دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مایکل سندل و مکتب اجتماع گرایی

«اجتماع‌‌ ‌گرایی» اندیشه‌ای است که شاید بیش از هر چیز در نقطه مقابل و نقد لیبرالیسم مطرح شده است؛
مایکل سندل و مکتب اجتماع گرایی
مایکل سندل و مکتب اجتماع گرایی
نویسنده: رضا نعمتی ‌

«اجتماع‌‌ ‌گرایی» اندیشه‌ای است که شاید بیش از هر چیز در نقطه مقابل و نقد لیبرالیسم مطرح شده است؛ لیبرالیسم به عنوان آموزه رایج دوران معاصر همواره تحقق کامل آزادی‌ ‌های فردی را ادعا داشته و دارد و برای نیل بدین مفهوم از نظر فلسفی و فکری فرد را دارای تقدم بر همه چیز از جمله جامعه می‌ ‌داند و مدعی است که می‌ ‌توان سود و نفع و در کل خواسته‌های فردی را فارغ از شرایط و مقتضیات متعددی که هر یک در حکم قید و بندی بر این مفهوم اصیل «فرد» است، در نظر گرفت و همین نقطه عزیمت و پایگاه نقد بسیاری از منتقدان اندیشه لیبرالیستی از این تفکر است و به تعبیری یکی از اندیشمندان، همت اصلی و وجه غالب همه آنها «انکار تقدم وجود شناختی فرد» است.

حوزه اصلی نظریه پردازی اجتماع گرایان را می‌ ‌توان در عرصه‌ ‌های سیاسی، فلسفی و اخلاقی دانست که آرای قابل توجهی را ارائه داده‌اند و در این میان گاه در موارد اندکی به بحث دین نیز مستقیم یا غیر مستقیم پرداخته‌اند که لذا هم سعی می‌ ‌گردد آرای کلی ایشان در خصوص دین مطرح گردد و هم در مواردی به استنباط جایگاه این مفهوم در کل منظومه فکری اینان پرداخته شود. ‌

این نظریه از دهه 1990 میلادی در محافل علمی و آکادمیک تاثیرگذاری خود را آغاز کرد؛ این نظریه در صدد است تا اجتماع ‌community‌ را در کانون نظریه پردازی سیاسی جای دهد. کمونیتاریان‌ها مخالفت شدیدی را نسبت به ایده فرد انتزاعی نظریه لیبرال ابراز داشته و استدلال می‌نمایند که مردم نیاز دارند تا در اداره زندگی خود مشارکت کنند. این نظریه پردازان در مورد عقب نشینی افراد از مشارکت سیاسی و اجتماعی به سوی دنیاهای مجزای خود که در آن صرفا به عنوان مصرف کننده عمل می‌کنند، هشدار می‌دهند.

البته کمونیتاریان‌ها خود اذعان دارند که تاکید بیش از حد بر جایگاه اجتماع می‌تواند به جای توانمند سازی افراد موجبات به بند کشیده شدن آنها را فراهم سازد. آنها معتقدند که نظم و خودسامانی بایستی یکدیگر را پرورش دهند و از این رهگذر افراد می‌توانند با مشارکت آگاهانه در اجتماعات خود در اداره زندگی خویش نیز توانمندی بیشتری را به دست بیاورند. ‌

شاید بتوان اجتماع گرایی را هم زیر مجموعه‌ ‌ای از «سازه‌ ‌گرایی اجتماعی» در نظر آورد که همچون یک متاتئوری چارچوبی کلان و وسیع ایجاد کرده که بر اساس آن همه امور و ساختارها در روندی تاریخی ساخته شده و پدید می‌ ‌آیند و آن گاه هم که پدید آمدند سلایق و مدهای گوناگونی پدید می‌ ‌آورند. که از جمله بر گزینش‌ ‌های فردی تاثیر می‌ ‌گذارند. هر چند انسان لیبرالی چنین می‌ ‌اندیشد و این گونه به او القا می‌ ‌شود که وی در روند انتخاب گزینه‌ ‌های پیش روی زندگی‌ ‌اش آزادی و اختیار دارد در صورتی که واقعیت غیر از این است به همین دلیل باید دید که آدمی چه میزان قدرت و امکانات در انتخاب راه و روش خویش دارد؟ و آیا اصلاچنین حد وسیعی از قدرت اراده و انتخابگری را دارد یا آنکه بیش از هر چیز باید به امکاناتی بیندیشد که سنت و شرایط خاص وی در اختیارش می‌‌ ‌نهد؟ بالطبع اندیشه اجتماع گرایان به بحث دومی اشاره دارد واینکه آدمی از میان مباحث مختلف و مولفه‌ ‌های گوناگونی که درون سنت وی جای می‌ ‌گیرد، باید توانایی‌ ‌هایش را بسنجد و بعد به عمل بپردازد. ‌

