دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

گره‌گشایى

No image
گره‌گشایى

«جوان 16 ساله و خوش سیمایى بود که «زبیرى» نام داشت. وى در مدرسه پائین پاى مشهد مقدّس، نزد شیخ قنبر توسلى مى‌آمد. او بیشتر روزها، جز روزهاى عید فطر و قربان، روزه بود. به زیارت امام عصرعلیه السلام و اصحاب کهف خیلى علاقه داشت و براى شرفیابى به حضور امام عصرعلیه السلام، زحمات بسیار کشید. چهل شبانه روز، جز وقت افطار، غذاى نخورده بود. غذایش نیز به اندازه یک کف دست، آرد نخود بود که مى‌کوبید و مى‌خورد.

یکى دیگر از صفات نیک او، این بود که اگر اندکى پول به دستش مى‌رسید، آن را به فقرا مى‌بخشید و از یتیم‌ها دلجویى مى‌کرد... او چنین تعریف کرد:

خدا را سپاس که به مرادم رسیدم. پیش از آنکه به ملاقات اصحاب کهف یا جزیره خضراء بروم، با مادرم از مشهد مقدس به مقصد عراق حرکت کردیم. مدت 9 روز پیاده راه پیمودیم تا به مرز عراق (منظریه) رسیدیم. در آنجا ما را گرفتند و 17 روز زندانى کردند. مى‌گفتیم: ما مشهد بودیم و حالا مى‌خواهیم کربلا برویم. هرچه مى‌گفتیم قبول نمى‌کردند. نگهبانان زندان کارهاى ناشایست، فحشاء و منکرات انجام مى‌دادند. قلبم کدر و افسرده شد. به امام زمان‌علیه السلام متوسل شدم. آن روز که توسل و گریه‌ام بیشتر شده بود، یک مرتبه دیدم ماشینى آمد و جلوى در ایستاد. سیّد خیلى نورانى پیاده شد و صدایم زد: بیا اینجا.

به نزدش رفتم. پرسید: چه مى‌کنى؟

عرض کردم: مى‌خواهم کربلا بروم؛ ولى 17 روز است که با مادرم در اینجا زندانى هستیم.

فرمود: برو مادرت را بیاور و داخل ماشین بنشینید.

مادرم را آوردم. اوّل، داخل ماشین، جاى نشستن نبود؛ ولى بعد، براى دونفر جا پیدا شد. نشستیم. بوى خوشى در فضاى اتاق ماشین ساطع بود. ماشین حرکت کرد. به نگهبانان زندان نگاه کردم. در حالى که ما را مى‌دیدند؛ نمى‌توانستند چیزى بگویند. ده دقیقه از حرکت ماشین نگذشته بود که خود را نزد کاروانسراى فرمانفرما در کاظمین دیدم.»

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

مخاطب تا آخرین لحظه در انتظار یک رویداد یا کنش است. رویدادی که نه محصولِ خواست کارگردان، بلکه بر آمده از صفات و انگیزه‌های آدم‌های داستان باشد…
شیخ صنعان پیر عهد خویش بود

شیخ صنعان پیر عهد خویش بود

«رژیمی از جنس طلا» | نقد فیلم رژیم طلایی

«رژیمی از جنس طلا» | نقد فیلم رژیم طلایی

«رژیم طلایی»، معضلات رایج در جامعه، در روابط زن و شوهری را مورد توجه قرار داده و با هجو آن در قالب کمدی، سعی کرده تا آن‌ها را مورد انتقاد قرار دهد…
سقفی و معشوقی و پسرکی و من | نوشته‌ای بر حوض نقاشی

سقفی و معشوقی و پسرکی و من | نوشته‌ای بر حوض نقاشی

خواندن این یادداشت تنها به کسانی توصیه می‌شود که یا فیلم "حوض نقاشی" را دیده‌اند و یا پیش از خواندن این یادداشت قصد دیدنش را کرده‌اند…
جوانی یعنی بی قاعدگی؟! | نقد فیلم قاعده تصادف

جوانی یعنی بی قاعدگی؟! | نقد فیلم قاعده تصادف

پر شدن شکاف نسل‌ها و بهبود روابط بین جوانان با پدر و مادر و نسل پیش از خود، نیاز به خواست و همت هر دو طرف ماجرا دارد…

پر بازدیدترین ها

«خانواده به مثابه پناهگاه» | نقد فیلم حوض نقاشی

«خانواده به مثابه پناهگاه» | نقد فیلم حوض نقاشی

اولین چیزی که در فیلم توجه مخاطب را جلب می‌کند بازی‌های بسیار خوب، فیلم برداری چشم نواز، طراحی صحنه زیبا و در کل دقت و تلاش کارگردان در اجرای هر چه بهتر مسائل فنی فیلم است. البته این موارد نتوانسته ضعف‌های فیلمنامه را از نظر دور بدارد...
در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

مخاطب تا آخرین لحظه در انتظار یک رویداد یا کنش است. رویدادی که نه محصولِ خواست کارگردان، بلکه بر آمده از صفات و انگیزه‌های آدم‌های داستان باشد…
زهر سیاست، پاد زهر کودکی

زهر سیاست، پاد زهر کودکی

«تنهای تنهای‌تن‌ها» با نشان دادن زندگی چند کودک در شهری بندری به ما کودکانه زیستن و کودکی کردن را یادآوری می‌کند: شادی، جنب و جوش، بی‌پیرایگی، خیال پردازی‌های دور و دراز، قهر و آشتی‌های دوست‌داشتنی…
حقیقت را فریاد بزنیم | نقد فیلم هیس، دختران فریاد نمی‌زنند

حقیقت را فریاد بزنیم | نقد فیلم هیس، دختران فریاد نمی‌زنند

از چند نظر این فیلم می‌تواند الگوی خوبی برای ساخت فیلم‌های اجتماعی باشد: اولاً: از فیلمنامه‌ای قوی برخوردار است ثانیاً: فیلم نگاه مصلحانه، دلسوزانه و تعلیمی به موضوع خود دارد ثالثاً:جذابیت‌های سینمایی برای جلب مخاطب و موفقیت در گیشه را نیز دارد.
Powered by TayaCMS