دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

میوه نامیمون اسرائیل

No image
میوه نامیمون اسرائیل

در سالروز جانشینی حُسنی مبارک بررسی شد

روزنامه ابتکار

تاریخ: شنبه 22 مهر ماه 1396

علیرضا صدقی

پس از رئیس جمهور مصر، جمال عبد الناصر، محمد انور سادات به جای او نشست. انور سادات جایگزین ملی‌ترین چهره و شخصیت سیاسی مصر در طول تاریخ شد. همین مسئله شرایط را برای او به طرز عجیبی سخت کرده بود. شرایطی که جمال عبدالناصر ایجاد کرده بود و شاید هیچ رهبری پس از او توانایی ادامه آن راه و مسیر را نداشت. با این همه انور هم تا حدود زیادی موفق شده بود تا در این راه قدم بردارد. البته همه این‌ها تا پیش از جنگ شش روزه و قرارداد صلح کمپ دیوید بود.

در اکتبر ۱۹۷۳ کشور مصر به اسرائیل اعلام جنگ داد. ولی علی‌رغم گذشتن ارتش مصر از کانال سوئز (که افتخار بزرگی برای مصر و شخص انور سادات محسوب می‌شد.) در این جنگ شکست خورد. سپس در تغییر سیاست سریعی توسط انور سادات، مصر با اسرائیل قرارداد صلح کمپ دیوید را امضا کرد که به موجب آن به عنوان اولین کشور اسلامی، موجودیت اسرائیل را به رسمیت شناخت؛ و مدتی بعد نیز سادات برای ایراد سخنرانی در کنیست اسرائیل به بیت‌المقدس رفت.

پس از این اقدامات، انتقادات فراوانی از سوی کشورهای عربی و مخالفان سیاسی سادات در داخل و خارج مصر به دلایل مختلف مخصوصاً امضای قرارداد صلح با اسرائیل به ایجاد جو سیاسی خشن و برخوردهایی میان گروه‌های مختلف مصری و دولت وقت منجر شد. لذا در سپتامبر ۱۹۸۱، سادات اقدام به سرکوب گروه‌های مختلف سیاسی در جهت آرام کردن و کنترل کامل اوضاع مصر کرده و دستور دستگیری گروه‌های کمونیست، ناصریست (ملی گراهای عرب)، فمینیست، اسلام‌گراها و همچنین گروه‌هایی از دانشجویان فعال سیاسی را صادر کرد. آمار کاملی از تعداد دستگیر شدگان سپتامبر ۱۹۸۱ وجود ندارد اما آگاهان تعداد آن‌ها را حدود ۱۶۰۰ نفر تخمین می‌زنند. موج این دستگیری‌ها در خارج از مصر محکومیت‌های متعدد بین‌المللی را در پی داشت.

ترور و قتل انورالسادات

در سالروز رژه پیروزی ۶ اکتبر ۱۹۸۱ در قاهره، یعنی کمتر از یک ماه از آغاز دستگیری مخالفان، انور سادات در جایگاه ویژه به دست تنی چند از سربازان ارتش مصر که وابسته به گروه جهاد اسلامی مصر بودند مورد سوءقصد قرار گرفت. این گروه معترض به صلح کشورهای مصر و اسرائیل و به رسمیت شناخته شدن کشور اسرائیل توسط مصر بود. فتوای قتل انور سادات را عمر عبدالرحمان که یک روحانی بلندپایه مصری بود صادر کرد.

