دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ماده امر

No image
ماده امر

برای ماده امر در لغت معانی مختلفی ذکر کرده‌اند از قبیل: طلب، شأن، فعل و کار، کار گشفت انگیز، شیء.[1] اغلب اصولیین معتقدند تمام معانی امر در لغت غیر از معنای طلب به معنای جامعی بازگشت می‌کند که عبارت است از شیء،در نتیجه لفظ مشترک بین دو معناست:

1- طلب

2- شیء.

البته تمامی اشیاء را به طور مطلق شامل نمی‌شود، زیرا تنها مواردی که شیء از نوع افعال و صفات باشد لفظ امر بر آن صادق است.[2]

و در اصطلاح، امر به معنای طلبی است که در معنای لغوی ذکر گردید.[3] البته مقصود از طلب اظهار و ابراز اراده و رغبت است اعم از اظهار گفتاری یا غیر گفتاری مثل نوشتار و اشاره و...بنابراین صرف اراده و رغبت بدون اظهار و ابراز، طلب نامیده می‌شود.[4]معادل فارسی کلمه امر، واژه «فرمان و دستور» می‌باشد.

تفاوت ماده امر با صیغه امر

ماده امر همان «أ . م . ر» است که اگر مولی در قالب این ماده چیزی را از عبد طلب کند طلب به ماده امر گفته می‌شود ولی صیغه امر به طلب مولی با هر ماده‌ای که باشد به غیر از ماده امر گفته می‌شود. مثل نماز بخوان، روزه بگیر و غیره.

شرط بودن علو و استعلاء

علو یعنی برتری و والایی و استعلاء به معنای حالت برتری گرفتن است. پس نسبت بین آن دو واژه از لحاظ معنایی عموم و خصوص من وجه است. یعنی شاید کسی علو و برتری داشته باشد؛ ولی تواضع کند و حالت برتری به خود نگیرد. گاهی هم کسی برتری واقعی ندارد ولی خود را به بزرگی می‌زند، ممکن است فردی، هم برتری واقعی و هم حالت علو داشته باشد. بیشتر دانشمندان اصولی معتقدند که در فرد آمر (امر کننده) علو شرط است. یعنی کسی که دستور می‌دهد نسبت به فرد مأمور باید برتری و بزرگی داشته باشد، گر چه با فروتنی و تواضع امر کند، در غیر این صورت یعنی در موردی که مأمور برتری داشته باشد یا احیاناً آمر و مأمور به لحاظ رتبه و مقام یکی باشند؛ امر بر آن گفته نمی‌شود بلکه در مورد اول استدعاء و در خصوص مورد دوم التماس نامیده می‌شود.

دلیل این مطلب تبادر و همچینین صحت سلب امر، از طلب غیرعالی است و در جای خود ثابت شده که تبادر و صحت سلب از علائم تشخیص معنای اصلی کلمه می‌باشند.[5](به بحث تبادر و صحت سلب رجوع شود.)

دلالت ماده امر بر وجوب

اصولیین در دلالت ماده امر بر وجوب اقوال متعددی دارند، بعضی قائل ‌شده‌اند که برای طلب وجوبی وضع شده، برخی گفتاری دارند مبنی بر وضع کلمه امر بر اعم از وجوب و استحباب، عده‌ای نیز قول به اشتراک لفظی بین وجوب و استحباب را پذیرفته‌اند. مشهور بین اصولیین متاخر دلالت ماده امر بر وجوب است، دلیلشان هم تبادر می‌باشد. همچنین وقتی طلبی از مولی صادر شود، بناء عرف و عقلاء بر وجوبی بودن می‌باشد. شهید صدر در این باره می‌فرمایند: هیچ فقیهی در دلالت امر بر وجوب اشکالی نکرده است. ولی در کیفیت دلالت اختلاف دارند که بر سه دسته‌اند:

1. دلالت بر اساس وضع ماده امر بر وجوب است یعنی در هنگام وضع ماده امر معنای وجوب را هم در آن لحاظ کرده‌اند.

2. دلالت بر وجوب، به حکم عقل است چون مولی بر ما حق طاعت دارد بنابراین باید تمام امرها و طلب‌های وی را عملی ساخت مگر خودش قرینه‌ای بر ترخیص بدهد.

