دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

احباط و تکفیر

No image
احباط و تکفیر

كلمات كليدي : حبط، احباط، كفر، تكفير، گناه كبيره، طاعت، توبه، شرك، ارتداد

نویسنده : عبدالرضا آتشين صدف

احباط در لغت مصدر باب اِفعال از ماده حبط و از معانی حبط، باطل شدن ثواب عمل است.[1] از این رو از احباط که مصدر متعدی است معنی باطل کردن مزد و ثواب عمل بر می‌آید. این واژه در اصطلاح بدین معناست که گناه موجب از میان رفتن طاعت و ثواب می‌گردد.[2] تکفیر نیز در لغت به معنای پوشاندن است چنانکه به کشاورز، کافر می‌گویند زیرا دانه را بوسیله خاک می‌پوشاند و در آن پنهان می‌کند[3] و در اصطلاح به این معناست که طاعت موجب محو شدن و پوشاندن گناهان می‌شود.[4]

نکته آنکه حبط مربوط به صحت و بطلان خود عمل است بدین معنا که عمل خاصی مانند بت‌پرستی به حابط و سالم متصف می‌شود اما احباط مربوط به ابطال عملی نسبت به عمل دیگر است؛ بدین معنا که کار خاصی سبب حبط و از بین رفتن اعمال قبلی می‌شود.[5] بر این اساس برخی از اعمال هم حابط و باطل است و هم محبِط و مبطل. از سوی دیگر بعضی اعمال هم صحیح‌اند و هم مصحّح. مثلا بت‌پرستی عملی است حابط و ارتداد گذشته از حابط بودن، محبط و مبطل نیز هست. اسلام ابتدایی و عبادت توحیدی، صحیح است چنانکه اسلام آوردن کافر و توبه مشرک، گذشته از صحیح بودن، مصحّح نیز خواهد بود.[6] این واژه در قرآن با مشتقاتش مجموعا 16 بار بکار رفته است.

طرح بحث

در اینکه ایمان موجب تکفیر و از بین رفتن تمام معاصی و ارتداد و کفر بعد از ایمان و همچنین شرک موجب حبط و از بین رفتن اعمال صالح می‌شود، شکی نیست و همه بر این امر اتفاق نظر دارند که اگر کافری قبل از مرگ توبه کند و مسلمان شود اعمال بد گذشته‌اش آمرزیده خواهد شد همچنانکه اگر مسلمانی کافر شود و بدون توبه از دنیا برود کفر او موجب از بین رفتن اعمال صالح وی خواهد شد[7]. بحث و اختلاف نظر در این است که آیا تنها کفر و شرک چنین نتیجه‌ای را در پی دارد یا آنکه هر گناه کبیره‌ای باعث احباط اعمال خیر می‌گردد؟

دیدگاه‌ها

در پاسخ به این پرسش دو دیدگاه کلی وجود دارد:

الف: موافقان احباط ( معتزله)

ب: مخالفان احباط ( امامیه و اشاعره)

متکلمان معتزله بر اساس مبانی خود به مسئله احباط و تکفیر پایبندند و معتقدند اگر مومنی مرتکب گناه کبیره‌ای شود و بدون توبه از دنیا برود همه اعمال نیک و صالح او باطل و محو می‌گردد. آنان برای اثبات مدعای خود از ادله عقلی و نقلی استفاده می‌کنند که در ادامه به دانها اشاره می‌شود.

دلیل عقلی [8]

مکلف از نظر نحوه استحقاق پاداش و کیفر از چهار حالت بیرون نیست:

1.فقط مستحق پاداش.

2.فقط مستحق کیفر.

3.مستحق هیچیک.

4.مستحق هر دو.

صورت اول و دوم مشکلی ندارد اما حالت سوم مخالف اجماع است زیرا لازمه آن پذیرش مکانی غیر از بهشت و دوزخ است در حالیکه غیر از این دو جای سومی وجود ندارد. در صورت چهارم دو احتمال وجود دارد:

الف) در یک زمان هم به فرد پاداش داده شود و هم کیفر که این امر محال است زیرا جمع پاداش و کیفر در یک زمان عقلا ممکن نیست.

ب) آنچه که بیشتر و سنگین‌تر است در دیگری تاثیر بگذارد و آن را باطل سازد که همان مسئله احباط و تکفیر است بنابراین راهی جز پذیرش احباط وجود ندارد.

دلیل نقلی

در آیاتی از قرآن به مسئله احباط تصریح شده ‌است که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

«ما کانَ لِلْمُشْرِکینَ أَنْ یَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ شاهِدینَ عَلى‌ أَنْفُسِهِمْ بِالْکُفْرِ أُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ وَ فِی النَّارِ هُمْ خالِدُون‌» (توبه/ 17)

«مشرکان حق ندارند مساجد خدا را آباد کنند در حالى که به کفر خویش گواهى مى‌دهند! آنها اعمالشان نابود (و بى‌ارزش) شده و در آتش (دوزخ)، جاودانه خواهند ماند!»

« یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ» (حجرات / 2)

«اى کسانى که ایمان آورده‌اید! صداى خود را فراتر از صداى پیامبر نکنید، و در برابر او بلند سخن مگویید (و داد و فریاد نزنید) آن گونه که بعضى از شما در برابر بعضى بلند صدا مى‌کنند، مبادا اعمال شما نابود گردد در حالى که نمى‌دانید!»

متکلمین امامیه و اشاعره دیدگاه معتزله را مردود می‌شمارند و معتقدند گناهان مومن موجب احباط اعمال صالح وی نمی‌شود. آنان نیز برای اثبات مدعای خود از ادله عقلی و نقلی مختلفی استفاده کرده‌اند:[9]

دلیل عقلی

1. لازمه پذیرفتن احباط ظالم دانستن خداست. توضیح اینکه اگر مکلف هم کار خوب انجام داده باشد و هم کار بد سه حالت برای وی قابل تصور است:

الف) کار بد او از عمل نیکش بیشتر باشد.

ب) عمل نیک وی از کار بدش بیشتر باشد.

ج) هر دو مساوی باشند.

هر سه حالت مذکور مستلزم ظلم است زیرا در صورت اول عمل وی از بین رفته و مانند کسی خواهد بود که هیچ عمل خیری انجام نداده است و این کار ظلم به اوست. در صورت دوم نیز به واسطه تکفیر مانند کسی است که هیچ گناهی مرتکب نشده‌است که این کار ظلم در حق دیگران است. همچنین در صورت سوم مانند کسی است که نه کار خوب انجام داده و نه کار بد که این حالت ظلم به اوست زیرا مستلزم نادیده گرفتن اعمال نیک اوست.[10]

2. عدم تضاد طاعت و معصیت. شیخ طوسی می‌گوید بنا بر اصول منطق، یک چیز تنها در صورت ضد بودن با چیز دیگر آن را نفی می‌کند و از میان می‌برد. طاعت و معصیت هر دو از یک جنس‌اند( هر دو فعل هستند) و ضد یکدیگر نمی‌توانند باشند. این بدان سبب است که هر کاری که بعنوان طاعت انجام پذیرد رواست تا به انگیزه معصیت نیز صورت گیرد. بنابراین نظریه احباط و تکفیر باطل است زیرا عمل بد نمی‌تواند کردار نیک را از بین ببرد و بالعکس.

شیخ همچنین درباره آیاتی که معنای ظاهری آنها بیانگر احباط و تکفیر است می‌گوید نمی‌توان از معنای ظاهری اینگونه آیات به عنوان دلیل احباط و تکفیر بهره جست چرا که بنیان باورهای حقیقی و درست بنیانی عقلی است و بنابراین اینگونه آیات از متشابهات هستند و باید آنها را طبق قواعد عقل تاویل نمود.[11] بنابراین می‌توان گفت آنچه در قرآن به عنوان عوامل احباط شمرده شده‌اند از آن جهت این خاصیت را دارند که مستلزم کفر و ارتداد هستند مثلا: چون کشتن پیامبران ( آل‌عمران/ 21 و 22) حاکی از کفر شخص است موجب احباط اعمال می‌شود و خود عامل مستقلی نیست.

دلیل نقلی

آیاتی از قرآن کریم وجود دارد که به روشنی گواهی می‌دهد هر انسانی پاداش عمل نیک خود را می‌بیند. مانند:

«فَکَیْفَ إِذا جَمَعْناهُمْ لِیَوْمٍ لا رَیْبَ فیهِ وَ وُفِّیَتْ کُلُّ نَفْسٍ ما کَسَبَتْ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ»

(آل عمران/25)

«پس چه گونه خواهند بود هنگامى که آنها را براى روزى که شکّى در آن نیست [روز رستاخیز] جمع کنیم، و به هر کس، آنچه (از اعمال براى خود) فراهم کرده، بطور کامل داده شود؟ و به آنها ستم نخواهد شد (زیرا محصول اعمال خود را مى‌چینند).»

«وَ أَمَّا الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ‌» ( آل عمران/57)

«امّا آنها که ایمان آوردند، و اعمال صالح انجام دادند، خداوند پاداش آنان را بطور کامل خواهد داد.»

«وَ مَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى‌ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا یُظْلَمُونَ نَقیرا» ( نساء/124)

«و کسى که چیزى از اعمال صالح را انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالى که ایمان داشته باشد، چنان کسانى داخل بهشت مى‌شوند و کمترین ستمى به آنها نخواهد شد.»

«فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ» ( زلزله/7)

«پس هر کس هموزن ذرّه‌اى کار خیر انجام دهد آن را مى‌بیند!»

بر این اساس نه ثواب، عقاب را از میان می‌برد و نه معصیت، طاعت را و هر گاه کسی سزاوار ثواب گردد هیچ گناهی جز شرک و کفر این شایستگی را از میان نمی‌برد و اگر کسی مستحق کیفر الهی شود تنها تفضل خداوند موجب آمرزش وی تواند شد. چراکه تکفیر گناهان حق مولی است و اسقاط حق ظلم نیست.[12]

اشاعره نیز بنا بر مبانی خود معتقدند هیچ چیز بر خدا واجب نیست او هر چه خواهد انجام دهد و هرچه کند نیکوست لذا نمی‌توان گفت احباط یا تکفیر بر او واجب یا مستلزم ظلم و قبیح است بنابراین اشاعره نیز از مخالفان احباط به شمار می‌روند[13].

عوامل احباط و تکفیر در قرآن

همانگونه که اشاره شد در آیات قرآن برخی اعمال موجب حبط و از بین رفتن اعمال صالح شمرده شده‌اند که عبارتند از:

1.کفر؛ که خود بر سه قسم است:

الف: کفر به پروردگار

« وَ الَّذینَ کَفَرُوا فَتَعْساً لَهُمْ وَ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ

ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کَرِهُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُم‌» (محمد/9-8)

«و کسانى که کافر شدند، مرگ بر آنان! و اعمالشان نابود باد!

این بخاطر آن است که از آنچه خداوند نازل کرده کراهت داشتند از این رو خدا اعمالشان را حبط و نابود کرد»

ب: کفر به آیات الهی[14]

«أُولئِکَ الَّذینَ کَفَرُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَلا نُقیمُ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَزْناً» (کهف/105)

« آنها کسانى هستند که به آیات پروردگارشان و لقاى او کافر شدند به همین جهت، اعمالشان حبط و نابود شد! از این رو روز قیامت، میزانى براى آنها برپا نخواهیم کرد!»

ج: کفر به ایمان[15]

«وَ مَنْ یَکْفُرْ بِالْإیمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرین‌»

«و کسى که انکار کند آنچه را باید به آن ایمان بیاورد، اعمال او تباه مى‌گردد و در سراى دیگر، از زیانکاران خواهد بود»

2. شرک

«ِ وَ لَوْ أَشْرَکُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ ما کانُوا یَعْمَلُون‌»( انعام/88)

« و اگر آنها مشرک شوند، اعمال (نیکى) که انجام داده‌اند، نابود مى‌گردد (و نتیجه‌اى از آن نمى‌گیرند).»

3. ارتداد

« وَ مَنْ یَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَیَمُتْ وَ هُوَ کافِرٌ فَأُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ» ( بقره/217)

« ولى کسى که از آیینش برگردد، و در حال کفر بمیرد، تمام اعمال نیک (گذشته) او، در دنیا و آخرت، بر باد مى‌رود و آنان اهل دوزخند و همیشه در آن خواهند بود.»

4. نفاق و دو رویی

« أُولئِکَ لَمْ یُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ وَ کانَ ذلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسیراً» ( احزاب/19)

«منافقان (هرگز) ایمان نیاورده‌اند، از این رو خداوند اعمالشان را حبط و نابود کرد و این کار بر خدا آسان است.»

5. جلوگیری از دین الهی

« إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبیلِ اللَّهِ وَ شَاقُّوا الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدى‌ لَنْ یَضُرُّوا اللَّهَ شَیْئاً وَ سَیُحْبِطُ أَعْمالَهُمْ» (محمد/ 33-32)

« آنان که کافر شدند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند و بعد از روشن‌شدن هدایت براى آنان (باز) به مخالفت با رسول (خدا) برخاستند، هرگز زیانى به خدا نمى‌رسانند و (خداوند) بزودى اعمالشان را نابود مى‌کند!»

6. بی‌حرمتی نسبت به پیامبر (ص)؛ در آیه 2 سوره حجرات ذکر شد.

عوامل تکفیر

الف) ایمان و عمل صالح

« وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلى‌ مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ کَفَّرَ عَنْهُمْ سَیِّئاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بالَهُم‌» (محمد/2)

« و کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته انجام دادند و به آنچه بر محمد (ص) نازل شده- و همه حقّ است و از سوى پروردگارشان- نیز ایمان آوردند، خداوند گناهانشان را مى‌بخشد و کارشان را اصلاح مى‌کند! »

ب) توبه

« یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسى‌ رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُم‌»

(تحریم/8)

« اى کسانى که ایمان آورده‌اید بسوى خدا توبه کنید، توبه‌اى خالص امید است (با این کار) پروردگارتان گناهانتان را ببخشد.»

