دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پیامدهای دنیوی و اخروی غیبت

مبغوض ترین مردم نزد خدای تعالی غیبت کننده است.
پیامدهای دنیوی و اخروی غیبت
پیامدهای دنیوی و اخروی غیبت

پیامدهای دنیوی و اخروی غیبت

قال علی(ع): «أبغَضُ الخَلائِقِ إلی اللهِ المُغتابُ»(غررالحکم و دررالکلم، ترجمه رسولی محلاتی، ج 2، حدیث 7717)

یکی از آفات زیان‌بار زبان، که از گناهان بزرگ به‌شمار می‌رود، غیبت است. غیبت به‌معنی پشت سر دیگران بدگویی کردن و سخن ناخوشایند گفتن است.[1] این گناه، به‌قدری زشت است که غیبت‌کننده جزو پست‌ترین مردم شناخته شده است. حضرت علی(ع) می‌فرماید: پست‌ترین مردم شخص غیبت‌کننده است.[2]

مرحوم شهید ثانی (ره) می‌فرمایند: بیشتر مردم به نماز، روزه و سایر عبادات توجه می‌کنند و بسیاری از گناهان را انجام نمی‌دهند؛ ولی با این حال، وقت خود را در مجالس لهو و لعب و سخنان بیهوده و ... تلف می‌کنند و آبروی برادران دینی خود را می‌برند و آن‌را جزو گناهان به‌حساب نمی‌آورند؛ گویی از مؤاخذه خداوند متعال در ارتکاب این کارها هیچ ترسی ندارند.[3]

در روایات برای غیبت پیامدهای دنیوی و اخروی فراوانی شمرده شده است؛ چه بسا به‌واسطه یک غیبت بسیاری از کارهای خوب انسان نیز از بین برود. پیامبر اکرم می‌فرمایند:

«مَن إغتَابَ مُسلِماً أو مُسلِمَةً لَم یقبل‌اللهُ تعالی صَلاتَه و لا صیامَهُ أربعینَ یوماً و لیلةً إلاّ أن یَغفِر له صاحبُه»[4]

کسی که از مرد یا زن مسلمانی غیبت کند، خداوند نماز و روزه‌اش را تا چهل شبانه روز قبول نمی‌کند، مگر اینکه کسی که از او غیبت کرده است، او را ببخشد.

امام صادق(ع) می‌فرماید:

«لاتَغتَب فَتُغتب [فتُغتَابُ] و لاتَحفِر لأخیکَ حفرةً فتَقعُ فیها فإنّک کما تَدِینُ تُدان»[5]

غیبت نکن که مورد غیبت واقع می‌شوی و برای کسی چاه نکن که خود در آن خواهی افتاد. چرا که از هر دست بدهی از همان دست خواهی گرفت.

برای اینکه انسان مرتکب این گناه زشت نشود، باید به این نکته توجه کند که در مقابل غیبت، (در مقایسه با آثار و گناهی که دارد) چه‌چیزی به‌دست می‌آورد؟ آیا جز این است که با این کار، در مقابل به‌جا آوردن خواهش نفس، از رحمت خداوند دور شده و مبغوض او قرار گرفته است؟! از طرف دیگر، انسان برای اینکه بتواند این عادت زشت را ترک کند، باید تمرین بکند؛ تا مهار زبان خود را به‌دست بگیرد و با خود عهد کند که چند روز مرتکب این کار نشود؛ بر اثر تمرین و ممارست، کم‌کم انسان دست از این گناه بر می‌دارد و دیگر مرتکب این گناه زشت نمی‌شود.[6]

    پی نوشت:
  • [1]. مهدوی کنی، محمدرضا؛ نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1372، چاپ دوم، ص138.
  • [2]. عبدالواحدبن محمد، آمدی؛ غررالحکم و دررالکلم، رسولی محلاتی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1388، چاپ یازدهم، ج2، حدیث7716.
  • [3]. نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی، ص143.
  • [4]. محدث نوری، حسین؛ مستدرک‌الوسائل، قم، موسسه آل‌البیت، 1408هق، ج7، ص322.
  • [5]. مجلسی، محمدتقی؛ بحار الانوار،  بیروت، مؤسسةالوفاء، 1404هق، ج72، ص248، باب66.
  • [6]. موسوی خمینی، امام روح‌الله؛ چهل حدیث، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1379، چاپ بیست دوم، ص311 و 313.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS