دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تبارشناسی تفکر

No image
تبارشناسی تفکر روزنامه ابتکار

شنبه 25 شهریور ماه 1396

تبارشناسی تفکر فهم و فراست و درک و شناخت و زمینه و زمانه شناسی فعالیت عقلانی و هوشمندی و خردمندی آدمیان است.

تبارشناسی تفکر نشان از انحاء و انواع گوناگون اندیشیدن و جهت داشتن و هدف دار بودن حرکت و جریان فکری انسان می باشد؛ تبارشناسی به ما می گوید چه تفکر و در چه زمینه ای و چه زمانی برای چه هدفی پیدا شده و تکوین یافته است. مثلاً، کدام تفکر در پی و دنبال تصحیح و اصلاح امور بوده است و کدام تفکر حفظ وضع موجود کرده یا موجب افول و خمود شده است؛ یعنی، تفکر تصحیح دارای تبار و ریشه و زمینه است؛ چنانکه هر تفکری چنین است. مثلاً تفکر ارسطویی نسبت به تفکر افلاطونی هم وجه تأسیسی داشته است و هم وجه و صورت تصحیحی.

گاهی تفکر صبغه ی تغییری دارد؛ یعنی، به دنبال ایجاد تغییر و انقلاب و دگرگونی و زیر و رو شدن است؛ مثلاً، تفکر سقراطی نسبت به تفکرات ماقبل و تفکرات اسطوره ای چنین بوده است؛ چرا که فکر و ذهن بشر را از آسمان و متافیزیک به زمین و انسان آورده و سوق داده است.

گاهی تفکر وجه و حالت تصعیدی یعنی پالایشی دارد؛ گویی، چنین تفکری در جست و جوی تهذیب و پاک سازی عناصر مخل از عناصر مؤثر و سازنده در زندگی آدمی است؛ برخی از تفکرات دوران یونانی مآبی چنین بوده است، مثلاً، مکتب کلبیون.

تبارشناسی تفکر، نشان می دهد و عیان می کند در چه دورانی و در کدام هنگامه ای تفکر دچار تعلیق و تسکین و سکون گشته است؛ و حتی دقت در تبارشناسی تفکر گاه ها و وقت‌ها و مواقع تأکید و جزم شدگی تفکر را برملا می سازد.

بنابراین، فهم تبارشناسی تفکر بسی مهم و سرنوشت ساز در زندگی انسان است؛ وضعیت متعصبانه و خشک مغزی و ظاهرگرایی و قشری گری از آثار جمود و خمود تفکر است که در تاریخ زندگی بشر پدیدارهای گوناگون داشته است. پس تبارشناسی تفکر، نشان از نحوه راه‌های رفته و چگونگی اندیشیدن و عمل کردن توسط مردمان فکور و خردمند و روح کلی جوامع است در مواجهه با موضوعات و مسایل و مشکلات و جست و جوی راه حل ها؛ اندیشی، تبارشناسی نوعی تطبیق شناسی است. درخت کهن و قدیمی را در نظر بگیرید، که ریشه ها و بخشی از تنه مانده ولی بخش دیگر تنه و شاخه ها و ساقه همه نو گشته اند؛ اگر سؤال کنیم یا جست و جوی علمی نماییم، خواهیم فهمید این درخت بیش از یکصد سال قدمت دارد، گویی مادری است که خود شاهد فرزندان و نوادگان و نتیجه ها و نبیره ها است. تفکر چنین است حالات و مواضع و صور و وجوه گوناگون پیدا می کند، کار فهم و درک این تحولات و تطورات بعهده تبارشناسی تفکر است.

تبارشناسی تعلیم می دهد، ماهیت و طبیعت فکر و اندیشه یونانی با جهت و غایت فکر یونانی مآبی فرق اساسی داشته است؛ در دوره یونانی، تفکر با چهره گشاده و موانست و معاشرت منشانه با جهان و طبیعت و انسان و خالق و جامعه، مواجهه و روبرو می شد؛ ولی در دوران یونانی مآبی نوعی ناامیدی و یأس از شناخت جهان و معرفت انسان عارض تفکر شد؛ یعنی، به تصور راقم این سطور، دامنه تفکر تنگ شد؛ وقتی تفکر تنگ می شود امور زندگی لنگ می‌زند.

