دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قاضى و اهل بیت(علیهم السلام)

No image
قاضى و اهل بیت(علیهم السلام)

قاضى و اهل بیت(علیهم السلام)

عید غدیر: سید على آقا علاقه خاصى به عید غدیر داشتند به همین مناسبت در این روز به یاد ماندنى و مهم جهان اسلام، مراسم جشن و شادمانى بر پا مى کردند و خطبه پیامبر(صلى الله علیه وآله) در عید غدیر را براى حاضران در مجلس جشن مى خواندند، فرزندش سید على مى گوید:

«ایشان خودش را براى این روز بزرگ آماده مى کرد و آن روز بهترین لباس هایش را مى پوشید. ولیمه، شیرینى و میوه تهیه مى کرد، و از آشنایان، دوستان، قوم و خویش دعوت به عمل مى آورد و از یکى از آن ها مى خواست تا خطبه رسول اعظم(صلى الله علیه وآله)را که در روز عید غدیر خم فرموده، با صداى بلند و گیرا قرائت نماید و این خطبه یکى از برجسته ترین و بهترین خطبه هاست... نکته هاى گوناگون و دلنشین و شیرین بسیار ایراد مى فرمود و ادخال سرور شادى بر دلهاى حاضرین در مجلس عنایت مى فرموده چه بسا نکته هاى کمیاب که از شعر و نثر که در حفظ داشت، بیان مى کرد([16]) از جمله این شعر را:

شاد باش اى دل که شاد آمد غدیر *** هم مخور اُنده که آید دیر دیر

روزهایت زوچه نوروز است عید *** لیلة القدر است شبها بى نظیر

کى توانى مدح این فرخنده گفت *** تا نگردد لطف یزدان دستگیر

بس درود کردگار اول بگوى *** تا شود مدح و ثنایت دلپذیر

گفتمش اینجا دوئى از جادوئیست *** چشم خود سرمه نکردستى تو دیر

پس غدیر اى جان در او اسرارهاست *** نقطه او عالم به گردش مستدیر

مدح مداحان عالم آن اوست *** که فروماند در او عقل دبیر

روز فضل و فصل و اصل روزهاست *** شادى عشّاق جان و دل اسیر

روز الطاف است از یزدان پاک *** فرشى از سندس لباسى از حریر

روز جنات است و غلمان و قصور *** سلسبیل جارى از عرش کبیر...»([17])

توسل به على(علیه السلام): استاد با این که خود در علوم متبحر و یگانه بود اما گاهى مشکلاتى برایش پیش مى آمد که با محاسبات دنیوى نمى توانست حل نماید. در این گونه موارد، به بارگاه حضرت امیر(علیه السلام) پناه برد و از ایشان استعانت کرد. شاگردش آیت الله شیخ حسنعلى نجابت مى فرمود:

«آقاى قاضى زمانى طالب مطلب خاصى بودند، اما آن چنان که مى خواستند فتح باب بر ایشان حاصل نمى شد. از هر درى وارد مى شدند، نتیجه نمى گرفتند، تا این که براى برآورده شدن آن خواسته، قصیده بلند و بسیار عالى در مدح امیرالمؤمنین(علیه السلام) انشاء فرمودند و به تمام معنا در آن مطلب خاص که مى خواستند، فتح باب بر ایشان رخ داد.»([18])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

مخاطب تا آخرین لحظه در انتظار یک رویداد یا کنش است. رویدادی که نه محصولِ خواست کارگردان، بلکه بر آمده از صفات و انگیزه‌های آدم‌های داستان باشد…
شیخ صنعان پیر عهد خویش بود

شیخ صنعان پیر عهد خویش بود

«رژیمی از جنس طلا» | نقد فیلم رژیم طلایی

«رژیمی از جنس طلا» | نقد فیلم رژیم طلایی

«رژیم طلایی»، معضلات رایج در جامعه، در روابط زن و شوهری را مورد توجه قرار داده و با هجو آن در قالب کمدی، سعی کرده تا آن‌ها را مورد انتقاد قرار دهد…
سقفی و معشوقی و پسرکی و من | نوشته‌ای بر حوض نقاشی

سقفی و معشوقی و پسرکی و من | نوشته‌ای بر حوض نقاشی

خواندن این یادداشت تنها به کسانی توصیه می‌شود که یا فیلم "حوض نقاشی" را دیده‌اند و یا پیش از خواندن این یادداشت قصد دیدنش را کرده‌اند…
جوانی یعنی بی قاعدگی؟! | نقد فیلم قاعده تصادف

جوانی یعنی بی قاعدگی؟! | نقد فیلم قاعده تصادف

پر شدن شکاف نسل‌ها و بهبود روابط بین جوانان با پدر و مادر و نسل پیش از خود، نیاز به خواست و همت هر دو طرف ماجرا دارد…

پر بازدیدترین ها

زهر سیاست، پاد زهر کودکی

زهر سیاست، پاد زهر کودکی

«تنهای تنهای‌تن‌ها» با نشان دادن زندگی چند کودک در شهری بندری به ما کودکانه زیستن و کودکی کردن را یادآوری می‌کند: شادی، جنب و جوش، بی‌پیرایگی، خیال پردازی‌های دور و دراز، قهر و آشتی‌های دوست‌داشتنی…
رعشه | نقد فيلم دربنـــــــــد

رعشه | نقد فيلم دربنـــــــــد

ظاهر فیلم آنقدر ساده است که در وهله اول تماشاگر را میخکوب می‌کند. یک داستان ساده و روی کاغذ بی‌ارزش، که با تصاویر چنان کوبندگی‌ای پیدا می‌کند که به آسانی ما را درگیر خودش می‌کند...
فرهنگ فاخته | نقد فیلم "یک سطر واقعیت"

فرهنگ فاخته | نقد فیلم "یک سطر واقعیت"

کسری (حسین یاری) به دنبال پیدا کردن راهی برای ایجاد کسب و کار در خارج از کشور است از طرف دیگر، همسرش فروغ (مهراوه شریفی‌نیا) و پدر همسرش (همایون ارشادی) در پی آن‌اند تا با پیشنهاد‌های مناسبی وی را از این تصمیم منصرف کنند…
مثل یک کوه یخ | نقد فيلم قاعده تصادف

مثل یک کوه یخ | نقد فيلم قاعده تصادف

در "قاعده تصادف" اما خبری از این رویاگونگی، روایت پیچیده و بازی با زمان نیست. یک داستان ساده خطی است که در فرمی دایره وار روایت می‌شود. چالش اصلی اما جایی اتفاق می‌اُفتد که برداشت دو نسل از اخلاقیات به میان می‌آید...
سرد و ملال آور | نقدي بر فیلم برلین منفی هفت

سرد و ملال آور | نقدي بر فیلم برلین منفی هفت

«لوافی» فقط خواسته که کار شسته رفته‌ای تحویل بدهد. نه خلاقیتی در دکوپاژ و نه بازی‌هایی خاص. همه چیز به صورت مکانیکی اجرا شده. شوری در صحنه‌ها نیست. سرمای عجیبی در بُن لحظات احساسی فیلم هست...
Powered by TayaCMS