دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دعاى عرفات تو به ما رسید

No image
دعاى عرفات تو به ما رسید

حجت الاسلام و المسلمین سید قاسم شجاعى مى گوید:

تصمیم گرفتم خدمت آقاى کوهستانى برسم. ایّام حج بود لذا به عنوان روحانى کاروان براى انجام اعمال عبادى ـ سیاسى حج به حجازمشرّف شدم. در کاروان، با دکتر طهماسبىآشنا شدم و به ایشان گفتم: مى خواستم خدمت آیت الله کوهستانى بروم، ولى نشد. او گفت: من پزشک معالج او هستم. گفتم: چقدر خوب شد. این جا قول بده که مرا به خدمت ایشان ببرى. گفت: البته وقتى مى خواستم او را ترک کنم، به شدّت بیمار بود و خیلى نگران حالش بودم. من از او (دکتر) جدا شدم، تا این که از مکه به عرفات رسیدم. در آن جا دعاى عرفات را خواندم و به مضامین آن خیلى توجه کردم، به این جمله که رسیدم: «عمیت عین لاتراک»، دلم شکست و اشکى جارى شد. در آن حال، گفتم: خدایا! من چیزى جز سیادت ندارم. آن را از جان خرج مى کنم. توبه حقّ اجداد ما، این بنده ـ آیت الله کوهستانى ـ را شفا بده. آمدم ایران، امّا دیدار وى برایم میسّر نشد. رفتم مشهد، در دارالسیادة مشاهده کردم زیر بغل پیرمردى را گرفته و او را مى آوردند، پرسیدم: ایشان کیست؟ گفتند: آقاى کوهستانى. من ایشان را تا آن زمان ندیده بودم. خم شدم و دست او را بوسیدم. همین که خم شدم، دست روى شانه راستم گذاشت و گفت: «آقاى شجاعى! خدا عاقبتت را به خیر کند. دعاى عرفات تو به ما رسید.» تمام بدنم عرق کرد. همان جا نشستم. همسرم گفت: چه شده؟ گفتم: چیزى نیست. حدود نیم ساعت نشستم. خدا شاهد است در عرفات کسى در کنارم نبود. آهسته در حالى که قطره اشکى روى کتاب دعایم چکید، وى را دعا کردم.([51])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

مخاطب تا آخرین لحظه در انتظار یک رویداد یا کنش است. رویدادی که نه محصولِ خواست کارگردان، بلکه بر آمده از صفات و انگیزه‌های آدم‌های داستان باشد…
شیخ صنعان پیر عهد خویش بود

شیخ صنعان پیر عهد خویش بود

«رژیمی از جنس طلا» | نقد فیلم رژیم طلایی

«رژیمی از جنس طلا» | نقد فیلم رژیم طلایی

«رژیم طلایی»، معضلات رایج در جامعه، در روابط زن و شوهری را مورد توجه قرار داده و با هجو آن در قالب کمدی، سعی کرده تا آن‌ها را مورد انتقاد قرار دهد…
سقفی و معشوقی و پسرکی و من | نوشته‌ای بر حوض نقاشی

سقفی و معشوقی و پسرکی و من | نوشته‌ای بر حوض نقاشی

خواندن این یادداشت تنها به کسانی توصیه می‌شود که یا فیلم "حوض نقاشی" را دیده‌اند و یا پیش از خواندن این یادداشت قصد دیدنش را کرده‌اند…
جوانی یعنی بی قاعدگی؟! | نقد فیلم قاعده تصادف

جوانی یعنی بی قاعدگی؟! | نقد فیلم قاعده تصادف

پر شدن شکاف نسل‌ها و بهبود روابط بین جوانان با پدر و مادر و نسل پیش از خود، نیاز به خواست و همت هر دو طرف ماجرا دارد…

پر بازدیدترین ها

«خانواده به مثابه پناهگاه» | نقد فیلم حوض نقاشی

«خانواده به مثابه پناهگاه» | نقد فیلم حوض نقاشی

اولین چیزی که در فیلم توجه مخاطب را جلب می‌کند بازی‌های بسیار خوب، فیلم برداری چشم نواز، طراحی صحنه زیبا و در کل دقت و تلاش کارگردان در اجرای هر چه بهتر مسائل فنی فیلم است. البته این موارد نتوانسته ضعف‌های فیلمنامه را از نظر دور بدارد...
در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

مخاطب تا آخرین لحظه در انتظار یک رویداد یا کنش است. رویدادی که نه محصولِ خواست کارگردان، بلکه بر آمده از صفات و انگیزه‌های آدم‌های داستان باشد…
زهر سیاست، پاد زهر کودکی

زهر سیاست، پاد زهر کودکی

«تنهای تنهای‌تن‌ها» با نشان دادن زندگی چند کودک در شهری بندری به ما کودکانه زیستن و کودکی کردن را یادآوری می‌کند: شادی، جنب و جوش، بی‌پیرایگی، خیال پردازی‌های دور و دراز، قهر و آشتی‌های دوست‌داشتنی…
حقیقت را فریاد بزنیم | نقد فیلم هیس، دختران فریاد نمی‌زنند

حقیقت را فریاد بزنیم | نقد فیلم هیس، دختران فریاد نمی‌زنند

از چند نظر این فیلم می‌تواند الگوی خوبی برای ساخت فیلم‌های اجتماعی باشد: اولاً: از فیلمنامه‌ای قوی برخوردار است ثانیاً: فیلم نگاه مصلحانه، دلسوزانه و تعلیمی به موضوع خود دارد ثالثاً:جذابیت‌های سینمایی برای جلب مخاطب و موفقیت در گیشه را نیز دارد.
Powered by TayaCMS