هنگامی که قدرت سیاسی به دست مقدونیان افتاد، فلاسفه و متفکران یونان چنان که طبیعی بود از سیاست روی گرداندند و هم و غم خود را مصروف تحصیل فضیلت و رستگاری فردی ساختند. دیگر از چرایی امور و بنیاد جهان و انسان سؤال نکردند و دیگر نپرسیدند چگونه می‌توان دولت نیک و خوب پدید آورد؛ بلکه پرسیدند، چگونه می توان در جهان پر از رذیلت، به فضیلت دست یافت؟ یا در وادی محنت به سعادت رسید؟ در واقع، تفکر بعد از ارسطو، روز به روز ذهنی‌تر و انفرادی تر شد، بنابراین، جست و جوی و نیل به رستگاری جمعی جای خود را به کشف و تحصیل رستگاری فردی داد.

در زمان بعد از ارسطو و هنگامه ی فتوحات اسکندر، چهار مکتب و منش فکری و شیوه تفکری پدید آمد:

۱- مکتب کلبیان نوش دارویی برای رنج ها و غم ها: بنیانگذار این مشی فکری و منش رفتاری، دیوگنس (دیوجانس) " ۳۲۳-۴۱۲ ق. م" از شاگردان آنتیس تنس، یکی از شاگردان سقراط بود؛ دیوگنس، درصدد از کار انداختن و بی اعتبار کردن مسکوکات بود یعنی شغل پدر؛ از بها انداختن و بی ارزش کردن سکه ها با سایش و مالش و صاف کردن و نشانها از بین بردن. یعنی، دیوگنس و مکتب کلبی، عناوین و القاب را قرار دادی و دروغ و پوچ می دانست و ارزش و اعتباری برای آن قایل نبود. Murry ' five stages "II ' Ben- " گیلبرت ماری.

دیوگنس بر آن شد، همچون سگ زندگی کند؛ و به این سبب او را "کلبی" نامیدند؛ به همه قراردادها، از دین و آداب و رسوم گرفته تا خانه و خوراک و پوشاک و پاکیزگی پشت پا زد؛ اسکندر به دیدن او رفت و به او گفت چیزی بخواه؟ و دیوگنس گفت از جلو خورشید کنار برو. تفکر و بینش کلبی، با آنچه امروزه در زبان های اروپایی "cynical" "cynical" (پرده درانه و بیشرمانه) نامیده می شود، به هیچ وجه یکی نیست؛ دیوگنس، عشقی پر شور به فضیلت داشت، او جیفه ی دنیوی را در قیاس با آن به هیچ نمی گرفت؛ فضیلت و فرزانگی را در وارستگی از تمایلات نفسانی می دانست.

در آغاز قرن سوم قبل از میلاد، عقاید کلبیان خاصه در اسکندریه، باب شده بود "به کتاب عصر یونانی گری، کمبریج مراجعه شود" در واقع، تفکر کلبی از این زمینه و ریشه و تبار نشأت می‌گرفت که برای رفع نیازهای روانی و اخلاقی و آرامش جان افراد و دوری از پریشانی، به نوع دیگری از نگرش و بینش غیر از اریستوکراسی و اشرافیت لازم بود؛ برگشت به زندگی طبیعی و ضد قراردادها و مقررات اجتماعی و سیاست های دوران یونانی؛ یعنی اصلاح اخلاق راه نجات تلقی شد؛ یکی از اصول کلبیان خود بسندگی بود، یعنی انسان به چیزی خارج از دنیای خود احتیاج ندارد؛ به تعبیر دیگر، انسان نیازهای طبیعی خود را می تواند از خود طبیعت، بدون دستکاری و تبدیل و تغییر و تنها با اصلاح، بدست آورد؛ دیگر از اصول کلبیان، ناشرمساری است یعنی، اعمالی که فی نفسه زیان بخش نیستند نباید نهانی و دور از انظار مردم صورت گیرد. دیگر از اصول تفکر کلبی ها، صراحت و رک گویی است؛ گفتن مقاصد پرده است؛ دیگر از اصول اندیشه کلبی، ریاضت و تهذیب روح است و تمرین بدن به تحمل مشقات و دریافت آلام و دوری از لذایذ و مقاومت در برابر خواهش های نفسانی.

