دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

احسان

برادر دینی خود را بجای سرزنش ، احسان و نیکی کن. (یکصد موضوع پانصد داستان ؛سیدعلی اکبر صداقت)
احسان
احسان

احسان[1]

قال علی (ع): عاتب اخاک بالاحسان الیه (نهج البلاغه فیض ، ص 1165)

نیکى و نیکوکارى از صفاتى است که خداوند صاحب این صفت را دوست دارد. همانطورى که خداوند به ما احسان کرده است، لازم است ما هم در برابر خوبى هاى مردم نیکى بیشترى نمایم .

اگر کسى با ما بدى هم کرد براى تأدیب او، با احسان برخورد کنیم، نه اینکه بدى را با بدى جواب دهیم که موجب ازدیاد کینه و دشمنى شود.

شیوه مردان الهى این بود، که اگر کسى به آنها سلام می‌کردند، سلام را بهتر و کاملتر جواب می‌دادند؛ و اگر دستى براى نیکى بسوى آنها دراز می‌شد افزون تر پاداش می‌دادند.

دلهاى آدمیان دوستدار نیکى کنندگان است؛ و شیطان از این عمل آدمیان صورتش مجروح و دلش جریحه دار می‌شود؛ و در این راستاى محسن[2] از منت گذاشتن ، احسان خود را خدشه دار نمی‌کند.

مرد یهودى و فقیر با شخصى آتش پرست که مال زیاد داشت ، به راهى می‌رفتند، آتش پرست شترى داشت و اسباب سفر نیز همراه داشت ؛ از یهودى سؤ ال کرد: مذهب و مرام تو چیست ؟

گفت : عقیده ام آن است که جهان را آفریدگارى است و او را پرستش می‌کنم و به او پناه می‌برم، و هر کس موافق مذهب من می‌باشد به او نیکى می‌کنم و هر کس مخالف مذهب من است خون او را بریزم .

یهودى از آتش پرست سؤال کرد: مرام تو چیست ؟ گفت: خود و همه موجودات را دوست می‌دارم و به کسى بدى نمی‌کنم و به دوست و دشمن احسان و نیکى می‌کنم . اگر کسى با من بدى کند به او جز با نیکى رفتار نکنم، به سبب آنکه می‌دانم که جهان هستى را آفریدگارى است. یهودى گفت: این قدر دروغ مگو که من همنوع تو هستم، و تو روى شتر با وسایل مسافرت می‌کنى و من با پاى پیاده با تهى دستى، نه از خوراک خود می‌دهى و نه سوار بر شترت می‌نمایى.

آتش پرست از شتر پیاده شد و سفره غذا را در مقابل یهودى پهن کرد یهودى مقدارى نان خورد و با خواهش بر شتر او نشست تا خستگى بگیرد. مقدارى راه که با یکدیگر حرکت کردند، یهودى ناگهان تازیانه بر شتر نواخت و فرار نمود. آتش پرست هر چند فریاد کرد: که اى مرد من به تو احسان نمودم آیا این جزاى احسان من است که مرا در بیابان تنها بگذارى، فایده اى نکرد. یهودى با فریاد می‌گفت: قبلا مرام خود را به تو گفتم که هر کس مخالف مرام من است او را هلاک کنم .

آتش پرست رو به آسمان کرد و گفت: خدایا من به این مرد نیکوئى کردم و او بدى نمود، داد مرا از او بستان .

این گفت و به راه خود ادامه داد. هنوز مقدارى راه را نپیموده بود که ناگهان چشمش به شترش افتاد که ایستاده و یهودى را بر زمین انداخته و تمام بدنش مجروح و ناله اش بلند است .

خوشحال شد و شتر خود را گرفت و بر آن نشست و می‌خواست حرکت کند که ناله یهودى بلند شد: اى مرد نیکوکار تو میوه احسان را چشیدى و من پاداش بدى را دیدم، اینک به عقیده خودت از راه احسان رومگردان و به من نیکى کن و مرا در این بیابان رها مکن .

