند، دینداران اندک می‌شوند.»
عن ابی عبد الله (علیه‌السّلام) قال: قال امیرالمؤمنین(ع):«إن الله جمیلٌ یُحِبُّ الجمال، و یُحِبُّ اَنْ یَری اَثَر النِعمة علی عَبْدِه»

عن ابی عبد الله (علیه‌السّلام) قال: قال امیرالمؤمنین(ع):«إن الله جمیلٌ یُحِبُّ الجمال، و یُحِبُّ اَنْ یَری اَثَر النِعمة علی عَبْدِه»

امام صادق (علیه‌السّلام) از جدّ گرامیش علی (علیها‌السّلام) روایت کرده است که فرمود: «خداوند جمیل است و جمال و زیبایی را دوست دارد و همچنین دوست دارد که اثر نعمت‌های خود را در مردم مشاهده نماید» (کافی، ج6، ص 438)
قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

امام علی (علیه‌السلام) فرمود: «فرصت مانند ابر از افق زندگی می‌گذرد، مواقعی که فرصت‌های خیری پیش می‌آید غنیمت بشمارید و از آن‌ها استفاده کنید»
امام حسین (ع): «اِن لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعادَ کونوا احراراً فی دنیا کم»

امام حسین (ع): «اِن لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعادَ کونوا احراراً فی دنیا کم»

«ای پیروان آل ابوسفیان، اگر دین ندارید و از معاد نمی‌ترسید، پس در دنیایتان آزاده باشید» (بحارالانوار، ج 45، ص 49)
Powered by TayaCMS