مکتب کلبی در امپراتوری روم نیز حیات خود را ادامه داد؛ کراتس شاگرد دیوگنس نیز تلاش ها کرد؛ طریقه ملامتیه در زمانه ما متأثر از کلبیان و تفکر کلبی و ریشه در تبار آنان دارد.

در تبارشناسی تفکر و اندیشه، تحقیق و پژوهش و مطالعه و بررسی در افکار و آراء مکتب کلبی و روش و منش عملی آنان حایز اهمیت است، چرا که تفکر کلبیون بخشی از نظام و منظومه تفکری و عملی و تاریخی و تجربه بشر بوده است؛ چنانکه اشاره شد نگرش کلبی با تبار اندیشه های مشابه امروزی مناسبت دارد؛ بنابراین، برای درک و فهم ریشه ها و تبارها و زمینه‌ها و نتایج و آثار، لاجرم شناخت تفکر کلبی ضروری است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رفتار و منش امام خمینی (ره) با دختران

رفتار و منش امام خمینی (ره) با دختران

در همۀ جوامع بشری، تربیت فرزندان، به ویژه فرزند دختر ارزش و اهمیت زیادی دارد. ارزش‌های اسلامی و زوایای زندگی ائمه معصومین علیهم‌السلام و بزرگان، جایگاه تربیتی پدر در قبال دختران مورد تأکید قرار گرفته است. از آنجا که دشمنان فرهنگ اسلامی به این امر واقف شده‌اند با تلاش‌های خود سعی بر بی‌ارزش نمودن جایگاه پدر داشته واز سویی با استحاله اعتقادی و فرهنگی دختران و زنان (به عنوان ارکان اصلی خانواده اسلامی) به اهداف شوم خود که نابودی اسلام است دست یابند.
تبیین و ضرورت‌شناسی مساله تعامل مؤثر پدری-دختری

تبیین و ضرورت‌شناسی مساله تعامل مؤثر پدری-دختری

در این نوشتار تلاش شده با تدقیق به اضلاع مسئله، یعنی خانواده، جایگاه پدری و دختری ضمن تبیین و ابهام زدایی از مساله‌ی «تعامل موثر پدری-دختری»، ضرورت آن بیش از پیش هویدا گردد.
فرصت و تهدید رابطه پدر-دختری

فرصت و تهدید رابطه پدر-دختری

در این نوشتار سعی شده است نقش پدر در خانواده به خصوص در رابطه پدری- دختری مورد تدقیق قرار گرفته و راهبردهای موثر عملی پیشنهاد گردد.
دختر در آینه تعامل با پدر

دختر در آینه تعامل با پدر

یهود از پیامبری حضرت موسی علیه‌السلام نشأت گرفت... کسی که چگونه دل کندن مادر از او در قرآن آمده است.. مسیحیت بعد از حضرت عیسی علیه‌السلام شکل گرفت که متولد شدن از مادری تنها بدون پدر، در قرآن کریم ذکر شده است.
رابطه پدر - دختری، پرهیز از تحمیل

رابطه پدر - دختری، پرهیز از تحمیل

با اینکه سعی کرده بودم، طوری که پدر دوست دارد لباس بپوشم، اما انگار جلب رضایتش غیر ممکن بود! من فقط سکوت کرده بودم و پدر پشت سر هم شروع کرد به سرزنش و پرخاش به من! تا اینکه به نزدیکی خانه رسیدیم.
Powered by TayaCMS