او بر یهودى رحم و شفقت نمود او را بر شتر خویش سوار کرد و به شهر رساند.[3]

    پی نوشت:
  • [1] .صداقت ،‌سیدعلی اکبر؛ یکصد موضوع پانصد داستان، قم ، مهدیه، 1379، اول،‌ ص 34
  • [2] .احسان کننده
  • [3] . جوامع الحکایات ص 24 - نمونه معارف 1/29.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

مخاطب تا آخرین لحظه در انتظار یک رویداد یا کنش است. رویدادی که نه محصولِ خواست کارگردان، بلکه بر آمده از صفات و انگیزه‌های آدم‌های داستان باشد…
شیخ صنعان پیر عهد خویش بود

شیخ صنعان پیر عهد خویش بود

«رژیمی از جنس طلا» | نقد فیلم رژیم طلایی

«رژیمی از جنس طلا» | نقد فیلم رژیم طلایی

«رژیم طلایی»، معضلات رایج در جامعه، در روابط زن و شوهری را مورد توجه قرار داده و با هجو آن در قالب کمدی، سعی کرده تا آن‌ها را مورد انتقاد قرار دهد…
سقفی و معشوقی و پسرکی و من | نوشته‌ای بر حوض نقاشی

سقفی و معشوقی و پسرکی و من | نوشته‌ای بر حوض نقاشی

خواندن این یادداشت تنها به کسانی توصیه می‌شود که یا فیلم "حوض نقاشی" را دیده‌اند و یا پیش از خواندن این یادداشت قصد دیدنش را کرده‌اند…
جوانی یعنی بی قاعدگی؟! | نقد فیلم قاعده تصادف

جوانی یعنی بی قاعدگی؟! | نقد فیلم قاعده تصادف

پر شدن شکاف نسل‌ها و بهبود روابط بین جوانان با پدر و مادر و نسل پیش از خود، نیاز به خواست و همت هر دو طرف ماجرا دارد…

پر بازدیدترین ها

زهر سیاست، پاد زهر کودکی

زهر سیاست، پاد زهر کودکی

«تنهای تنهای‌تن‌ها» با نشان دادن زندگی چند کودک در شهری بندری به ما کودکانه زیستن و کودکی کردن را یادآوری می‌کند: شادی، جنب و جوش، بی‌پیرایگی، خیال پردازی‌های دور و دراز، قهر و آشتی‌های دوست‌داشتنی…
رعشه | نقد فيلم دربنـــــــــد

رعشه | نقد فيلم دربنـــــــــد

ظاهر فیلم آنقدر ساده است که در وهله اول تماشاگر را میخکوب می‌کند. یک داستان ساده و روی کاغذ بی‌ارزش، که با تصاویر چنان کوبندگی‌ای پیدا می‌کند که به آسانی ما را درگیر خودش می‌کند...
«خانواده به مثابه پناهگاه» | نقد فیلم حوض نقاشی

«خانواده به مثابه پناهگاه» | نقد فیلم حوض نقاشی

اولین چیزی که در فیلم توجه مخاطب را جلب می‌کند بازی‌های بسیار خوب، فیلم برداری چشم نواز، طراحی صحنه زیبا و در کل دقت و تلاش کارگردان در اجرای هر چه بهتر مسائل فنی فیلم است. البته این موارد نتوانسته ضعف‌های فیلمنامه را از نظر دور بدارد...
تسخیر رویاهای شبانه | نقد فیلم پله آخر

تسخیر رویاهای شبانه | نقد فیلم پله آخر

علی مصفّا در دومین فیلم خود سعی کرده است فارغ از جامعه و مخاطب به مسائل ذهنیش بپردازد، فیلم او نه بازتاب یک مسئله اجتماعی خاص و نه به دنبال جذب مخاطبان و ایجاد لحاظاتی پر کشش برای آنان است، البته این بدان معنی نیست که در فیلم هیچ مسئلۀ اجتماعی وجود ندارد…
«رژیمی از جنس طلا» | نقد فیلم رژیم طلایی

«رژیمی از جنس طلا» | نقد فیلم رژیم طلایی

«رژیم طلایی»، معضلات رایج در جامعه، در روابط زن و شوهری را مورد توجه قرار داده و با هجو آن در قالب کمدی، سعی کرده تا آن‌ها را مورد انتقاد قرار دهد…
Powered by TayaCMS