ج) اجتناب از گناهان کبیره

« إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُم‌» (نساء/31)

« اگر از گناهان بزرگى که از آن نهى مى‌شوید پرهیز کنید، گناهان کوچک شما را مى‌پوشانیم‌.»

نتیجه

از مجموع آیات مورد بحث درمی‌یابیم که:

1. انسان به مجرد اینکه عملی انجام داد مستحق پاداش یا کیفر می‌شود لیکن این استحقاق دائمی نیست و ممکن است دستخوش دگرگونی شود و هنگامی از معرض دگرگونی در می‌آید که بمیرد و صلاحیت مبدا فاعلی از او سلب شود.[16]

2. حبط به معنای بطلان و یاوه بودن خود عمل مانند بت‌پرستی و به معنای احباط اعمال صالح گذشته مانند ارتداد که باعث از بین رفتن همه اعمال نیک قبلی می‌شود نظیر استحقاق پاداش است که به مجرد ارتکاب گناه می‌آید ولی همواره در معرض دگرگونی است تا روزی که صاحبش بمیرد.[17]

3. حبط چنانکه در اعمال اخروی هست در کردار دنیوی نیز جریان می‌یابد.[18]

مقاله

نویسنده عبدالرضا آتشين صدف

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

جادو یا معجزه،نمایش امر مقدس | جستاری درباره فلسفه سینمای برسون

جادو یا معجزه،نمایش امر مقدس | جستاری درباره فلسفه سینمای برسون

در سینمای برسون نوعی واقع گرایی خشک و فضایی متافیزیکی غالب بر این فضای بی روح شده است.دربخش نخست این مبحث با نگاهی بنیادین به مسئله سینما می پردازیم و چگونگی استفاده از آن برای به تصویر کشیدن این نوع الهیات در فضای واقع گرا ومستند گونه را بازشناسیم…
قطاری پر از آدمهای شاد | جستاری درباره فلسفه سینمای وودی آلن

قطاری پر از آدمهای شاد | جستاری درباره فلسفه سینمای وودی آلن

وودی آلن یکی از مشهور‌ترین چهره‌های سینمای کمدی عصر ماست. در فیلم‌های وودی آلن راجع به مسائل مهمی مانند خدا، مرگ، عشق و فلسفه بحث می‌شود و دیدگاه فلسفی در فیلم‌هایش موج می‌زند…
مصاحبه با حسین گیتی | درباره جشنواره فيلم فجر

مصاحبه با حسین گیتی | درباره جشنواره فيلم فجر

سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی سعی کرده تا بخش عظیمی از ایده هایش را از اسلام و به ویژه شیعه بگیرد یعنی تلاشش این بوده . امسال فیلم های جشنواره گرایش شدیدی به دین دارند و دین محور هستند و سینمایی هم شده اند...
بی توجه به نیاز مخاطب | مصاحبه با سید علی تدین صدوقی

بی توجه به نیاز مخاطب | مصاحبه با سید علی تدین صدوقی

در حاشیه برگزاری سی ویکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر گفتگویی داشتیم با سید علی تدین صدوقی، روزنامه نگار، نویسنده، کارگردان و منتقد سینما و تئاتر ایران وعضو انجمن جهانی منتقدان و نویسندگان…

پر بازدیدترین ها

مصاحبه با حسین گیتی | درباره جشنواره فيلم فجر

مصاحبه با حسین گیتی | درباره جشنواره فيلم فجر

سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی سعی کرده تا بخش عظیمی از ایده هایش را از اسلام و به ویژه شیعه بگیرد یعنی تلاشش این بوده . امسال فیلم های جشنواره گرایش شدیدی به دین دارند و دین محور هستند و سینمایی هم شده اند...
درباره جشنواره فیلم فجر | مصاحبه با دکتر کوشکی

درباره جشنواره فیلم فجر | مصاحبه با دکتر کوشکی

در این مصاحبه با محمد صادق کوشکی هم صحبت شده‌ایم و در مورد جهت‌گیری جشنواره سی و یکم و کیفیت فیلم‌های شرکت کننده در جشنواره از او سوالاتی پرسیدیم که در ادامه می‌خوانید…
چهارپایه هفت | نگاهی به ملاحظات نهادی در برنامه هفت

چهارپایه هفت | نگاهی به ملاحظات نهادی در برنامه هفت

وداع فریدون جیرانی با صندلی اجرای برنامه هفت موضوع به روزی نیست. این‌که دقیقا کدام مساله باعث شد که مجری اهل ملاحظه‌ای که حوصله بسیاری از اهالی سینما را به سر برده بود، بی‌ملاحظه از برنامه خودساخته‌اش خارج شود، به قدر کافی محل گفتگوی اهل رسانه بوده است…
Powered by TayaCMS