این نظریه پردازان استدلال می‌کنند که اجتماعات را باید به صورت متکثر در نظر گرفت؛ جامعه مجموعه‌ای از ویژگی هاست و نه یک مکان صرف؛ و از این رو افراد باید به اجتماعاتی متعدد که هر یک قواعد و فرهنگ خاص خود را دارند متعهد باشند. هر قدر که افراد بیشتر در انحصار اجتماع خاصی باشند آن جامعه از خصیصه اجتماع گرایانه (کمونیتاریان) کمتری برخوردار خواهد بود. هر اجتماع به عنوان بخشی از یک اجتماع وسیع تر قلمداد می‌شود و از این رو ارزش‌ها نمی تواند به یک گروه خاصی محدود گردد؛ چرا که ارزش‌ها باید به ارزش‌های جهانی پیوند یابند - یعنی ارزش هایی که منافع «اجتماعِ اجتماعات» را جلوه‌گر می‌سازند.‌

مایکل سندل یکی از فیلسوفان سیاسی زنده آمریکایی است که در زمره اندیشمندان اجتماع گرا شناخته شده می‌شود وی در 5 مارس 1953 در شهر مینه پولیس ایالت مینه سوتا ایالات متحده بدنیا آمد. وی پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه براندیز ماساچوست آمریکا در سال 1975، عازم دانشگاه آکسفورد انگلیس شد و با تحصیل در نزد چارلز تیلور، مدرک دکترای خود را در سال 1981 از کالج بالیول دانشگاه آکسفورد دریافت نمود. سندل از سال 1980 تدریس فلسفه سیاسی معاصر را در دانشگاه هاروارد آمریکا آغاز نمود؛ در سال 1982 کتاب مهم سندل با عنوان «لیبرالیسم و محدودیت‌های عدالت» منتشر شد. سندل در سال 1985 جایزه تدریس هاروارد-رادکلیف را دریافت کرد؛ و در سال 1999 رتبه استاد تمام را در دانشگاه هاروارد به دست آورد. وی در سال 2001 به عنوان استاد مدعو به تدریس در دانشگاه سوربن پاریس نیز پرداخت.در حالی که از نظر بسیاری از معاصران و همتایان سندل، وظیفه فلسفه صرفا پرداختن به اصول انتزاعی برای پی افکندن شالوده مباحثات و رایزنی‌های عمومی است، ولی سندل اعتقاد دارد که فلسفه خود باید مستقیما در این بحث‌ها وارد شود. از نظر سندل، فلسفه سیاسی فقط درباره امور نیست، بلکه باید در امور عمومی وارد شود، و اگر در این راه موفق گردد، مسیر ارتباط مردم با سیاست و حوزه عمومی را هدایت خواهد کرد.

از نظر اندیشه ای، مایکل سندل را به مکتب اجتماع گرایی نسبت می‌دهند (گرچه خود وی از این برچسب راضی نیست) ، و از این رهگذر وی شاید به خاطر نقد نظریه عدالت جان راولز، شناخته شده است. نظریه راولز بر فرض حجاب جهل مبتنی است که به ما اجازه می‌دهد به افراد فارغ البال تبدیل شویم.

ولی سندل استدلال میکند که ما انسان‌ها طبعا وابستگی هایی داریم که فارغ البال بودن و وجود این حجاب را غیر ممکن می‌سازد؛ وی در این زمینه از پیوندهای خویشاوندی نام می‌برد که ما نمی توانیم آنها را انتخاب کنیم، بلکه از همان ابتدای تولد با ما همراه هستند. از آنجایی که این پیوندها اختیاری نیستند، نمی‌توان آنها را از افراد جدا ساخت. ‌

با اینکه سندل با مطالعه آثار راولز از اقتصاد به سمت فلسفه سیاسی کشیده شد، ولی آوازه دانشگاهی خود در ایالات متحده را مدیون انتشار کتاب لیبرالیسم و محدودیت‌های عدالت است که در خلال آن حمله تمام عیاری را به نسخه‌ای از لیبرالیسم وارد آورده که در کتاب نظریه عدالت راولز مطرح شده است. سندل معتقد است تهی کردن زندگی عمومی از گفتمان اخلاقی و دینی، پیامدهای فاجعه باری را در پی دارد، که به یک خلاء می‌انجامد که با اخلاق گرایی‌های طبیعی تنگ نظر و متعصبانه‌ای، پر شده است. استدلال سندل این اس ت که ترقی خواهان سیاسی که خود وی نیز یکی از آنان است، باید به جای نادیده گرفتن امور واقع، فعالانه به عمیق ترین باورهای مردم بپردازند.