مدت زمان سوءقصد به انور سادات جمعاً ۲ دقیقه به طول انجامید. در روز رژه، انور سادات توسط محافظان حفاظت می‌شد. درست در زمانی که هواپیماهای میراژ از بالای میدان رژه با ارتفاعی پایین و به طور هماهنگ پرواز می‌کردند و تا حدی باعث پرت شدن حواس محافظان می‌شدند، جیپ نظامی‌ای در روبروی جایگاه مخصوص که انور سادات در مقابل آن سان نظامی می‌دید در حال عبور بود، که ناگهان افراد مستقر در داخل جیپ با پرتاب نارنجک و شلیک مسلسل اقدام به حمله به سوی جایگاه و شخص انور سادات کردند. انور سادات که در آن لحظه ایستاده بود مستقیماً از ناحیه سر مورد هدف تیر مسلسل قرار گرفت و درجا به قتل رسید. انور سادات پس از اصابت تیر مسلسل به سرش، با سقوط به داخل جایگاه افتاد. اما مهاجمان اقدام به جلو آمدن تا مقابل جایگاه ویژه کردند. زیرا گمان می‌کردند وی خود را به داخل زمین جایگاه انداخته‌است تا مانع از قرار گرفتن در معرض تیر شود. یکی از مهاجمان به نام خالد اسلامبولی موفق به قرارگرفتن در مقابل جایگاه ویژه شد و با فریاد «مرگ بر فرعون» اقدام به بستن رگبار به سوی جسد انور سادات کرد. نهایتاً وی و یکی از همدستانش به نام عبدالحمید عبدالسلام، عطا طایل مضروب و دستگیر و دو نفر دیگر از افراد مستقر در جیپ نظامی توسط محافظین انور سادات کشته شدند و حسین عباس محمد نیز فرار کرد ولی چند روز بعد دستگیر شد.

به غیر از انور سادات که در جریان ترور به قتل رسید، مدعوین و مهمانان حاضر از جمله جیمز تولی وزیر وقت دفاع ایرلند و تنی چند از مشاورین آمریکایی حاضر در جایگاه ویژه مورد اصابت گلوله واقع شدند. همزمان با این جریان، هفت نفر از جمله سفیر کوبا در مصر کشته شدند و ۲۸ نفر نیز مجروح شدند.

انور سادات سریعاً به بیمارستانی که در نزدیکی محل رژه قرار داشت فرستاده شد اما ساعاتی بعد به طور رسمی مرگ وی اعلام شد. حسنی مبارک معاون رئیس جمهور وقت مصر نیز که در حادثه ترور از ناحیه دست مورد اصابت تیر قرار گرفته بود، بر طبق قانون زمام امور را به دست گرفت.

با پخش شدن خبر مرگ انور سادات، برخی از کشورهای جهان با ابراز تأسف از مرگ وی و با فرستادن نمایندگانی بلندپایه همچون پادشاهان، امیران، روسای جمهور و نخست وزیران خود در مراسم تدفین انور سادات حضور یافتند. پیکر انور سادات در قطعه سرباز گمنام در شهر قاهره و در جنب مسجد الرفاعی مصر دفن شده‌است.

پس از بازجویی‌های اولیه، ۲۴ نفر از عوامل ترور سادات در دادگاه نظامی مصر محاکمه شدند. متهمان حاضر در جلسه در قفس‌های فولادی نگهداری می‌شدند. با ورود متهمان به دادگاه، خالد شوقی فریاد کشید: «من خالد استانبولی هستم. من قاتل سادات هستم. من قاتل فرعون هستم».

در جلسه روز ۲۸ سپتامبر ۱۹۸۱ وکلای مدافع متهمان ادعا کردند که سادات مهدورالدم و ریختن خونش مباح بوده‌ است. نهایتاً پس از اعلام حکم دادگاه، خالد اسلامبولی به اعدام و ایمن الظواهری و شیخ عمر عبدالرحمان هر کدام به زندان محکوم شدند.

اجرای حکم

حکم این پنج محکوم در سحرگاه روز پنجشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۶۱ به اجرا درآمد. ستوان یکم خالد اسلامبولی و استوار یکم حسین عباس محمد، از سلول‌هایشان خارج شده و به خارج از زندان نظامی منتقل شدند. مأموران این دو تن را تحت شدیدترین تدابیر امنیتی به وسیله زره‌پوش تا «کوه سرخ» که برای تیرباران آن‌ها تعیین شده بود بردند و در مقابل جوخه اعدام قرار دادند. یکی از افسران حکم را چنین قرائت کرد: شما به خاطر ترور رئیس جمهور محکوم به اعدام شده‌اید. عبدالحمید عبدالسلام، عطاطایل و عبدالسلام فرج نیز ساعتی بعد در حیاط زندان به دار آویخته شدند.

در کشورهای غربی از خالد اسلامبولی به عنوان یک «تروریست» یاد می‌شود. اما جمهوری اسلامی ایران و دیگر جریان‌های اسلامی وی را یک «شهید» می‌دانند. به هر روی آنچه بر سر انور سادات آمد نتیجه وضعیتی بود که اسرائیل در منطقه به وجود آورده است.

