دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اجل مسمّی و معلّق یعنی چه؟

No image
اجل مسمّی و معلّق یعنی چه؟

قدس آنلاین _مصطفی لعل شاطری: بدون شک انسان دارای دو گونه سرآمد و اجل است: سرآمد و اجل حتمی که پایان استعداد جسم انسان برای بقاء است و با فرا رسیدن آن هر چیز به فرمان الهی پایان می گیرد.

به گزارش قدس آنلاین، سرآمد و اجل معلق که با دگرگونی شرائط دگرگون می شود، فی‌المثل انسانی دست به انتحار و خود کشی می زند در حالی که اگر این گناه کبیره را انجام نمی داد سالها زنده می ماند و یا بر اثر روی آوردن به مشروبات الکلی و مواد مخدر و شهوترانی بی حد و حساب توانایی جسمی خود را در مدت کوتاهی از دست می دهد، در حالی که اگر این امور نبود سالیان بسیاری می توانست عمر کند. اینها اموری است که برای همه قابل درک و تجربه است و احدی نمی تواند آن را انکار کند.

در زمینه حوادث ناخواسته نیز اموری وجود دارد که مربوط به اجل معلق است که آن نیز قابل انکار نمی باشد. بنابراین اگر در روایات فراوانی آمده است که انفاق در راه خدا یا صله رحم عمر را طولانی و بلاها را برطرف می سازد در حقیقت ناظر به همین عوامل است و هر گاه ما این دو نوع اجل و سرآمد عمر را از هم تفکیک نکنیم درک بسیاری از مسائل در رابطه با «قضا و قدر» و «تأثیر جهاد و تلاش و کوشش در زندگی انسانها» لاینحل خواهد ماند.

این بحث را با یک مثال ساده می توان روشن ساخت و آن اینکه: انسان یک دستگاه اتومبیل جدید تهیه می کند که طبق پیش بینی های مختلفی که در ساختمان آن به کار رفته می‌تواند مثلاً بیست سال عمر کند، اما مشروط به اینکه به آن دقیقاً برسند و مراقبتهای لازم را به عمل آورند. در این صورت اجل حتمی این اتومبیل همان بیست سال است که از آن فراتر نمی رود . ولی اگر مراقبتهای لازم انجام نشود و آن را به دست افراد ناآگاه و لاابالی بسپارند و بیش از قدرت و ظرفیت از آن کار بکشند و در جاده های پرسنگلاخ همه روزه آن را به کار گیرند ممکن است عمر بیست ساله آن به نصف یا به عشر تنزل پیدا کند این همان «اجل معلق» آن است.

بسیاری از موجودات از نظر ساختمان طبیعی و ذاتی استعداد و قابلیت بقاء برای مدتی طولانی دارند، ولی در اثناء این مدت ممکن است موانعی ایجاد شود که آنها را از رسیدن به حداکثر عمر طبیعی باز دارد. مثلاً یک چراغ نفت سوز با توجه به مخزن نفت آن، ممکن است مثلاً بیست ساعت استعداد روشنایی داشته باشد، اما وزش یک باد شدید و ریزش باران و یا عدم مراقبت از آن سبب می شود که عمر آن کوتاه گردد. در اینجا اگر چراغ با هیچ مانعی برخورد نکند و تا آخرین قطره نفت آن بسوزد سپس خاموش شود به اجل حتمی خود رسیده است و اگر موانعی قبل از آن باعث خاموشی چراغ گردد مدت عمر آن را «اجل غیر حتمی» می گوییم.

در مورد یک انسان نیز چنین است اگر تمام شرائط برای بقای او جمع گردد و موانع برطرف شود ساختمان و استعداد او ایجاب می کند که مدتی طولانی هر چند این مدت بالاخره پایان و حدی دارد عمر کند. اما ممکن است بر اثر سوء تغذیه یا مبتلا شدن به اعتیادات مختلف و یا دست زدن به خودکشی یا ارتکاب گناهان خیلی زودتر از آن مدت بمیرد. مرگ را در صورت اول اجل حتمی و در صورت دوم اجل غیر حتمی می نامند و به تعبیر دیگر اجل حتمی در صورتی است که ما به مجموع علل تامه بنگریم و اجل غیر حتمی در صورتی است که تنها مقتضیات را در نظر بگیریم.

با توجه به این دو نوع «اجل» بسیاری از مطالب روشن می شود ، از جمله اینکه در روایات می خوانیم صله رحم عمر را زیاد و یا قطع رحم عمر را کم می کند (منظور از عمر و اجل در این موارد اجل غیر حتمی است) و یا اینکه در آیه ای می خوانیم «فاذا جاء اجلهم لایستأخرون ساعة و لایستقدمون؛ هنگامی که اجل آنها فرا رسد نه ساعتی به عقب می افتد و نه جلو»، در اینجا منظور از اجل همان مرگ حتمی است .بنابراین آیه مزبور تنها مربوط به موردی است که انسان به عمر نهایی خود رسیده است و اما مرگهای پیش رس را به هیچ وجه شامل نمی شود.