دستورالعمل‌های سندل برای دوباره اخلاقی سازی زبان سیاست دربین اندیشمندان و عامه مردم هواداران زیادی پیدا کرده است. در واقع آثار سندل به خوبی آنچه را که دیدگاه لیبرالیستی سیاست باعث از دست رفتن آن شده است را خاطر نشان می‌سازد؛ چرا که طبق این نگرش لیبرالیستی، سیاست، چیزی بیش از تعقیب رشد اقتصادی و محافظت از انتخاب فردی نیست.

سندل با در نظر گرفتن شرایط موجود و نقاط ضعف زندگی عمومی جوامع لیبرال اعلام می‌دارد که فقط بازگشت به اخلاقیات می‌تواند خلاء سیاست مدرن را پر نماید.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رزق حلال

رزق حلال

امام صادق (ع) قرمودند: «ترک یک لقمه‌ حرام‌ نزد خدا، محبوب تر است از هزار رکعت نماز مستحبی.» (بحار الأنوار (ط ـ بیروت)، ج‌90، ص373)
نفاق

نفاق

امیرالمؤمنین علی (ع):«از نفاق دوری کن، به درستی که فرد دو رو نزد خداوند متعال دارای جایگاه و منزلت نیست.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌2، ص304)
عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

حضرت علی(ع) فرمودند: «هرکس اعضا و جوارح خویش را از حرام بازدارد، اخلاقش نیکو می گردد.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌5، ص432).
دوری از موضع تهمت

دوری از موضع تهمت

امام صادق (ع) فرمودند: هرگاه مؤمن به برادر [دینی] خود تهمت بزند، ایمان در قلب او از میان می‌رود، هم چنان که نمک در آب، ذوب می‌شود. (مشکاةالأنوار فی غررالأخبار، طبرسی، علی بن حسن، ص319)
قناعت

قناعت

حضرت علی (ع) فرمودند: «به جستجوی بی‌نیازی برخاستم، آن را جز در قناعت نیافتم؛ همواره قناعت کنید، تا بی‌نیاز باشید.» (جامع الأخبار (للشعیری)، محمد بن محمد،ص123)

پر بازدیدترین ها

No image

قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلّى اللّه علیه و آله):«اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤمنینَ لا تَبْرُدُ اَبَداً.»

پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: «براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی‌شود.» (جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556)
No image

امام حسین (ع): «الناسُ عبیدُ الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرَّت معایشُهم فاذا مُحَّصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون»

«مردم بندۀ دنیایند و دین بر زبانشان می‌چرخد و تا وقتی زندگی‌هاشان بر محور دین بگردد، در پی آنند، امّا وقتی به وسیلۀ «بلا» آزموده شوند، دینداران اندک می‌شوند.»
عن ابی عبد الله (علیه‌السّلام) قال: قال امیرالمؤمنین(ع):«إن الله جمیلٌ یُحِبُّ الجمال، و یُحِبُّ اَنْ یَری اَثَر النِعمة علی عَبْدِه»

عن ابی عبد الله (علیه‌السّلام) قال: قال امیرالمؤمنین(ع):«إن الله جمیلٌ یُحِبُّ الجمال، و یُحِبُّ اَنْ یَری اَثَر النِعمة علی عَبْدِه»

امام صادق (علیه‌السّلام) از جدّ گرامیش علی (علیها‌السّلام) روایت کرده است که فرمود: «خداوند جمیل است و جمال و زیبایی را دوست دارد و همچنین دوست دارد که اثر نعمت‌های خود را در مردم مشاهده نماید» (کافی، ج6، ص 438)
قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

امام علی (علیه‌السلام) فرمود: «فرصت مانند ابر از افق زندگی می‌گذرد، مواقعی که فرصت‌های خیری پیش می‌آید غنیمت بشمارید و از آن‌ها استفاده کنید»
امام حسین (ع): «اِن لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعادَ کونوا احراراً فی دنیا کم»

امام حسین (ع): «اِن لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعادَ کونوا احراراً فی دنیا کم»

«ای پیروان آل ابوسفیان، اگر دین ندارید و از معاد نمی‌ترسید، پس در دنیایتان آزاده باشید» (بحارالانوار، ج 45، ص 49)
Powered by TayaCMS