دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

زُهد و قناعت

No image
زُهد و قناعت

میرجهانى در ایّام تحصیل در مدرسه صدراصفهان به رغم موفقیت هاى علمى و آموزشى، با مشکلات اقتصادى رو به رو بود. خودش طى خاطره اى گفته است:

«چهل روزى بود که از مدرسه بیرون نرفته بودم. نان خشک و غذاى قابل مصرفى هم از جرقویه آورده بودم که بدین منظور از محلّ تحصیل خارج نشوم، سرانجام مواد غذایى به پایان رسید، سه روز گذشت و چیزى نخوردم پولى نداشتم که بیرون بروم و چیزى بخرم و بخورم، دلم رضایت نمى داد از کسى هم درخواستى کنم. روز سوم دیدم کسى از شاگردان مدرسه کاهو خریده، آن را تمیز مى کرد و برگ هاى زردش را دور مى ریخت، چون خلوت شد رفتم برگ هاى زرد را جمع کردم و به حجره ام بُردم و با همان ها خود را سیر کردم.»

سرانجام چنین زُهد و قناعت و استقامت جالب به همراه عبادت ها و نیایش هاى میرجهانى اثر خود را بخشید و فرداى آن روز که ناگزیر گردید به میدان نقش جهان اصفهان برود، مشاهده کرد با چشمى دیگر به اطراف مى نگرد که با دیدگان عادى متفاوت است. بسیارى از افراد را حیواناتى مى دید که با هم معامله مى کردند، متوجه شد این ها اهل بازارند، وحشت زده به اطراف دقیق شد، ولى باز هم این حالت برایش مشهود بود و افراد اندکى در حالت انسان بودند، با خوف و هراس در حالى که عبایش را بر سرش کشیده بود، به سوى مدرسه بازگشت و از خرید مواد غذایى منصرف گشت. یکى از استادان مدرسه به نام آقا سید محمدرضا رضوى خراسانى وقتى سیماى وحشت زده میرجهانى را دید، تعجب کرد و پرسید: مگر چه شده است؟ آیا به مرضى مبتلا شده اى یا با کسى دعوا کرده اى؟ او ماجرا را برایش نقل کرد. استاد خادم مدرسه را صدا زد و یک کاسه با مقدارى پول به وى داد و گفت: برو از بازار سیرابى بگیر و بیاور. وقتى آن خادم سیرابى را آورد، استاد با اصرار به وى گفت: از این غذا بخور. و او هم ناچار و به اکراه از آن تناول نمود، از آن پس حالش عادى شد و مردم را به شکل عادى دید.[21]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

محمد حسن میرجهانی

محمد حسن میرجهانی

جدیدترین ها در این موضوع

در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

مخاطب تا آخرین لحظه در انتظار یک رویداد یا کنش است. رویدادی که نه محصولِ خواست کارگردان، بلکه بر آمده از صفات و انگیزه‌های آدم‌های داستان باشد…
شیخ صنعان پیر عهد خویش بود

شیخ صنعان پیر عهد خویش بود

«رژیمی از جنس طلا» | نقد فیلم رژیم طلایی

«رژیمی از جنس طلا» | نقد فیلم رژیم طلایی

«رژیم طلایی»، معضلات رایج در جامعه، در روابط زن و شوهری را مورد توجه قرار داده و با هجو آن در قالب کمدی، سعی کرده تا آن‌ها را مورد انتقاد قرار دهد…
سقفی و معشوقی و پسرکی و من | نوشته‌ای بر حوض نقاشی

سقفی و معشوقی و پسرکی و من | نوشته‌ای بر حوض نقاشی

خواندن این یادداشت تنها به کسانی توصیه می‌شود که یا فیلم "حوض نقاشی" را دیده‌اند و یا پیش از خواندن این یادداشت قصد دیدنش را کرده‌اند…
جوانی یعنی بی قاعدگی؟! | نقد فیلم قاعده تصادف

جوانی یعنی بی قاعدگی؟! | نقد فیلم قاعده تصادف

پر شدن شکاف نسل‌ها و بهبود روابط بین جوانان با پدر و مادر و نسل پیش از خود، نیاز به خواست و همت هر دو طرف ماجرا دارد…

پر بازدیدترین ها

«خانواده به مثابه پناهگاه» | نقد فیلم حوض نقاشی

«خانواده به مثابه پناهگاه» | نقد فیلم حوض نقاشی

اولین چیزی که در فیلم توجه مخاطب را جلب می‌کند بازی‌های بسیار خوب، فیلم برداری چشم نواز، طراحی صحنه زیبا و در کل دقت و تلاش کارگردان در اجرای هر چه بهتر مسائل فنی فیلم است. البته این موارد نتوانسته ضعف‌های فیلمنامه را از نظر دور بدارد...
در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

مخاطب تا آخرین لحظه در انتظار یک رویداد یا کنش است. رویدادی که نه محصولِ خواست کارگردان، بلکه بر آمده از صفات و انگیزه‌های آدم‌های داستان باشد…
زهر سیاست، پاد زهر کودکی

زهر سیاست، پاد زهر کودکی

«تنهای تنهای‌تن‌ها» با نشان دادن زندگی چند کودک در شهری بندری به ما کودکانه زیستن و کودکی کردن را یادآوری می‌کند: شادی، جنب و جوش، بی‌پیرایگی، خیال پردازی‌های دور و دراز، قهر و آشتی‌های دوست‌داشتنی…
حقیقت را فریاد بزنیم | نقد فیلم هیس، دختران فریاد نمی‌زنند

حقیقت را فریاد بزنیم | نقد فیلم هیس، دختران فریاد نمی‌زنند

از چند نظر این فیلم می‌تواند الگوی خوبی برای ساخت فیلم‌های اجتماعی باشد: اولاً: از فیلمنامه‌ای قوی برخوردار است ثانیاً: فیلم نگاه مصلحانه، دلسوزانه و تعلیمی به موضوع خود دارد ثالثاً:جذابیت‌های سینمایی برای جلب مخاطب و موفقیت در گیشه را نیز دارد.
Powered by TayaCMS