3. دلالت بر وجوب با اطلاق و مقدمات حکمت است: اگر مولی به چیزی به طور مطلق امر کند و قیدی مبنی بر عدم لزوم انجام امر ذکر نکند کشف می‌کنیم که منظورش وجوب بوده، زیرا اگر منظورش استحباب بود باید قید اضافی می‌آورد. [مشهور قول اول را قبول کرده‌اند][6]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رزق حلال

رزق حلال

امام صادق (ع) قرمودند: «ترک یک لقمه‌ حرام‌ نزد خدا، محبوب تر است از هزار رکعت نماز مستحبی.» (بحار الأنوار (ط ـ بیروت)، ج‌90، ص373)
نفاق

نفاق

امیرالمؤمنین علی (ع):«از نفاق دوری کن، به درستی که فرد دو رو نزد خداوند متعال دارای جایگاه و منزلت نیست.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌2، ص304)
عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

حضرت علی(ع) فرمودند: «هرکس اعضا و جوارح خویش را از حرام بازدارد، اخلاقش نیکو می گردد.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌5، ص432).
دوری از موضع تهمت

دوری از موضع تهمت

امام صادق (ع) فرمودند: هرگاه مؤمن به برادر [دینی] خود تهمت بزند، ایمان در قلب او از میان می‌رود، هم چنان که نمک در آب، ذوب می‌شود. (مشکاةالأنوار فی غررالأخبار، طبرسی، علی بن حسن، ص319)
قناعت

قناعت

حضرت علی (ع) فرمودند: «به جستجوی بی‌نیازی برخاستم، آن را جز در قناعت نیافتم؛ همواره قناعت کنید، تا بی‌نیاز باشید.» (جامع الأخبار (للشعیری)، محمد بن محمد،ص123)

پر بازدیدترین ها

عن علی (علیه السلام) قال:«یا کمیل ما من حرکه الا و انت محتاج فیها الی معرفه»

عن علی (علیه السلام) قال:«یا کمیل ما من حرکه الا و انت محتاج فیها الی معرفه»

علی «علیه السلام» به "کمیل ابن زیاد" فرمودند: «هیچ حرکتی و فعالیتی نیست مگر آنکه تو در انجام آن به علم و معرفت نیاز داری» (تحف العقول ص: 171)
No image

امام حسین (ع): «الناسُ عبیدُ الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرَّت معایشُهم فاذا مُحَّصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون»

«مردم بندۀ دنیایند و دین بر زبانشان می‌چرخد و تا وقتی زندگی‌هاشان بر محور دین بگردد، در پی آنند، امّا وقتی به وسیلۀ «بلا» آزموده شوند، دینداران اندک می‌شوند.»
قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

امام علی (علیه‌السلام) فرمود: «فرصت مانند ابر از افق زندگی می‌گذرد، مواقعی که فرصت‌های خیری پیش می‌آید غنیمت بشمارید و از آن‌ها استفاده کنید»
قال رسول الله (ص): «الصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَة، وَ صَبْرٌ عَلَی الطّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ المَعْصِیَة...»

قال رسول الله (ص): «الصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَة، وَ صَبْرٌ عَلَی الطّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ المَعْصِیَة...»

رسول گرامی (ص) فرمود: صبر سه گونه است، پس کسی که در مصیبت صبر کند تا به زیبائی، عزایش‌ را بگذراند، خدا برایش سیصد درجه مقرر دارد که مابین درجه‌ای تا دیگری چون فاصلة زمین تا آسمان باشد. و کسی که بر اطاعت خدا صبر کند خدایش ششصد درجه دهد که فاصلة درجه‌ای تا دیگری مثل فاصلة درون زمین تا عرش باشد و کسیکه در مقابل معصیت صبر و مقاومت ورزد، خدایش نهصد درجه دهد که فاصلة درجه‌ای تا دیگری مثل فاصلة قعر زمین تا پایان عرش باشد. (اصول کافی باب الصبر حدیث 15 ( مترجم ج 3 ص 145))
«وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَاد» (بقره/207)

«وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَاد» (بقره/207)

«افرادی هستند (امیر مؤمنان علی (علیه‌السّلام)) که جان خویش را با خداوند معامله می‌کند به خاطر به دست آوردن رضایت او، و خداست که نسبت به بندگانش مهربان است».
Powered by TayaCMS