در هر صورت باید توجه داشت که هر دو اجل از ناحیه خدا تعیین می شود یکی به طور مطلق و دیگری به عنوان مشروط و یا معلق. درست مثل اینکه می گوییم: این چراغ بعد از بیست ساعت بدون هیچ قید و شرط خاموش می شود و نیز می گوییم اگر طوفانی بوزد بعد از دو ساعت خاموش خواهد شد. در مورد انسان و اقوام و ملتها نیز چنین است. می گوییم خداوند اراده کرده است که فلان شخص یا ملت پس از فلان مقدار عمر به طور قطع از میان برود و نیز می گوییم اگر ظلم و ستم و نفاق و تفرقه و سهل انگاری و تنبلی را پیشه کنند در یک سوم آن مدت از بین خواهند رفت. پس هر دو اجل از ناحیه خدا است یکی مطلق و دیگری مشروط.

در این راستا از امام صادق (علیه السلام) در ذیل آیه فوق چنین نقل شده که فرمودند: هما اجلان اجل محتوم و اجل موقوف: «این اشاره به دو نوع اجل است، اجل حتمی و اجل مشروط» و در احادیث دیگری که در این زمینه وارد شده تصریح گردیده است که اجل غیر حتمی (مشروط) قابل تقدیم و تأخیر است و اجل حتمی قابل تغییر نیست.

منابع:

۱- قرآن کریم، سوره اعراف: آیه 34 .

2- حویزی، نورالثقلین، ج 1: 504.

3ـ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 18: 209؛ ج 5: 149.

4- مکارم شیرازی، یکصد و هشتاد پرسش: 145-146.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

استغاثه از دیدگاه وهابیت

از موضوعاتی که در طول تاریخ بین همه مسلمانان رایج بوده،موضوع استغاثه و درخواست حاجت از اولیای الهی است که مورد قبول همه مسلمانان (جز وهابیت) می‌باشد که این عمل را مشروع و جایز می‌دانند در حقیقت انسان با استغاثه نمودن، وجود مقدس پیامبر(ص) و ائمه معصومین (ع) را واسطه فیض قرار می‌دهد...
No image

ابن تیمیه

از جمله کسانی که در طول چند قرن اخیر، مورد توجه وهابیون قرار گرفته و برای او ارزش فراوانی قائل شده‌اند؛احمد بن عبدالحلیم معروف به «ابن تیمیه» است.
No image

حصنی دمشقی و نقد ابن تیمیه

همواره نقد شخصیت‌های علمی مذاهب اسلامی به خصوص علمای اهل سنت تاثیر به سزایی در شناخت فرقه وهابیت و بنیانگذار فکری وی یعنی ابن تیمیه دارد در این مقاله به نظر یکی از علمای مذهب شافعی به نام حصنی دمشقی پیرامون ابن تیمیه و فتاوای وی می‌پردازم.
No image

عبدالعزیزبن باز

یکی از علمای وهابیت که نقش مهمی در احیای تفکٌرات، ابن‌تیمیه و شاگردش ابن قیم جوزیه و محمدبن عبدالوهاب داشته است، عبدالعزیز بن باز است که نزد وهابیان به مفتی اعظم مشهور است برای اینکه بیشتر با او آشنا شویم زندگی‌نامه، فعالیت‌ها، فتواها ‌و تفکرات او را مرور می‌کنیم.
No image

محمد ناصر الدین البانی

یکی از علمای معاصر وهابیٌت که در علوم حدیث در بین وهابیٌان دارای شهرت بسزایی است،‌ شیخ محمد ناصرالدین البانی می‌باشد که مورد احترام خاصٌ آن‌ها می‌باشد...

پر بازدیدترین ها

No image

خدای وهابیان

No image

محمد بن عبدالوهاب

No image

فرقه وهابیت

No image

عبدالعزیزبن باز

یکی از علمای وهابیت که نقش مهمی در احیای تفکٌرات، ابن‌تیمیه و شاگردش ابن قیم جوزیه و محمدبن عبدالوهاب داشته است، عبدالعزیز بن باز است که نزد وهابیان به مفتی اعظم مشهور است برای اینکه بیشتر با او آشنا شویم زندگی‌نامه، فعالیت‌ها، فتواها ‌و تفکرات او را مرور می‌کنیم.
Powered by TayaCMS