در این وضعیت بود که جریان‌های مختلف اسلامی ـ عربی سیاست‌های جداگانه و گاه متعارضی با یکدیگر پیدا کردند. همین مسیرهای متفاوت و مواجهه‌های نابرابر با مسئله فلسطین و اسرائیل بود که بسیاری از اختلافات جدی در جهان اسلام را پدید آورد.

نباید فراموش کرد ترور انور سادات بسیاری از مناسبات منطقه خاورمیانه را تغییر داد و روش و منش تازه‌ای در بستر حرکت‌های اسلامی در منطقه به وجود آورد. روشی که حتی هنوز هم ادامه داشته و جهان اسلام را به طور کلی با پدیده‌های نوظهوری روبرو ساخته است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

مخاطب تا آخرین لحظه در انتظار یک رویداد یا کنش است. رویدادی که نه محصولِ خواست کارگردان، بلکه بر آمده از صفات و انگیزه‌های آدم‌های داستان باشد…
شیخ صنعان پیر عهد خویش بود

شیخ صنعان پیر عهد خویش بود

«رژیمی از جنس طلا» | نقد فیلم رژیم طلایی

«رژیمی از جنس طلا» | نقد فیلم رژیم طلایی

«رژیم طلایی»، معضلات رایج در جامعه، در روابط زن و شوهری را مورد توجه قرار داده و با هجو آن در قالب کمدی، سعی کرده تا آن‌ها را مورد انتقاد قرار دهد…
سقفی و معشوقی و پسرکی و من | نوشته‌ای بر حوض نقاشی

سقفی و معشوقی و پسرکی و من | نوشته‌ای بر حوض نقاشی

خواندن این یادداشت تنها به کسانی توصیه می‌شود که یا فیلم "حوض نقاشی" را دیده‌اند و یا پیش از خواندن این یادداشت قصد دیدنش را کرده‌اند…
جوانی یعنی بی قاعدگی؟! | نقد فیلم قاعده تصادف

جوانی یعنی بی قاعدگی؟! | نقد فیلم قاعده تصادف

پر شدن شکاف نسل‌ها و بهبود روابط بین جوانان با پدر و مادر و نسل پیش از خود، نیاز به خواست و همت هر دو طرف ماجرا دارد…

پر بازدیدترین ها

حقیقت را فریاد بزنیم | نقد فیلم هیس، دختران فریاد نمی‌زنند

حقیقت را فریاد بزنیم | نقد فیلم هیس، دختران فریاد نمی‌زنند

از چند نظر این فیلم می‌تواند الگوی خوبی برای ساخت فیلم‌های اجتماعی باشد: اولاً: از فیلمنامه‌ای قوی برخوردار است ثانیاً: فیلم نگاه مصلحانه، دلسوزانه و تعلیمی به موضوع خود دارد ثالثاً:جذابیت‌های سینمایی برای جلب مخاطب و موفقیت در گیشه را نیز دارد.
سقفی و معشوقی و پسرکی و من | نوشته‌ای بر حوض نقاشی

سقفی و معشوقی و پسرکی و من | نوشته‌ای بر حوض نقاشی

خواندن این یادداشت تنها به کسانی توصیه می‌شود که یا فیلم "حوض نقاشی" را دیده‌اند و یا پیش از خواندن این یادداشت قصد دیدنش را کرده‌اند…
جوانی یعنی بی قاعدگی؟! | نقد فیلم قاعده تصادف

جوانی یعنی بی قاعدگی؟! | نقد فیلم قاعده تصادف

پر شدن شکاف نسل‌ها و بهبود روابط بین جوانان با پدر و مادر و نسل پیش از خود، نیاز به خواست و همت هر دو طرف ماجرا دارد…
«خانواده به مثابه پناهگاه» | نقد فیلم حوض نقاشی

«خانواده به مثابه پناهگاه» | نقد فیلم حوض نقاشی

اولین چیزی که در فیلم توجه مخاطب را جلب می‌کند بازی‌های بسیار خوب، فیلم برداری چشم نواز، طراحی صحنه زیبا و در کل دقت و تلاش کارگردان در اجرای هر چه بهتر مسائل فنی فیلم است. البته این موارد نتوانسته ضعف‌های فیلمنامه را از نظر دور بدارد...
Powered by TayaCMS